60 books
—
22 voters
Discover new books on Goodreads
Meet your next favorite book
to-read
(601)
currently-reading (0)
read (1450)
did-not-finish (4)
شعر (620)
رمان-و-داستان (450)
فلسفه (295)
دین (243)
ادبیات (225)
currently-reading (0)
read (1450)
did-not-finish (4)
شعر (620)
رمان-و-داستان (450)
فلسفه (295)
دین (243)
ادبیات (225)
تاریخ
(214)
کودک-و-نوجوان (176)
عرفان (163)
سیاست (159)
می-خواهم-بخرم (117)
جامعه (84)
سینما (78)
فرهنگ (62)
پژوهش-هنر (62)
کودک-و-نوجوان (176)
عرفان (163)
سیاست (159)
می-خواهم-بخرم (117)
جامعه (84)
سینما (78)
فرهنگ (62)
پژوهش-هنر (62)
“اتّقِ اللَّهَ بَعْضَ التُّقَى وَ إِنْ قَلَّ ،
وَ اجْعَلْ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ اللَّهِ سِتْراً وَ إِنْ رَق.
قدری از خدا بترس و باتقوا باش، هرچند اندک ،
و میان خود و خداوند پرده ای بیاویز، هرچند نازک.”
― نهج البلاغه
وَ اجْعَلْ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ اللَّهِ سِتْراً وَ إِنْ رَق.
قدری از خدا بترس و باتقوا باش، هرچند اندک ،
و میان خود و خداوند پرده ای بیاویز، هرچند نازک.”
― نهج البلاغه
“الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه علی ما درت معایشهم فاذا محصوا بالبلاء قل الدیانون
مردم بردگان دنیایند و دین بازیچۀ زبانشان. تا آنگاه که آب و نانشان برسد همراه دین هستند، اما آنگاه که آزمون و بلایی رسد، دینداران اندکند”
―
مردم بردگان دنیایند و دین بازیچۀ زبانشان. تا آنگاه که آب و نانشان برسد همراه دین هستند، اما آنگاه که آزمون و بلایی رسد، دینداران اندکند”
―
“آمدمت که بنگرم گریه نمیدهد امان
نامدگان و رفتگان از دو کرانهی زمان
سوی تو میدوند هان ای تو همیشه در میان
در چمن تو میچرد آهوی دشت آسمان
گرد سر تو میپرد باز سپید کهکشان
هر چه به گرد خویشتن مینگرم درین چمن
آینهی ضمیر من جز تو نمیدهد نشان
ای گل بوستان سرا از پس پردهها در آ
بوی تو میکشد مرا وقت سحر به بوستان
ای که نهان نشستهای باغ درون هستهای
هسته فروشکستهای کاین همه باغ شد روان
مست نیاز من شدی پردهی ناز پس زدی
از دل خود بر آمدی آمدن تو شد جهان
آه که میزند برون از سر و سینه موج خون
من چه کنم که از درون دست تو میکشد کمان
پیش وجودت از عدم زنده و مرده را چه غم
کز نفس تو دمبهدم میشنویم بوی جان
پیش تو جامه در برم نعره زند که بر درم
آمدمت که بنگرم گریه نمیدهد امان”
―
نامدگان و رفتگان از دو کرانهی زمان
سوی تو میدوند هان ای تو همیشه در میان
در چمن تو میچرد آهوی دشت آسمان
گرد سر تو میپرد باز سپید کهکشان
هر چه به گرد خویشتن مینگرم درین چمن
آینهی ضمیر من جز تو نمیدهد نشان
ای گل بوستان سرا از پس پردهها در آ
بوی تو میکشد مرا وقت سحر به بوستان
ای که نهان نشستهای باغ درون هستهای
هسته فروشکستهای کاین همه باغ شد روان
مست نیاز من شدی پردهی ناز پس زدی
از دل خود بر آمدی آمدن تو شد جهان
آه که میزند برون از سر و سینه موج خون
من چه کنم که از درون دست تو میکشد کمان
پیش وجودت از عدم زنده و مرده را چه غم
کز نفس تو دمبهدم میشنویم بوی جان
پیش تو جامه در برم نعره زند که بر درم
آمدمت که بنگرم گریه نمیدهد امان”
―
“عدل در نظر جوان محترم است؛ خواه اسلام باشد، خواه نباشد؛ خواه خدایی باشد، خواه خدایی نباشد. او عاشق و شیفته عدل است. و تو نگو این شیفتگی تو به عدل غلط است. قرآن میگوید صحیح است. مگر نمیبینی قرآن میگوید «انّ اللّه یأمر بالعدل؟» وقتی میخواهد خدا را معرفی کند میگوید خدا آن است که فرمان به عدل میدهد.
آیا آن جوان اشتباه میرود؟ اگر دل و روح او به سوی عدل پرواز کند او را تخطئه میکنی؟ این گرایش را گرایش غیر خدایی میشناسی؟ پس قرآن چه میگوید؟ پس فطرت چه میگوید؟ پس عقل چه میگوید؟ ببین چه کسی تجاوزگر است. ببین چه کسی راه انحرافی میرود: این میخواهد از مسیر عدل به خدا برسد یا تو و منی که آمدهایم عدل و خدا را از هم جدا کردهایم؟ انسان خدایی باشد اما رئیس الظلمه هم باشد! کداممان اشتباه کردهایم؟”
― بایدها و نبایدها
آیا آن جوان اشتباه میرود؟ اگر دل و روح او به سوی عدل پرواز کند او را تخطئه میکنی؟ این گرایش را گرایش غیر خدایی میشناسی؟ پس قرآن چه میگوید؟ پس فطرت چه میگوید؟ پس عقل چه میگوید؟ ببین چه کسی تجاوزگر است. ببین چه کسی راه انحرافی میرود: این میخواهد از مسیر عدل به خدا برسد یا تو و منی که آمدهایم عدل و خدا را از هم جدا کردهایم؟ انسان خدایی باشد اما رئیس الظلمه هم باشد! کداممان اشتباه کردهایم؟”
― بایدها و نبایدها
“زمانه قرعۀ نو میزند به نام شما
خوشا شما که جهان میرود به کام شما
درین هوا چه نفسها پر آتش است و خوش است
که بوی عود دل ماست در مشام شما
تنور سینۀ سوزان ما به یاد آرید
کز آتش دل ما پخته گشت خام شما
فروغ گوهری از گنج خانۀ دل ماست
چراغ صبح که برمیدمد ز بام شما
ز صدق آینه کردار صبحخیزان بود
که نقش طلعت خورشید یافت شام شما
زمان به دست شما میدهد زمام مراد
از آن که هست به دست خرد زمام شما
همای اوج سعادت که میگریخت ز خاک
شد از امان زمین دانهچین دام شما
به زیر ران طلب زین کنید اسب مراد
که چون سمند زمین شد سپهر رام شما
به شعر سایه در آن بزمگاه آزادی
طرب کنید که پر نوش باد جام شما”
― سیاه مشق
خوشا شما که جهان میرود به کام شما
درین هوا چه نفسها پر آتش است و خوش است
که بوی عود دل ماست در مشام شما
تنور سینۀ سوزان ما به یاد آرید
کز آتش دل ما پخته گشت خام شما
فروغ گوهری از گنج خانۀ دل ماست
چراغ صبح که برمیدمد ز بام شما
ز صدق آینه کردار صبحخیزان بود
که نقش طلعت خورشید یافت شام شما
زمان به دست شما میدهد زمام مراد
از آن که هست به دست خرد زمام شما
همای اوج سعادت که میگریخت ز خاک
شد از امان زمین دانهچین دام شما
به زیر ران طلب زین کنید اسب مراد
که چون سمند زمین شد سپهر رام شما
به شعر سایه در آن بزمگاه آزادی
طرب کنید که پر نوش باد جام شما”
― سیاه مشق
کتابداران فارسی گودریدز
— 5697 members
— last activity 7 hours, 20 min ago
گروهی برای کتابداران فارسی زبان سایت گودریدز *همچنین درخواست هایی برای ویرایش، اضافه کردن، افزودن تصویر جلد و ... در مورد کتاب های فارسی را در این گر ...more
Goodreads Librarians Group
— 340322 members
— last activity 1 minute ago
Goodreads Librarians are volunteers who help ensure the accuracy of information about books and authors in the Goodreads' catalog. The Goodreads Libra ...more
كافه شعر
— 441 members
— last activity Jun 24, 2026 06:16PM
براي شعر و ادبيات؛ مكثي به اندازه نوشيدن يك فنجان قهوه
Musicians And Music Lovers
— 1326 members
— last activity Aug 24, 2026 01:49AM
This is where we will post our videos, and our songs.
حسن’s 2025 Year in Books
Take a look at حسن’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Polls voted on by حسن
Lists liked by حسن














































