Discover new books on Goodreads
Meet your next favorite book

Mahtab

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Mahtab.


Loading...
عباس صفاری
“دنيا كوچكتر از آن است
كه گم شده اي را در آن يافته باشي
هيچ كس اينجا گم نمي شود
آدمها به همان خونسردي كه آمده اند
چمدانشان را مي بندند
و ناپديد مي شوند
يكي در مه
يكي در غبار
يكي در باران
يكي در باد
و بي رحم ترينشان در برف
آنچه به جا مي ماند
رد پايي است
و خاطره اي كه هر از گاه
پس مي زند مثل نسيم سحر
پرده هاي اتاقت را”
عباس صفاری / Abas Safari, کبریت خیس

M
“معشوق زمینی


این شب یاد آور دوره طولانی درد است.
گویی آنچه از پس این سالیان گذشته است به یکبار به خاطر می آورم.
آری، گنهکارم. گنهی که خود ندانم از چه بوده است.
ای اله، گله ای نیست ولی این دل طلب یار دارد.
گفتی سوزد و سازد که ساخته آید و آرامش ابدی یابد که نشدنی نمود و گنه از پی نشدن و گنه از پی ضعف.
چه، دل در پی آن رود. آن یار که ندانم کجاست.
تو خود بگوی او مرا طلب نمی کند؟ تو خود بگوی صدای مرا نمی شنوی؟
تو خود وعده کردی که آرامش دهم و من در انتظار آن موعود هستم.
از آن دل با احساس چه ساخته ای؟ استدلالی خودخواه که فقط می سازد آنچه می پسندد یا گنهکار روسیاه که آنچه پسندد خوبی داند؟
آری، استلالی مردی که گذر عمر در می یابد و کنون که به نیم ره رسیده است خود را خالی می یابد.
خالی از معشوق و معشوق بودن، خالی از یقین، خالی از خوبی و گناه، خالی از عقل و خالی از آنچه آفریده ای.
نمی دانم این آزادی است یا اسارتی نو.
دوست دارم چون پرنده ای پرواز کنم. پرنده ای که مرزها نشناسد و از هر آنچه قید است بگذرد.
خدایا، بر این پرنده کوچک توان ده تا بر بهشت تو وارد آید و بر بندگان پاک تو نظر کند.
یار خود در میان آنان بیابد که زمینیان پاک در زمین تنها و نزد تو آرامش یابند.
خدایا،
آیا هنوز وعده بر آرامش این بنده داری؟
آیا یار مرا در کنار خود محفوظ داری؟
او دلتنگ زمین نیست؟ دلتنگ معشوق زمینی؟
او در پرنده شدن رقیب من بود و پرواز کردن زودتر آموخت. آن قدر زود که قلب مرا در زمین جای گذاشت.
آری، امشب دلم می گوید آن پرنده کوچک منتظر است.
خدایا، گفتم تا تو خود چاره سازی که عظیمی و هر آنچه خواهی توانی.
آری، یادم آید که گفت هیچ چیز و هیچ کس او را من نخواهد شد.
افسوس که درس آخر پرواز به من نیاموخت.”
M

احمد شاملو
“آن‌که می‌گوید دوستت دارم
خُـنـیـاگر غمگینی‌ست
که آوازش را از دست داده است

ای کاش عشق را
زبان ِ سخن بود

هزار کاکلی شاد
در چشمان توست
هزار قناری خاموش
در گلوی من

عشق را
ای کاش زبان ِ سخن بود

آن‌که می‌گوید دوستت دارم
دل اندُه گین شبی ست
که مهتابش را می جوید

ای کاش عشق را
زبان ِ سخن بود

هزار آفتاب خندان در خرام ِ توست
هزار ستاره‌ی گریان
در تمنای من

عشق را
ای کاش زبان ِ سخن بود”
احمد شاملو

“آدم‌ها می‌آیند
زندگی می‌کنند
می‌میرند
و می‌روند
اما
فاجعه‌ی زندگی تو
آن هنگام آغاز می‌شود
که آدمی می‌ميرد
اما
نمی‌رود
می‌ماند
و نبودنش در بودن تو
چنان ته ‌نشین می‌شود
که تو می‌میری در حالی که زنده­‌ای
و او زنده می‌شود در حالی که مرده است

از مزار که بازگشتی
قبرستان را به خانه نیاور”
آزاده طاهايي / Azadeh Tahaei

M
“مدتی است که سخن از دل ننوشته ام. آری این شب سکوت دلم شکند و گویی عشق آنجای می کشاندم که سالیان نبوده ام. آری، ضرب زیبای عشق می شنوم. آن یار کنون با دیگری نشسته است؟ او از من و برای من است. این نانبشته عشق است که فریاد می زنم.
سالیان گذشت و خستگی فراغ بر دلم سوزی گران نهاد. گاه گویم آدمی نشایدم که عشق ز من روی برتافته است. آری این شب تولدی دگر است. گویی عاشق گشته ام، جوان شده ام و ضرب دلنواز تار در کوهساران زیبا یاد آور گذران سریع زمان است. آن روزهای پر از عشق، آن روزهای خاطره، آن روزهای به خاطر دل زنده ماندن، آن روزهای به خاطر عشق گریه کردن، آن روزهای بی بدیل. آه، دلم پر از درد است. گویی دردها را قفلی نهاده بر دل نهاده اند.
گویدم، آن یار که خدای عشق او بر دل نهاد می ستاند تا آدمی بار دگر گداخته آید و بر خدای ستایش کند. گویمش خدایا آن چرا دادی که ستانی. آری می شنوم آن نوای دل انگیز را که دهم، دهم، دهم ... . آن جای دهم که لحظه اش هزاران سال است. آن جای که بوسه اش بافتن مژگان بر یکدگر است. آن جای که اشک خشکیده فراغ گونه ات بر گونه یار رساند و رساندنی ابدی. آنگاه بگریی بر عظمت خالق.
اگر گویدم، آنکه جویی هرگز نیابی، باز می جویم. می جویم و می جویم تا رسم و یابم. آنگاه خدای را پرستش کنم و سر بر دامن او نهم که ساخته آمدم چه به سوی او روانم.
آن عشق که نتوان رسید در جوار اله است. چه اگر بر آن نرسی خالقت جویی.”
M

4178 (Cinema) سینما — 694 members — last activity Aug 23, 2025 03:54PM
علاقمندان جدی به سینما در هر نوع ژانر
7427 Chemistry — 38 members — last activity May 13, 2011 07:54PM
For all those who enjoy chemistery & like to know more about it.And for those who have lots questions 'bout chemistry in their mind-like me!- , hoping ...more
29807 جمله — 316 members — last activity Jun 20, 2017 01:50AM
کلماتِ عاشق، جمله می شوند
3565 غزل معاصر — 414 members — last activity Nov 04, 2020 01:04AM
شب هاي شعرخواني من بي فروغ نيست اما تو با چـراغ بيا تا ببينـي ام
4626 داستان هاي كوتاه طنز — 298 members — last activity Apr 11, 2018 12:24AM
براي علاقمندان داستان هاي طنز ايراني و خارجي طنز یعنی قاقاه گریستن و زار زار خندیدن
More of Mahtab’s groups…
year in books
Tubi(Se...
2,907 books | 1,345 friends

Arash A...
588 books | 836 friends

Penguin...
579 books | 4,872 friends

Zahra
683 books | 254 friends

Gholam ...
428 books | 800 friends

Ghazaleh G
82 books | 14 friends

Zohreh ...
5,100 books | 396 friends

مرجان م...
1,286 books | 1,006 friends

More friends…


Polls voted on by Mahtab

Lists liked by Mahtab