هوشنگ ایرانی > Quotes > Quote > Forouzan liked it

“من از سرزمین خورشیدم

من پرتو جام جهان نمایم

منم،مهر، پرتو راستیها

خروشی شگفت مغرور برآرامش جاودانم فراز آمد

و سرود نیرومندترین مردان و درخشانترین نیزه ها را بر من فرو

خواند.

بخود نگریستم:

این خروش من بودم.

برارابهء تجلی برنشستم و فروغ بشریت از چهره ام بتافت

جایگاه روز را برگزیدم

و بر سرای برف فرود آمدم،

از خشم ناتوانیها فرا گذاشتم

و، اینسان پاک و پرشکوه، در آنجا که هرگز پیمانی شکسته

نشد، آفریده شدم

من پیام حیاتم

من بخشندهء پیروزیهایم

منم، مهر، پرتو راستیها

در کنار آن بیدار بزرگ...

بر بام دنیا درخشیدم ،

بآرمگاه اژدهای کهن درون شدم،

بر نخستین قدمگاه خورشید آشکار گردیدم.

در آذرخش سپید جامگان...

شب ان آفریدگان ریا را درهم شکستم،

و پوشیده در خاکسترشان ، برجای همه: همه شدم.

من ، رویای بشریتم

منم مهر، پرتو راستیها،

_

چشمان خدائیم...

در جستجوی هم پیمانی عظیم جهان را در نبردید و بر همه فرا

گذشت

و مگر در سکوت سنگین انان که هرگز پیمان نشکستند ،

که شنهای روان طنین پای استوارشان را همچنان باز می گوید،

جستجو شده را نیافت

و من، مهر پاک، مهر بزرگ،

در یاد پرشور آنان به خورشید ابدیت باز گشتم

و پرتو راستی ها را در کاخهائی که ان هم - پیمان ها بر ساختند

مدفون کردم

و آتش خدائیرا آنجا ، در گذرگاه آن قهرمانان جاوید بر افروختم:

آنها که با خود راه و پایان بودند

که سخن را بشکستند وکلام را بچیزی نگرفتند

که خدا آفریدند و خود نا افریده بگذشتند

آنها که داستان پیروزیهایشانرا برسیمرغها درنیامیختند

انها، آن سپاه جاوید ،هم پیمانان منند

من ، مهر، پرتو راستیها ،

سرگذشت شما را ،ای فرمانروایان بزرگ،

بر اعماق خاموش اقیانوسها و سینۀ بی آرام طوفانها بنوشتنم

و مگر در یاد پرافتخار شما ،تجلی خود را بر گرفتم،

باشد که آیندگان قرنها نور مهر را در آتش ابدی شما بازیابند!

باشد که پیمان مهر هرگز نگسلد!

_”
هوشنگ ایرانی

No comments have been added yet.