“They say, that when I was born,
my mother taught me to suck the milk.
And every night beside my crib,
she taught me to sleep as soft as silk.
With a smile she pressed her lips to mine,
till my mouth with joy oversplit.
She took my hand and guided my foot,
till I learned to walk with a happy lilt.
One word, two words, then three and more...
that's how she taught me to talk.
That's why my life is part of her life,
and will remain so as long as I live”
―
my mother taught me to suck the milk.
And every night beside my crib,
she taught me to sleep as soft as silk.
With a smile she pressed her lips to mine,
till my mouth with joy oversplit.
She took my hand and guided my foot,
till I learned to walk with a happy lilt.
One word, two words, then three and more...
that's how she taught me to talk.
That's why my life is part of her life,
and will remain so as long as I live”
―
“از هر لیوانی که آب نوشیدم
طعم لبان تو و پاییزی
که تو در آن به جا ماندی به یادم بود
فراموشی پس از فراموشی
اما
چرا طعم لبان تو و پاییری که تو در آن
گم شدی در خانه مانده بود
ما سرانجام توانستیم
پاییز را از تقویم جدا کنیم
اما
طعم لبان تو بر همه ی لیوان ها و بشقاب ها
حک شده بود
لیوان ها و بشقاب ها را از خانه بیرون بردم
کنار گندم ها دفن کردم
زود به خانه آمدم
تو در آستانه ی در ایستاده بودی
تو در محاصره ی لیوان ها و بشقاب ها مانده بودی
گیسوان تو سفید
اما
لبان تو هنوز جوان بود”
―
طعم لبان تو و پاییزی
که تو در آن به جا ماندی به یادم بود
فراموشی پس از فراموشی
اما
چرا طعم لبان تو و پاییری که تو در آن
گم شدی در خانه مانده بود
ما سرانجام توانستیم
پاییز را از تقویم جدا کنیم
اما
طعم لبان تو بر همه ی لیوان ها و بشقاب ها
حک شده بود
لیوان ها و بشقاب ها را از خانه بیرون بردم
کنار گندم ها دفن کردم
زود به خانه آمدم
تو در آستانه ی در ایستاده بودی
تو در محاصره ی لیوان ها و بشقاب ها مانده بودی
گیسوان تو سفید
اما
لبان تو هنوز جوان بود”
―
“به خدا
جای ستاره در اين پيالهی پُر گريه نيست
جای شقايق تشنه
اين خاک خسته و اين گلدان شکسته نيست
بگو کجا فالِ بوسه و
فهم روشنِ آغوشِ آدمی میفروشند ”
― دعای زنی در راه که تنها میرفت
جای ستاره در اين پيالهی پُر گريه نيست
جای شقايق تشنه
اين خاک خسته و اين گلدان شکسته نيست
بگو کجا فالِ بوسه و
فهم روشنِ آغوشِ آدمی میفروشند ”
― دعای زنی در راه که تنها میرفت
داستان هاي كوتاه طنز
— 298 members
— last activity Apr 11, 2018 12:24AM
براي علاقمندان داستان هاي طنز ايراني و خارجي طنز یعنی قاقاه گریستن و زار زار خندیدن
عاشقانه هاي پاك- Pure Love
— 721 members
— last activity Jan 04, 2022 05:09AM
اين گروه در خصوص كتابها ،مقالات و نوشته هايي است كه همه افراد در خصوص برقراري روابط انساني ، عاشقانه ،ادبي وهنري با هم ردوبدل مي كنند اين گروه شماست ش ...more
قیصر امین پور
— 238 members
— last activity Apr 21, 2019 11:23AM
قیصر خیلی زود ما را در دریغ و حسرت همیشگی نبودنش گذاشت و رفت...اینجا از او،اشعار و نوشته هایش خواهیم گفت
مهدی صاحب الزمان
— 30 members
— last activity Jan 02, 2010 10:46PM
این گروه به مباحث ویژه بحث مهدویت و علائم ظهور و چگونگی انتظار می پردازد
شعر سـپـيـد
— 470 members
— last activity Feb 04, 2018 08:24AM
آنها كه برگ هاي شعرشان سـپِيد نه ! من خانه ای ندارم , سقفی نمانده است , دیوار و سقف خانه ی من همین هاست که می نویسم . همین طرز نوشتن از راست به ...more
Lila’s 2025 Year in Books
Take a look at Lila’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
Polls voted on by Lila
Lists liked by Lila













