مولانا > Quotes > Quote > Ali liked it

“به خدا از غم عشقت نگریزم نگریزم وگر از من طلبی جان نستیزم نستیزم
قدحی دارم در کف به خدا تا تو نیایی هله تا روز قیامت نه بنوشم نه بریزم
سحرم روی چو ماهت شب من زلف سیاهت به خدا بی رخ و زلفت نه بخسبم نه بخیزم
ز جلال تو جلیلم ز دلال تو دلیلم که من از نسل خلیلم که در این آتش تیزم
بده آن آب زکوزه که نه عشقیست دوروزه چو نماز است و چو روزه غم تو واجب و ملزم
به خدا شاخ درختی که ندارئ ز تو بختی اگرم آب دهیم شود او کنده ی هیزم
بپر ای دل سوی بالا بپر و قوت مولا که در آن صدر معلا جو تویی نیست ملازم
همگان وقت بلایا بستایند خدا را تو شب و روز مهیا چو فلک جازم و حازم
صفت مفخر تبریز نگویم به تمامت چه کنم رشک نخواهد که من آن غالیه بیزم”
مولانا

No comments have been added yet.