Hanieh...

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Hanieh....


خواجه تاجدار
Rate this book
Clear rating

 
Loading...
میلاد عرفان‌پور
“یک،دو،سه،چهار را شمردم تک تک
اهسته به دنبال تو رفتم با شک
وقتی که بزرگتر شدم فهمیدم
تمرین جدایی است قایم باشک”
میلاد عرفان‌پور

حبیبه جعفریان
“من دختری را می‌شناسم که دلش می‌خواست با یک فلفل دلمه‌ای ازدواج کند، با یکی از آن سبزهای خیلی درخشانش که وقتی انگشتت را به پوستش می کشی از فرط تردی و تمیزی قرچ می کند. این دختر کتاب خیلی داشت، هنوز هم خیلی دارد. یک بار به‌اش گفتم:«همه پولهایت را در همه دوره های زندگیت داده ای بالای کتاب، آره؟» و او با سر تایید کرد و گفت شاید روزی با یک فلفل دلمه ای ازدواج کند. وقتی این جمله را می‌گفت نخندید و هیچ چیز در ظاهر یا نگاهش تغییر نکرد. حتی به نظر نمی‌آمد احساسش این باشد که دارد جمله عجیب یا بی‌ربطی می‌گوید و من در یک لحظه کشف کردم که همه اینها به خاطر کتابهاست؛ این که دوست من آدم تنهایی است به خاطر کتابهاست؛ این که آدم خوشحالی نیست به خاطر کتابهاست و این که آدم عجیبی است که فکر می‌کند می‌تواند با یک فلفل دلمه‌ای ازدواج کند هم به خاطر کتابهاست. به نظرم کتاب‌ها سازنده و نابود کننده‌اند، خطرناک و ضروری‌اند، دشمن و دوستند. به نظرم کتابها از آن چیزهایی هستند که زندگی آدم ها به قبل و بعد از آنها تقسیم می‌شود؛ مثل ازدواجند، خطرناک و ضروری. نمی‌شود کسی را به آن توصیه کرد و نمی‌شود کسی را از آن نهی کرد. زندگی با وجود آن‌ها سخت و بدون آنها ساده، اما بی بو و خاصیت است...”
حبیبه جعفریان

احمد شاملو
“به تو گفتم: «گنجشک ِ کوچک ِ من باش
تا در بهار ِ تو من درختي پُرشکوفه شوم.»
و برف آب شد شکوفه رقصيد آفتاب درآمد
من به خوبي‌ها نگاه کردم و عوض شدم
من به خوبي‌ها نگاه کردم
چرا که تو خوبي و اين همه اقرارهاست، بزرگ‌ترين ِ اقرارهاست
من به اقرارهاي‌ام نگاه کردم
سال ِ بد رفت و من زنده شدم
تو لب‌خند زدي و من برخاستم

دل‌ام مي‌خواهد خوب باشم
دل‌ام مي‌خواهد تو باشم و براي ِ همين راست مي‌گويم


نگاه کن:
با من بمان!”
احمد شاملو, هوای تازه

پوریا عالمی
“معاهده ی ما
ترکمانچای نبود
عهد ساده ی نوشیدن چای بود
در عصرهایی که حسابش از تاریخ معاصر جداست
هرچند خورشید همیشه به دامان غرب پناهنده می شود
اما روشنایی خانه
چشمان تو و گردسوزی ساده بود
که شب را به صبح می رساند”
پوریا عالمی

قیصر امین‌پور
“دیشب باران قرار با پنجره داشت
روبوسی آبدار با پنجره داشت
یک ریز به گوش پنجره پچ پچ کرد
چک چک، چک چک... چکار با پنجره داشت؟”
قیصر امین‌پور, دستور زبان عشق

25x33 بیست و هشتمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران — 59 members — last activity May 08, 2015 10:26AM
هدف از راه اندازی این گروه معرفی کتاب های خوب و رد و بدل کردن اطلاعات درباره نمایشگاه میباشد .
year in books
Rozhin
891 books | 162 friends

Boshra
652 books | 118 friends

Bahar Hf
590 books | 323 friends

Setayes...
939 books | 480 friends

Hasti M...
604 books | 117 friends

Niloo N
952 books | 118 friends

نرگس پ
764 books | 218 friends

Rana He...
2,733 books | 418 friends

More friends…


Polls voted on by Hanieh...

Lists liked by Hanieh...