Discover new books on Goodreads
Meet your next favorite book

Tahmoores

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Tahmoores.

https://padpors.com/u/tahmoores_masoudi/summary
https://www.goodreads.com/tahmooresmasoudi

Waiting for Godot
Tahmoores is currently reading
bookshelves: currently-reading
Rate this book
Clear rating

progress: 
 
  (page 30 of 109)
— Aug 21, 2026 02:30PM

 
طومار شیخ شرزین، ...
Rate this book
Clear rating

progress: 
 
  (60%)
— Apr 10, 2026 04:22AM

 
امیرکبیر و ایران
Rate this book
Clear rating

progress: 
 
  (page 76 of 790)
— Jul 17, 2025 09:15AM

 
Loading...
فریدون مشیری
“مشت می‌کوبم بر در
پنجه می‌سایم بر پنجره‌ها
من دچار خفقانم، خفقان
من به تنگ آمده‌ام از همه چیز
بگذارید هواری بزنم
آی! با شما هستم
این درها را باز کنید
من به دنبال فضایی می‌گردم
لب بامی
سر کوهی
دل صحرایی
که در آن‌جا نفسی تازه کنم
می خواهم فریاد بلندی بکشم
که صدایم به شما هم برسد!
من هوارم را سر خواهم داد!
چاره درد مرا باید این داد کند
از شما خفته‌ی چند!
چه کسی می‌آید با من فریاد کند”
― فریدون مشیری

احمد شاملو
“دهانت را مي بويند...
مبادا كه گفته باشي "دوستت مي دارم"

دلت را مي بويند...

روزگار غريبي ست، نازنين
و عشق را
كنار تيرك راه بند
تازيانه مي زنند.

عشق را در پستوي خانه نهان بايد كرد...

در اين بن بست كج و پيچ سرما
آتش را
به سوخت بار سرود و شعر
فروزان مي دارند.

به انديشيدن خطر مكن...

روزگار غريبي ست، نازنين
آن كه بر در مي كوبد شباهنگام
به كشتن چراغ آمده است.

نور را در پستوي خانه نهان بايد كرد...

آنك قصابانند
بر گذرگاه ها مستقر
با كنده و ساتوري خون آلود

روزگار غريبي ست، نازنين
و تبسم را بر لب ها جراحي مي كنند
و ترانه را بر دهان.

شوق را در پستوي خانه نهان بايد كرد...

كباب قناري
بر آتش سوسن و ياس

روزگار غريبي ست، نازنين
ابليسِ پيروزمست
سورِ عزاي ما را بر سفره نشسته است.

خدا را در پستوي خانه نهان بايد كرد...”
― احمد شاملو

محمدرضا شفیعی کدکنی
“گر درختی از خزان بی برگ شد
يا کرخت از صولت سرمای سخت

هست اميدی که ابر فرودين
برگها روياندش از فر بخت

بر درخت زنده بی برگی چه غم؟
وای بر احوال برگ بی درخت”
― محمدرضا شفیعی کدکنی, غزل برای گل آفتابگردان

هوشنگ ابتهاج
“امشب همه غم‌های عالم را خبر کن
بنشین و با من گریه سر کن، گریه سر کن
ای میهن، ای انبوه اندوهان دیرین
ای چون دل من، ای خموش گریه آگین
در پرده های اشک پنهان، کرده بالین
ای میهن، ای داد
از آشیانت بوی خون می آورد باد
بربال سرخ کشکرت پیغام شومی است
آنجا چه آمد بر سر آن سرو آزاد؟
ای میهن، ای غم
چنگ هزار آوای بارانهای ماتم
در سایه افکند کدامین ناربن ریخت
خون از گلوی مرغ عاشق؟
مرغی که می‌خواند
مرغی که می‌خواست
پرواز باشد …
ای میهن! ای پیر
بالنده ی افتاده، آزاد زمینگیر
خون می چکد اینجا هنوز از زخم دیرین تبرها
ای میهن! در اینجا سینه‌ی من چون تو زخمی است
در اینجا دمادم دارکوبی بر درخت پیر می کوبد
دمادم...


خواننده و آهنگساز : زنده ياد پرويز مشكاتيان”
― هوشنگ ابتهاج

Charles Maurice de Talleyrand-Périgord
“A diplomat who says “yes” means “maybe", a diplomat who says “maybe" means “no”, and a diplomat who says “no” is no diplomat.”
― Talleyrand

year in books
فؤاد
2,840 books | 3,777 friends

Amir Tesla
1,170 books | 1,044 friends

Nazanin...
818 books | 75 friends

Negin M...
38 books | 54 friends

Mostafa...
105 books | 1,009 friends

Seyed H...
886 books | 1,952 friends

Sina ra...
154 books | 188 friends



Favorite Genres



Polls voted on by Tahmoores

Lists liked by Tahmoores