Negar

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Negar.

https://www.goodreads.com/negaara

Becoming
Negar is currently reading
by Michelle Obama (Goodreads Author)
bookshelves: currently-reading
Rate this book
Clear rating

 
زن در ریگ روان
Negar is currently reading
bookshelves: currently-reading
Rate this book
Clear rating

 
راهنمای مردن با گ...
Negar is currently reading
bookshelves: currently-reading
Reading for the 2nd time
Rate this book
Clear rating

Negar Negar said: " کتاب از نیمه به بعد با تصورات من کاملا متفاوت بود. پایان بندی قشنگ ولی خیلی غیرواقعی تر از روال داستان داشت. در مجموع به نسبت کتابهایی که اخیرا خوندم از نویسنده های ایرانی، به نظرم نویسنده از قلم بسیار قدرتمندی برخوردار بود. ارجاعات کتاب یکم زیاد بود ...more "

 
See all 11 books that Negar is reading…
Loading...
محمود دولت‌آبادی
“گاه آدم، خود آدم عشق است. بودنش عشق است. رفتن و نگاه کردنش عشق است. دست و قلبش عشق است. در تو عشق می جوشد بی آنکه ردش را بشناسی. بی آنکه بدانی از کجا در تو پیدا شده، روییده، شاید نخواهی هم. شاید هم بخواهی و ندانی. نتوانی که بدانی...”
محمود دولت‌آبادی, جای خالی سلوچ

Shel Silverstein
“If you're sloppy, that's just fine.
If you're moody, I won't mind.
If you're fat, that's fine with me.
If you're skinny, let it be.
If you're bossy, that's all right.
if you're nasty, I won't fight.
If you're rough, well that's just you.
If you're mean, that's all right too.
Whatever you are is all okay.
I don't like you anyway.”
Shel Silverstein, Every Thing on It

Tera Lynn Childs
“I'm going to teach you to ride Princess."
"Princess?"
"My motorcycle."
I laugh. "You named your motorcycle Princess?"
"What can I say?" he teases. "I call all my favorite things princess.”
Tera Lynn Childs, Forgive My Fins

محمود دولت‌آبادی
“مرگان احساس می کرد خوی خارپشتی را پیدا کرده است که هر وقت نیش حمله ای را به سوی خود می بیند سر به درون می کشد و یکپارچه خار می شود. چنانکه هیچ جانوری نمی تواند در او نفوذ کند. انگار چندجور آدم در مرگان حضور داشتند که هرگاه لازم می آمد یکیشان رخ می نمود و با بیرون رودررو می شد.”
محمود دولت‌آبادی, جای خالی سلوچ

محمود دولت‌آبادی
“...یک بار دیگر باید به راه می افتاد. بار گذشته سنگین بود، چشم انداز آینده هم اما کششی داشت. مگر می شود در یک نقطه ماند؟ مگر می توان؟ تا کی و تا چند می توانی چون سگی کتک خورده درون لانه ات کز کنی؟ در این دنیای بزرگ جایی هم آخر برای تو هست. راهی هم آخر برای تو هست. در زندگانی را که گل نگرفته اند.”
محمود دولت‌آبادی, جای خالی سلوچ

year in books

Negar hasn't connected with their friends on Goodreads, yet.





Polls voted on by Negar

Lists liked by Negar