Tahmoores
https://padpors.com/u/tahmoores_masoudi/summary
https://www.goodreads.com/tahmooresmasoudi
“امشب همه غمهای عالم را خبر کن
بنشین و با من گریه سر کن، گریه سر کن
ای میهن، ای انبوه اندوهان دیرین
ای چون دل من، ای خموش گریه آگین
در پرده های اشک پنهان، کرده بالین
ای میهن، ای داد
از آشیانت بوی خون می آورد باد
بربال سرخ کشکرت پیغام شومی است
آنجا چه آمد بر سر آن سرو آزاد؟
ای میهن، ای غم
چنگ هزار آوای بارانهای ماتم
در سایه افکند کدامین ناربن ریخت
خون از گلوی مرغ عاشق؟
مرغی که میخواند
مرغی که میخواست
پرواز باشد …
ای میهن! ای پیر
بالنده ی افتاده، آزاد زمینگیر
خون می چکد اینجا هنوز از زخم دیرین تبرها
ای میهن! در اینجا سینهی من چون تو زخمی است
در اینجا دمادم دارکوبی بر درخت پیر می کوبد
دمادم...
خواننده و آهنگساز : زنده ياد پرويز مشكاتيان”
―
بنشین و با من گریه سر کن، گریه سر کن
ای میهن، ای انبوه اندوهان دیرین
ای چون دل من، ای خموش گریه آگین
در پرده های اشک پنهان، کرده بالین
ای میهن، ای داد
از آشیانت بوی خون می آورد باد
بربال سرخ کشکرت پیغام شومی است
آنجا چه آمد بر سر آن سرو آزاد؟
ای میهن، ای غم
چنگ هزار آوای بارانهای ماتم
در سایه افکند کدامین ناربن ریخت
خون از گلوی مرغ عاشق؟
مرغی که میخواند
مرغی که میخواست
پرواز باشد …
ای میهن! ای پیر
بالنده ی افتاده، آزاد زمینگیر
خون می چکد اینجا هنوز از زخم دیرین تبرها
ای میهن! در اینجا سینهی من چون تو زخمی است
در اینجا دمادم دارکوبی بر درخت پیر می کوبد
دمادم...
خواننده و آهنگساز : زنده ياد پرويز مشكاتيان”
―
“دهانت را مي بويند...
مبادا كه گفته باشي "دوستت مي دارم"
دلت را مي بويند...
روزگار غريبي ست، نازنين
و عشق را
كنار تيرك راه بند
تازيانه مي زنند.
عشق را در پستوي خانه نهان بايد كرد...
در اين بن بست كج و پيچ سرما
آتش را
به سوخت بار سرود و شعر
فروزان مي دارند.
به انديشيدن خطر مكن...
روزگار غريبي ست، نازنين
آن كه بر در مي كوبد شباهنگام
به كشتن چراغ آمده است.
نور را در پستوي خانه نهان بايد كرد...
آنك قصابانند
بر گذرگاه ها مستقر
با كنده و ساتوري خون آلود
روزگار غريبي ست، نازنين
و تبسم را بر لب ها جراحي مي كنند
و ترانه را بر دهان.
شوق را در پستوي خانه نهان بايد كرد...
كباب قناري
بر آتش سوسن و ياس
روزگار غريبي ست، نازنين
ابليسِ پيروزمست
سورِ عزاي ما را بر سفره نشسته است.
خدا را در پستوي خانه نهان بايد كرد...”
―
مبادا كه گفته باشي "دوستت مي دارم"
دلت را مي بويند...
روزگار غريبي ست، نازنين
و عشق را
كنار تيرك راه بند
تازيانه مي زنند.
عشق را در پستوي خانه نهان بايد كرد...
در اين بن بست كج و پيچ سرما
آتش را
به سوخت بار سرود و شعر
فروزان مي دارند.
به انديشيدن خطر مكن...
روزگار غريبي ست، نازنين
آن كه بر در مي كوبد شباهنگام
به كشتن چراغ آمده است.
نور را در پستوي خانه نهان بايد كرد...
آنك قصابانند
بر گذرگاه ها مستقر
با كنده و ساتوري خون آلود
روزگار غريبي ست، نازنين
و تبسم را بر لب ها جراحي مي كنند
و ترانه را بر دهان.
شوق را در پستوي خانه نهان بايد كرد...
كباب قناري
بر آتش سوسن و ياس
روزگار غريبي ست، نازنين
ابليسِ پيروزمست
سورِ عزاي ما را بر سفره نشسته است.
خدا را در پستوي خانه نهان بايد كرد...”
―
“A diplomat who says “yes” means “maybe", a diplomat who says “maybe" means “no”, and a diplomat who says “no” is no diplomat.”
―
―
“گر درختی از خزان بی برگ شد
يا کرخت از صولت سرمای سخت
هست اميدی که ابر فرودين
برگها روياندش از فر بخت
بر درخت زنده بی برگی چه غم؟
وای بر احوال برگ بی درخت”
― غزل برای گل آفتابگردان
يا کرخت از صولت سرمای سخت
هست اميدی که ابر فرودين
برگها روياندش از فر بخت
بر درخت زنده بی برگی چه غم؟
وای بر احوال برگ بی درخت”
― غزل برای گل آفتابگردان
Tahmoores’s 2025 Year in Books
Take a look at Tahmoores’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
Favorite Genres
Polls voted on by Tahmoores
Lists liked by Tahmoores














