Hamid Ashouri

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Hamid.


Loading...
Haruki Murakami
“«در صبح زیبای ماه آوریل در یکی از خیابان‌های فرعی محلهٔ معروف هارویوکویِ توکیو دختر صد در صد دلخواهم را دیدم. راستش را بخواهید آن قدر‌ها هم زیبا نیست. آدم خیلی مهمی هم نیست. لباس پوشیدنش هم چیز خاصی ندارد. پشت مو‌هایش در خواب شکسته و بی‌ریخت شده. جوان نیست. باید سی سالی داشته باشد. درست ترش این است که بگویم اصلا شبیه دختر‌ها نیست. اما هنوز هم از پنجاه قدمی می‌توانم بفهمم او دختر صد در صد دلخواه من است. وقتی او را می‌بینم، دل در سینه‌ام شروع به تپیدن می‌کند و دهانم مثل کویر خشک می‌شود.
شاید هر کسی به دختر خاصی علاقمند باشد، دختری با پاهای قلمی، چشم‌های درشت و انگشت‌های ظریف. یا اینکه همین طوری با دختر‌هایی آشنا بشود که همیشه برای وقت گذرانی با هر کسی وقت دارند. اما من چیز‌های خاصی را ترجیح می‌دهم. گاهی وقت‌ها در رستوران خودم را در حالی که به دختری در میز کناری خیره شده‌ام به این خاطر که شکل دماغش را دوست دارم، گیر می‌اندازم. اما هیچ کس نمی‌تواند اصرار کند دختر صد در صد دلخواه مورد علاقه‌اش با آنچه از قبل تصور می‌کرده، کاملا مطابقت دارد. با اینکه شکل دماغ‌ها را دوست دارم، نمی‌توانم شکل دماغش را به خاطر بیاورم. حتی یادم نمی‌آید اصلا دماغی داشته باشد. تنها چیزی که با اطمینان یادم می‌آید، این است که چندان زیبا نبود. عجیب است...»

دیدن دختر صد در صد دلخواه در صبح زیبای ماه آوریل
هاروکی موراکامی”
هاروکی موراکامی

Simin Daneshvar
“گریه نکن خواهرم.در خانه‌ات درختی خواهد رویید و درختهایی در شهرت و بسیار درختان در سرزمینت.
و باد پیغام هر درختی را به درخت دیگر خواهد رسانید و درختها از باد خواهند پرسید: در راه که می‌آمدی سحر را ندیدی!”
سیمین دانشور, Suvashun

نادر ابراهیمی
“دو کوزه‌ی بی‌جان را هم اگر یک عمر کنار هم بگذاری، گاهی سرهایشان به هم می‌خورد و درد می‌گیرد. مهم این است که هیچ سری نشکند و لب‌پَر نشود”
Nader Ebrahimi, یک عاشقانه‌ی آرام

احمد شاملو
“دهانت را مي بويند...
مبادا كه گفته باشي "دوستت مي دارم"

دلت را مي بويند...

روزگار غريبي ست، نازنين
و عشق را
كنار تيرك راه بند
تازيانه مي زنند.

عشق را در پستوي خانه نهان بايد كرد...

در اين بن بست كج و پيچ سرما
آتش را
به سوخت بار سرود و شعر
فروزان مي دارند.

به انديشيدن خطر مكن...

روزگار غريبي ست، نازنين
آن كه بر در مي كوبد شباهنگام
به كشتن چراغ آمده است.

نور را در پستوي خانه نهان بايد كرد...

آنك قصابانند
بر گذرگاه ها مستقر
با كنده و ساتوري خون آلود

روزگار غريبي ست، نازنين
و تبسم را بر لب ها جراحي مي كنند
و ترانه را بر دهان.

شوق را در پستوي خانه نهان بايد كرد...

كباب قناري
بر آتش سوسن و ياس

روزگار غريبي ست، نازنين
ابليسِ پيروزمست
سورِ عزاي ما را بر سفره نشسته است.

خدا را در پستوي خانه نهان بايد كرد...”
احمد شاملو

محمد مختاری
“وقتی زمان تراکم اندوهی است
و لحظه لحظه گلویت را می فشارد
وقتی که چشمهایت در گودنای حفره رخسارت تاب می خورد.
آه
این آدمی چگونه جهان را به دوزخی تبدیل می کند
از یاد می برم تمام شعرهای عالم را
و از گلویم آوایی چون دود برمی آید.
با وسعت کویر نگاهم رها شده ست
و مثل ماسه تنت را می بینم
که آرام و ذره ذره می کاهد و به باد می رود.
از سایه ات که در نفس نور می جنبد
آوای استخوان هایت در چارسوی عالم می پیچد
و سرنوشت ات
از سرزمین خسته ات آن سوتر
بر نیمی از تمام زمین خانه می کند.
این سرنوشت کیست
وز سینه کدام جهنم وزیده است؟
از هر طرف که میروی
آشفته بازمی آیی
و خویشتن را در می یابی.
مائیم و این زمانه
و دیگر کجای عالم را باید شکافت؟
داننده ای نبود و گشاینده ای نبود
جز دست هایت از همه آفتاب
بر رازهای دایمی ات
تابنده ای نبود.
تاریک مانده است زمانت
و اندیشه ات به دایره بام و شام
درمانده است و راه به جایی نمی برد.”
محمد مختاری, قصیده‌های هاویه

year in books
Maryam
173 books | 135 friends

بابک  عطار
203 books | 72 friends

Hamid E...
388 books | 66 friends

Seyed H...
782 books | 1,917 friends

Neg&#x1...
120 books | 217 friends

Mahdiye...
41 books | 8 friends

Mitra.Daal
666 books | 147 friends

Razieh Yar
429 books | 82 friends

More friends…


Polls voted on by Hamid

Lists liked by Hamid