“بیرون بیا رفیق!
به مخاطره انداز،
خرده پولت را که دگر پولی نیست،
جای خوابت را که زیر باران است
و کارت را که فردا از دست میدهی.
به خیابان بیا! مبارزه کن!
برای انتظار بسی دیر است
به خود کمک کن،
آندم که به یاری ما میشتابی: متحد شو!
فدا کن آنچه داری، رفیق!
تو هیچ نداری
بیرون بیا
و برابر اسلحهها بایست
و بر حقوقت پافشاری کن.
اگر بدانی که چیزی برای از دست دادن نداری،
گزمگان آنها، تفنگ کافی نخواهند داشت.
به خیابان بیا! مبارزه کن!
برای انتظار بسی دیر است
به خود کمک کن،
آندم که به یاری ما میشتابی: متحد شو!”
―
به مخاطره انداز،
خرده پولت را که دگر پولی نیست،
جای خوابت را که زیر باران است
و کارت را که فردا از دست میدهی.
به خیابان بیا! مبارزه کن!
برای انتظار بسی دیر است
به خود کمک کن،
آندم که به یاری ما میشتابی: متحد شو!
فدا کن آنچه داری، رفیق!
تو هیچ نداری
بیرون بیا
و برابر اسلحهها بایست
و بر حقوقت پافشاری کن.
اگر بدانی که چیزی برای از دست دادن نداری،
گزمگان آنها، تفنگ کافی نخواهند داشت.
به خیابان بیا! مبارزه کن!
برای انتظار بسی دیر است
به خود کمک کن،
آندم که به یاری ما میشتابی: متحد شو!”
―
“آنگاهکه خرد را سودی نیست، خردمندی دردمندی است.”
― The Theban Plays
― The Theban Plays
“آدم باید در طول زندگی هر روز
کمی موسیقی گوش کند، کمی شعر بخواند و روزی یک تصویر زیبا ببیند
تا علایق دنیوی نتوانند حس زیبایی شناسی را خداوند در روح او قرار داده است، نابود کند”
―
کمی موسیقی گوش کند، کمی شعر بخواند و روزی یک تصویر زیبا ببیند
تا علایق دنیوی نتوانند حس زیبایی شناسی را خداوند در روح او قرار داده است، نابود کند”
―
“هیچ قلبی بهواسطه هماهنگی به قلب دیگر متصل نمیشود، در عوض آنها عمیقاً بهواسطه زخمهایشان به هم پیوند خواهند خود. درد به در پیوند میخورد، آسیب به آسیب. تا صدای ضجه بلند نشود، سکوت معنا ندارد و تا خونی ریخته نشود، بخشش معنی پیدا نمیکند.”
― Colorless Tsukuru Tazaki and His Years of Pilgrimage
― Colorless Tsukuru Tazaki and His Years of Pilgrimage
“چگونه میتوان مرگ را نصف کرد؟
نیمی را در آغوش کشید و نیم دیگر را گذاشت برای بعد
و آنگونه مُرد
که مردن، تعویق مردن باشد
ﺑﺎ ﺩﻫﺎﻧﻰ ﻧﻮ
چگونه میخندی ﺑﻪ ﺩﻫﺎﻥ ﭘﺎﺭﻩﺍﺕ؟
ﺑﺎ ﺩﻭ ﺩﺳﺖ ﺳﺮﺥ، ﺩﻭ ﺩﺳﺖ ﺩﻳﮕﺮﺕ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪﺍﻯ
ﺑﺎ ﺩﻭ ﺧﻮﻥ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻥ
ﮐﻪ ﻧﺸﺖ ﻣﯽکند ﺍﺯ ﺷﮑﺎﻑ ﺷﻘﻴﻘﻪﻫﺎﺕ
ﺍﺯ ﺩﺭﺯﻯ ﻋﻤﻴﻖ، ﻣﻴﺎﻥ ﺩﻭ ﭼﺸﻢ
ﻣﻴﺎﻥ ﺳﻴﻨﻪ ﻭ ﮔﺮﺩﻥ
ﻭ ﻫﺮ ﺑﺎﺭ ﺷﮑﻠﯽ ﺟﺪﯾﺪ ﻣﯽﮔﯿﺮﯼ؛
ﮐﻪ ﺑﺪﻥ، ﻇﺮﻑ ﻧﺤﯿﻒﺍﺕ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻧﺎﻣﺖ ﺁب
ﻓﺮﺩﺍ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮐﺪﺍﻡ ﺗﻦ ﻣﯽﺭﯾﺰﯼ؟
ﺍﯼ ﻣﺤﻤﺪ ﻣﺨﺘﺎﺭﯼ!
ﻳﮏ ﺑﺎﺭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﻳﺪﻧﺪ ﻭ ﮐﺸﺘﻨﺪ
ﻳﮏ ﺑﺎﺭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﮐﺸﺘﻨﺪ ﻭ ﺩﺯﺩﻳﺪﻧﺪ”
―
نیمی را در آغوش کشید و نیم دیگر را گذاشت برای بعد
و آنگونه مُرد
که مردن، تعویق مردن باشد
ﺑﺎ ﺩﻫﺎﻧﻰ ﻧﻮ
چگونه میخندی ﺑﻪ ﺩﻫﺎﻥ ﭘﺎﺭﻩﺍﺕ؟
ﺑﺎ ﺩﻭ ﺩﺳﺖ ﺳﺮﺥ، ﺩﻭ ﺩﺳﺖ ﺩﻳﮕﺮﺕ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪﺍﻯ
ﺑﺎ ﺩﻭ ﺧﻮﻥ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻥ
ﮐﻪ ﻧﺸﺖ ﻣﯽکند ﺍﺯ ﺷﮑﺎﻑ ﺷﻘﻴﻘﻪﻫﺎﺕ
ﺍﺯ ﺩﺭﺯﻯ ﻋﻤﻴﻖ، ﻣﻴﺎﻥ ﺩﻭ ﭼﺸﻢ
ﻣﻴﺎﻥ ﺳﻴﻨﻪ ﻭ ﮔﺮﺩﻥ
ﻭ ﻫﺮ ﺑﺎﺭ ﺷﮑﻠﯽ ﺟﺪﯾﺪ ﻣﯽﮔﯿﺮﯼ؛
ﮐﻪ ﺑﺪﻥ، ﻇﺮﻑ ﻧﺤﯿﻒﺍﺕ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻧﺎﻣﺖ ﺁب
ﻓﺮﺩﺍ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮐﺪﺍﻡ ﺗﻦ ﻣﯽﺭﯾﺰﯼ؟
ﺍﯼ ﻣﺤﻤﺪ ﻣﺨﺘﺎﺭﯼ!
ﻳﮏ ﺑﺎﺭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﻳﺪﻧﺪ ﻭ ﮐﺸﺘﻨﺪ
ﻳﮏ ﺑﺎﺭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﮐﺸﺘﻨﺪ ﻭ ﺩﺯﺩﻳﺪﻧﺪ”
―
What's the Name of That Book???
— 120178 members
— last activity 3 hours, 14 min ago
Can't remember the title of a book you read? Come search our bookshelves and discussion posts. If you don’t find it there, post a description on our U ...more
داستان كوتاه
— 3328 members
— last activity Aug 13, 2025 09:15AM
گروهي براي علاقمندان به داستان كوتاه اينجا گرد هم اومديم تا داستان بخونيم ، داستان بنويسيم ، با هم حرف بزنيم و حداقل چند دقيقه دلمشغولي هاي بي انتها ...more
Sali-steady-read’s 2025 Year in Books
Take a look at Sali-steady-read’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Favorite Genres
Christian, Ebooks, Fiction, History, Horror, Memoir, Mystery, Philosophy, Psychology, Religion, Romance, Science fiction, Suspense, Spirituality, and Thriller
Polls voted on by Sali-steady-read
Lists liked by Sali-steady-read
























































