farideh shafaei

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about farideh.

http://www.razenarges.blogfa.com

هری پاتر و سنگ جادو
Rate this book
Clear rating

 
جبه خانه
Rate this book
Clear rating

 
چشمانی شفاف در شه...
Rate this book
Clear rating

 
Loading...
قوبادی جه‌لی زاده
“چکه»
چکه
«روشنی

۱
من غیر از
«دوستت دارم»
کار دیگری ندارم

۲
...چیزهای زیادی هست، که می خواهم به تو بگویم
مثلا اینکه؛
.دوستت دارم

۳
...کاش کتاب، پنجره ای می بود
،بازش که می کردم
تو را درش می دیدم

۴
،چراغ ها خود به خود منوّر می شوند
هنگامیکه تو
.اسم روشنایی بر زبان می آوری

۵
...از صبح پی در پی مشغول جمع کردن برهنگی هستم
،آخر شب
.برگ های زیادی از تو ریخته شده بود

۶
...گل فروش مغازه ش را بسته ست
گویا تو
.به بازار آمده ای

۷
،اتاقم سرشار از زیبایی توست
حتی صدایم نیز جایش نمی شود
.ناچار، پشت در می خوابم

۸
...ستاره ای تو را آشناست
شب جلوی پنجره ی اتاقم می آید و
...با نور اسمت را می نویسد

۹
،تا ماه زیباتر از سابق گردد
آمده سر بر سینه ات بگذارد
...لطفا پنجره را باز بگذار

۱۰
...اتاقم که مملو می گردد از پروانه
،می دانم در این لحظه
تو جلوی پنجره آمده ای و
...با خود، آواز می خوانی

۱۱
دلسرد و تنها به هم می نگریم
من، دلتنگ تو
او دلتنگ باغ
...من و فنجان مقابلم

۱۲
باغ لبریز از زمزمه‌ی گل و
،رگبارِ عطرِ گنجشگ ست
مطمئنم که تو
.از این طرف ها گذر کرده ای

۱۳
...سحرگاهان، پیاله ی شیرم که پر از نور می شود
می دانم که در این لحظه، نیمه عریان، از رختخوابت
.بیرون می آیی”
قوبادی جه‌لی زاده

قوبادی جه‌لی زاده
“1
،گر تو نمی بودی
کس نشانی گل و
منزل پروانه را نمی دانست

2
.دست می کشم از همه چیز
،از برای تو
مشغول تعریض
.پل صراط هستم

3
برایت
چندی از آن را بدل می کنم به انگشتر
قدری را گردن آویز
کمی را النگو
.از هر چه ماند نیز، شعر خواهم ساخت
.تاری از آفتاب را دزدیدم

4
.از تمام زنان زیبا، نشانی ات را می پرسم
،چرا که می دانم، زیبارویان جهان
.همه همسایه ی تو اند”
قوبادی جه‌لی زاده

قوبادی جه‌لی زاده
“...مبادا فکر خودکشی به سرش بزند
.تاکنون تو را به گل نشان نداده ام”
قوبادی جه‌لی زاده

قوبادی جه‌لی زاده
“زن را نکشید
گرنه قطره ای از عشق نمی بارد
زن را نکشید
گرنه ماه
...خانه اش را به غار می برد

زن را نکشید
گل و پروانه را مدفون نکنید
خون خدایان را نریزید
زن را نکشید!!؟؟”
قوبادی جه‌لی زاده

Sherko Bekas
“مگر من از وطنم چه می‌خواستم
به غیر از تکه ای نان
گوشه‌ای امن
جیبی با حرمت
بارانی از عشق
پنجره‌ای باز
...كه آزادی و عشق به من دهد
من چه می‌خواستم
در این حد، كه به من نداد!؟

برای همین
نیمه شبی
دری را شکستم و رفتم
.برای همیشه رفتم”
شێرکۆ بێکەس

year in books
Mb
Mb
388 books | 1,346 friends

Sepideh...
186 books | 135 friends

Tirdad ...
635 books | 291 friends

Agir(آگِر)
845 books | 2,133 friends

Mahdi L...
946 books | 2,663 friends

Shabnam
39 books | 3 friends



Favorite Genres



Polls voted on by farideh

Lists liked by farideh