“آدم اینجا تنهاست
و در این تنهایی
سایه ی نارونی تا ابدیت جاریست
به سراغ من اگر می آیید
نرم و آهسته بیایید
مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من”
― هشت کتاب
و در این تنهایی
سایه ی نارونی تا ابدیت جاریست
به سراغ من اگر می آیید
نرم و آهسته بیایید
مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من”
― هشت کتاب
“نگو
نگو جايي نداري بروي
اين سه متر و نيم حياط خانه ات را هم
درست نديده اي.
دنيا را كه نمي تواني
در هواي حلزوني اين اتاق
سبك و سنگين كرد
ديوارهاي اين جهان
سر به فلك هم كه بركشند
بيش از اين پرده هاي كيپ
عرصه بر نگاه تو تنگ نمي كنند.
پرنده اي كه پر مي كشد از آشيان
نه آدرسي دارد نه شماره پروازي
نه قرار ملاقاتي،
شاخه هيچ درخت و
نرده ي هيچ بالكني را نيز
به نامش ثبت نكرده اند.
بي نام و نشان تر از پرنده كه نيستي
اين هواي ملس هم
كه از فرط زلالي و صافي
پروانه ميانش بكس و باد مي كند
خوشبختانه ارث پدري هيچ ديوثي نيست.
در انتظار چه نشسته اي
زمان علف خرس نيست عزيزم
هر ثانيه ي حرام شده اش را
بايد حساب پس بدهي
حواست نباشد
همين ساعت لكنته ي ديواري
به نيش عقربه هاي تيزش
تو را و اشتياق مرا
به اجزاي موريانه پسند تجزيه مي كند
وچشم هايت را مي برد
مانند دوتمبر باطل شده ي قديمي
در آلبومي كپك زده بچسباند.
نگو كسي به فكرت نيست
و نامت را دنيا از ياد برده است .
شايد دنيا
(تويي و من)
و نام ما مهم نيست در جريده عالم
با حروف درشت چاپ شود
همين كه جانانه بر لب جاري شود
تا ابديت خواهد رفت.”
―
نگو جايي نداري بروي
اين سه متر و نيم حياط خانه ات را هم
درست نديده اي.
دنيا را كه نمي تواني
در هواي حلزوني اين اتاق
سبك و سنگين كرد
ديوارهاي اين جهان
سر به فلك هم كه بركشند
بيش از اين پرده هاي كيپ
عرصه بر نگاه تو تنگ نمي كنند.
پرنده اي كه پر مي كشد از آشيان
نه آدرسي دارد نه شماره پروازي
نه قرار ملاقاتي،
شاخه هيچ درخت و
نرده ي هيچ بالكني را نيز
به نامش ثبت نكرده اند.
بي نام و نشان تر از پرنده كه نيستي
اين هواي ملس هم
كه از فرط زلالي و صافي
پروانه ميانش بكس و باد مي كند
خوشبختانه ارث پدري هيچ ديوثي نيست.
در انتظار چه نشسته اي
زمان علف خرس نيست عزيزم
هر ثانيه ي حرام شده اش را
بايد حساب پس بدهي
حواست نباشد
همين ساعت لكنته ي ديواري
به نيش عقربه هاي تيزش
تو را و اشتياق مرا
به اجزاي موريانه پسند تجزيه مي كند
وچشم هايت را مي برد
مانند دوتمبر باطل شده ي قديمي
در آلبومي كپك زده بچسباند.
نگو كسي به فكرت نيست
و نامت را دنيا از ياد برده است .
شايد دنيا
(تويي و من)
و نام ما مهم نيست در جريده عالم
با حروف درشت چاپ شود
همين كه جانانه بر لب جاري شود
تا ابديت خواهد رفت.”
―
“There isn't time, so brief is life, for bickerings, apologies, heartburnings, callings to account. There is only time for loving, and but an instant, so to speak, for that.”
―
―
“چایت را بنوش
نگران فردا نباش
از گندمزار من و تو
مشتی کاه می ماند
...برای بادها”
―
نگران فردا نباش
از گندمزار من و تو
مشتی کاه می ماند
...برای بادها”
―
Salar’s 2025 Year in Books
Take a look at Salar’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
Polls voted on by Salar
Lists liked by Salar






























