farideh shafaei
http://www.razenarges.blogfa.com
“اگر چشم فرو بستم؛
خاک را بگویید
.پیکر کُرد دیگری را در خود جای ندهد
آب را بگویید
سیل اشک به سوی کردستان
.روانه نکند
باد را بگویید
.تازیانه اش را بر دل مادران کُرد نکوبد
خورشید را بگویید
.آتش غضبناکش را از سرِ کردستان بردارد
شب را بگویید
.پنجره ی امید را بر روی هیچ پدر کُردی نبندد
و خدا را بگویید
فرود آید و برای چند لحظه هم که شده
.کُرد باشد”
―
خاک را بگویید
.پیکر کُرد دیگری را در خود جای ندهد
آب را بگویید
سیل اشک به سوی کردستان
.روانه نکند
باد را بگویید
.تازیانه اش را بر دل مادران کُرد نکوبد
خورشید را بگویید
.آتش غضبناکش را از سرِ کردستان بردارد
شب را بگویید
.پنجره ی امید را بر روی هیچ پدر کُردی نبندد
و خدا را بگویید
فرود آید و برای چند لحظه هم که شده
.کُرد باشد”
―
“1
...از پنجره، باغ را نگریستم
گلی نشکفته بود؛
فهمیدم آن روز برایش لبخند نزده ای
آخر وقتی که می خندی
.نجوای شکفتن غنچه ها را می شنوم
2
...گل برای استقبال از تو، پروانه ای سَر برید
،گناه دارد
.دیگر به باغ سر مزن
3
...مبادا فکر خودکشی به سرش بزند
.تاکنون تو را به گل نشان نداده ام
4
...ماه راهنماییت می کند
گل یک دستت را می گیرد و
،پروانه دست دیگرت را
وقتیکه به خانه ی من می آیی
5
...دیگر تا به ابد نمی زدایم
عکسِ تمام عریانت
روی آینه ی حمام
.جا مانده است
6
.تنها هم که باشم؛ دو تا قهوه سفارش می دهم
مال من را، تو می نوشی و
مال تو را نیز من”
―
...از پنجره، باغ را نگریستم
گلی نشکفته بود؛
فهمیدم آن روز برایش لبخند نزده ای
آخر وقتی که می خندی
.نجوای شکفتن غنچه ها را می شنوم
2
...گل برای استقبال از تو، پروانه ای سَر برید
،گناه دارد
.دیگر به باغ سر مزن
3
...مبادا فکر خودکشی به سرش بزند
.تاکنون تو را به گل نشان نداده ام
4
...ماه راهنماییت می کند
گل یک دستت را می گیرد و
،پروانه دست دیگرت را
وقتیکه به خانه ی من می آیی
5
...دیگر تا به ابد نمی زدایم
عکسِ تمام عریانت
روی آینه ی حمام
.جا مانده است
6
.تنها هم که باشم؛ دو تا قهوه سفارش می دهم
مال من را، تو می نوشی و
مال تو را نیز من”
―
“زن را نکشید
گرنه قطره ای از عشق نمی بارد
زن را نکشید
گرنه ماه
...خانه اش را به غار می برد
زن را نکشید
گل و پروانه را مدفون نکنید
خون خدایان را نریزید
زن را نکشید!!؟؟”
―
گرنه قطره ای از عشق نمی بارد
زن را نکشید
گرنه ماه
...خانه اش را به غار می برد
زن را نکشید
گل و پروانه را مدفون نکنید
خون خدایان را نریزید
زن را نکشید!!؟؟”
―
“مگر من از وطنم چه میخواستم
به غیر از تکه ای نان
گوشهای امن
جیبی با حرمت
بارانی از عشق
پنجرهای باز
...كه آزادی و عشق به من دهد
من چه میخواستم
در این حد، كه به من نداد!؟
برای همین
نیمه شبی
دری را شکستم و رفتم
.برای همیشه رفتم”
―
به غیر از تکه ای نان
گوشهای امن
جیبی با حرمت
بارانی از عشق
پنجرهای باز
...كه آزادی و عشق به من دهد
من چه میخواستم
در این حد، كه به من نداد!؟
برای همین
نیمه شبی
دری را شکستم و رفتم
.برای همیشه رفتم”
―
farideh’s 2025 Year in Books
Take a look at farideh’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
Polls voted on by farideh
Lists liked by farideh
















