“مجویید در من ز شادی نشانه
من و تا ابد این غم جاودانه
من آن قصه تلخ درد آفرینم
که دیگر نپرسند از من نشانه
نجوید مرا چشم افسانه جویی
نگوید مرا ، قصه گوی زمانه
من آن مرغ غمگین تنها نشینم
که دیگر ندارم هوای ترانه
ربودند جفت مرا از کنارم
شکستند بال مرا ، بی بهانه
▄ ▄ ▄
من آن تک درختم که دژخیم پاییز
چنان کوفته بر تنم تازیانه
که خفته است در من فروغ جوانی
که مرده است در من امید جوانه
نه دست بهاری نوازد تنم را
نه مرغی به شاخم کند ، آشیانه
من آن بی کرانِ کویرم که در من
نیفشاده جز دست اندوه* ، دانه
چه می پرسی از قصّه ی غصّه هایم ؟
که از من تو را خود همین بس فسانه
که من دشت خشکم که در من نشسته است
کران تا کران ، حسرتی بی کرانه”
―
من و تا ابد این غم جاودانه
من آن قصه تلخ درد آفرینم
که دیگر نپرسند از من نشانه
نجوید مرا چشم افسانه جویی
نگوید مرا ، قصه گوی زمانه
من آن مرغ غمگین تنها نشینم
که دیگر ندارم هوای ترانه
ربودند جفت مرا از کنارم
شکستند بال مرا ، بی بهانه
▄ ▄ ▄
من آن تک درختم که دژخیم پاییز
چنان کوفته بر تنم تازیانه
که خفته است در من فروغ جوانی
که مرده است در من امید جوانه
نه دست بهاری نوازد تنم را
نه مرغی به شاخم کند ، آشیانه
من آن بی کرانِ کویرم که در من
نیفشاده جز دست اندوه* ، دانه
چه می پرسی از قصّه ی غصّه هایم ؟
که از من تو را خود همین بس فسانه
که من دشت خشکم که در من نشسته است
کران تا کران ، حسرتی بی کرانه”
―
“لیلی گفت: امانتی ات زیادی داغ است، زیادی تند است، خاکستر لیلی هم دارد میسوزد، امانتی ات را پس میگیری؟
خدا گفت: خاکسترت را دوست دارم، خاکسترت را پس میگیرم
لیلی گفت: کاش مادر میشدم، مجنون بچه اش را بغل میکرد
خدا گفت: مادری بهانه عشق است، بهانه سوختن، تو بی بهانه عاشقی، تو بی بهانه میسوزی
لیلی گفت: دلم زندگی میخواهد، ساده، بی تاب، بی تب
خدا گفت: اما من تب و تابم، بی من میمیری”
― لیلی نام تمام دختران زمین است
خدا گفت: خاکسترت را دوست دارم، خاکسترت را پس میگیرم
لیلی گفت: کاش مادر میشدم، مجنون بچه اش را بغل میکرد
خدا گفت: مادری بهانه عشق است، بهانه سوختن، تو بی بهانه عاشقی، تو بی بهانه میسوزی
لیلی گفت: دلم زندگی میخواهد، ساده، بی تاب، بی تب
خدا گفت: اما من تب و تابم، بی من میمیری”
― لیلی نام تمام دختران زمین است
“
درس ها
۱
سپیده دم است
ای کاش که بیاموزم
زبانِ پیچیدنِ شاخه ها را در باد
۲
ای باد بر من بپیچ وُ
بر کلماتم روح بِدَم
۳
شاخه هایم را باز کن
به من بیاموز
بودن درختی را که من ام
۴
از ته خاک تا عطر گل ها
وزن بودنم، ایستادنم
زیستنم
۵
برگ ها بر می خیزند
و بر زمین می ریزند
من هم چنین می کنم.
فارسیِ رُزا جمالی”
―
درس ها
۱
سپیده دم است
ای کاش که بیاموزم
زبانِ پیچیدنِ شاخه ها را در باد
۲
ای باد بر من بپیچ وُ
بر کلماتم روح بِدَم
۳
شاخه هایم را باز کن
به من بیاموز
بودن درختی را که من ام
۴
از ته خاک تا عطر گل ها
وزن بودنم، ایستادنم
زیستنم
۵
برگ ها بر می خیزند
و بر زمین می ریزند
من هم چنین می کنم.
فارسیِ رُزا جمالی”
―
“گفت: آدم ها دو جور گریه دارن؛
وقتی که خیلی غمگینن و وقتی که
خیلی خیلی غمگینن.
گفتم: خب مگه اینا فرقی هم دارن؟
گفت: آره، دومی دیگه اشک نداره...”
―
وقتی که خیلی غمگینن و وقتی که
خیلی خیلی غمگینن.
گفتم: خب مگه اینا فرقی هم دارن؟
گفت: آره، دومی دیگه اشک نداره...”
―
“گناه تنها رنگ ثابتی است که در زندگانی ما همواره جلا دارد.”
― The Picture of Dorian Gray
― The Picture of Dorian Gray
مـصـطـفـا مـلـكـيـان
— 310 members
— last activity Apr 02, 2014 11:45PM
من نه دل نگران سنّتم، نه دل نگران تجدّد، نه دل نگران تمدّن، نه دل نگران فرهنگ و نه دل نگران هيچ امر انتزاعي از اين قبيل. من دل نگران انسان هاي گوشت ...more
Sin’s 2025 Year in Books
Take a look at Sin’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
Sin hasn't connected with her friends on Goodreads, yet.
Favorite Genres
Polls voted on by Sin
Lists liked by Sin




















