Albert Camus > Quotes > Quote > Sarah liked it
“! تنهایی
تو میدانی تنهایی چیست؟ آره، تو تنهایی آدمهای شاعر و عنّین را میشناسی؟تنهایی؟ اما کدام تنهایی؟
!تو نمیدانی که آدم تنها هیچوقت تنها نیست! تو نمیدانی که همهجا بار ِگذشته و آینده همراه ماست
آدمهایی که کشتهایم با ما هستند. تازه تا اینجا و با اینها کار آسان است.اما آنهایی که دوستشان داشتهایم، آنهایی که دوستشان نداشتهایم اما دوستمان داشتهاند، پشیمانیها، هوسها، تلخیها و شیرینیها، زنهای هر جایی و دار و دستهی خدایان
تنها! اگر دستکم بهجای این تنهاییِ مسموم از حضور دیگران، که تنهایی من است، میتوانستم مزهی تنهایی حقیقی را، مزه ی سکوت و لرزش درخت را بچشم! تنهایی! نه، اسکیپیون
...این تنـهایی پر از دندان قـروچه اسـت
.صدای نعرهها و همهمههای گمگشته در سـرتاسر آن پیچیده است”
―
تو میدانی تنهایی چیست؟ آره، تو تنهایی آدمهای شاعر و عنّین را میشناسی؟تنهایی؟ اما کدام تنهایی؟
!تو نمیدانی که آدم تنها هیچوقت تنها نیست! تو نمیدانی که همهجا بار ِگذشته و آینده همراه ماست
آدمهایی که کشتهایم با ما هستند. تازه تا اینجا و با اینها کار آسان است.اما آنهایی که دوستشان داشتهایم، آنهایی که دوستشان نداشتهایم اما دوستمان داشتهاند، پشیمانیها، هوسها، تلخیها و شیرینیها، زنهای هر جایی و دار و دستهی خدایان
تنها! اگر دستکم بهجای این تنهاییِ مسموم از حضور دیگران، که تنهایی من است، میتوانستم مزهی تنهایی حقیقی را، مزه ی سکوت و لرزش درخت را بچشم! تنهایی! نه، اسکیپیون
...این تنـهایی پر از دندان قـروچه اسـت
.صدای نعرهها و همهمههای گمگشته در سـرتاسر آن پیچیده است”
―
No comments have been added yet.
