Discover new books on Goodreads
Meet your next favorite book
“لیلی گفت: امانتی ات زیادی داغ است، زیادی تند است، خاکستر لیلی هم دارد میسوزد، امانتی ات را پس میگیری؟
خدا گفت: خاکسترت را دوست دارم، خاکسترت را پس میگیرم
لیلی گفت: کاش مادر میشدم، مجنون بچه اش را بغل میکرد
خدا گفت: مادری بهانه عشق است، بهانه سوختن، تو بی بهانه عاشقی، تو بی بهانه میسوزی
لیلی گفت: دلم زندگی میخواهد، ساده، بی تاب، بی تب
خدا گفت: اما من تب و تابم، بی من میمیری”
― لیلی نام تمام دختران زمین است
خدا گفت: خاکسترت را دوست دارم، خاکسترت را پس میگیرم
لیلی گفت: کاش مادر میشدم، مجنون بچه اش را بغل میکرد
خدا گفت: مادری بهانه عشق است، بهانه سوختن، تو بی بهانه عاشقی، تو بی بهانه میسوزی
لیلی گفت: دلم زندگی میخواهد، ساده، بی تاب، بی تب
خدا گفت: اما من تب و تابم، بی من میمیری”
― لیلی نام تمام دختران زمین است
“
درس ها
۱
سپیده دم است
ای کاش که بیاموزم
زبانِ پیچیدنِ شاخه ها را در باد
۲
ای باد بر من بپیچ وُ
بر کلماتم روح بِدَم
۳
شاخه هایم را باز کن
به من بیاموز
بودن درختی را که من ام
۴
از ته خاک تا عطر گل ها
وزن بودنم، ایستادنم
زیستنم
۵
برگ ها بر می خیزند
و بر زمین می ریزند
من هم چنین می کنم.
فارسیِ رُزا جمالی”
―
درس ها
۱
سپیده دم است
ای کاش که بیاموزم
زبانِ پیچیدنِ شاخه ها را در باد
۲
ای باد بر من بپیچ وُ
بر کلماتم روح بِدَم
۳
شاخه هایم را باز کن
به من بیاموز
بودن درختی را که من ام
۴
از ته خاک تا عطر گل ها
وزن بودنم، ایستادنم
زیستنم
۵
برگ ها بر می خیزند
و بر زمین می ریزند
من هم چنین می کنم.
فارسیِ رُزا جمالی”
―
“خداحافظی ها ممکن است بسیار ناراحت کننده باشند. اما مطمئنا بازگشت ها بدتراند. حضور عینی انسان نمی تواند با سایه درخشانی که در نبودش ایجاد شده برابری کند. زمان وفاصله لکه ها را محو می کنند”
―
―
“تاریک ترین جا همیشه زیر چراغ است”
― A Lover's Discourse: Fragments
― A Lover's Discourse: Fragments
“چه غریب ماندی ای دل، نه غمی، نه غمگساری
نه به انتظار یاری ، نه ز یار انتظاری
غم اگر به کوه گویم بگریزد و بریزد
که دگر بدین گرانی نتوان کشید یاری
چه چراغ چشم دارد دلم از شبان و روزان
که به هفت آسمانش نه ستاره ای ست باری
دل من! چه حیف بودی که چنین ز کار ماندی
چه هنر به کار بندم که نماند وقت کاری
نرسید آن که ماهی به تو پرتوی رساند
دل آبگینه بشکن که نماند جز غباری
همه عمر چشم بودم که مگر گلی بخندد
دگر ای امید خون شو که فرو خلید خاری
سحرم کشیده خنجر که چرا شبت نکشته ست
تو بکش که تا نیفتد دگرم به شب گذاری
به سرشک همچو باران زبرت چه برخورم من؟
که چو سنگ تیره ماندی همه عمر بر مزاری
چو به زندگانی نبخشی تو گناه زندگانی
بگذار تا بمیرد به بر تو زنده واری
نه چنان شکست پشتم که دوباره سر بر آرم
منم آن درخت پیری که نداشت برگ و باری
سر بی پناه پیری به کنار گیر و بگذر
که به غیر مرگ دیگر نگشایدت کناری
به غروب این بیابان بنشین غریب و تنها
بنگر وفای یاران که رها کنند یاری”
― سیاه مشق
نه به انتظار یاری ، نه ز یار انتظاری
غم اگر به کوه گویم بگریزد و بریزد
که دگر بدین گرانی نتوان کشید یاری
چه چراغ چشم دارد دلم از شبان و روزان
که به هفت آسمانش نه ستاره ای ست باری
دل من! چه حیف بودی که چنین ز کار ماندی
چه هنر به کار بندم که نماند وقت کاری
نرسید آن که ماهی به تو پرتوی رساند
دل آبگینه بشکن که نماند جز غباری
همه عمر چشم بودم که مگر گلی بخندد
دگر ای امید خون شو که فرو خلید خاری
سحرم کشیده خنجر که چرا شبت نکشته ست
تو بکش که تا نیفتد دگرم به شب گذاری
به سرشک همچو باران زبرت چه برخورم من؟
که چو سنگ تیره ماندی همه عمر بر مزاری
چو به زندگانی نبخشی تو گناه زندگانی
بگذار تا بمیرد به بر تو زنده واری
نه چنان شکست پشتم که دوباره سر بر آرم
منم آن درخت پیری که نداشت برگ و باری
سر بی پناه پیری به کنار گیر و بگذر
که به غیر مرگ دیگر نگشایدت کناری
به غروب این بیابان بنشین غریب و تنها
بنگر وفای یاران که رها کنند یاری”
― سیاه مشق
مـصـطـفـا مـلـكـيـان
— 310 members
— last activity Apr 02, 2014 11:45PM
من نه دل نگران سنّتم، نه دل نگران تجدّد، نه دل نگران تمدّن، نه دل نگران فرهنگ و نه دل نگران هيچ امر انتزاعي از اين قبيل. من دل نگران انسان هاي گوشت ...more
Sin’s 2025 Year in Books
Take a look at Sin’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
Sin hasn't connected with her friends on Goodreads, yet.
Favorite Genres
Polls voted on by Sin
Lists liked by Sin




















