Status Updates From شرق بنفشه
شرق بنفشه by
Status Updates Showing 1-30 of 323
Sadra Kharrazi
is on page 66 of 245
الان دیگه فقط باید مثل لئونارد کوهن بگم
Nothing left to do
When you've got to go on waiting
Waiting for the miracle to come
— 11 hours, 14 min ago
Add a comment
Nothing left to do
When you've got to go on waiting
Waiting for the miracle to come
Sadra Kharrazi
is on page 40 of 245
کجا هست توی این دنیای بزرگ که من بتوانم بدون ترس، سیر نگاهت کنم؟
— Jul 12, 2026 06:06AM
2 comments
nmread
is on page 126 of 245
توی کتابخونه نشستم و استاکها عین سگ داره میریزه یعنی عین خود سگ.
— Mar 27, 2026 11:14AM
Add a comment
Mahsa
is on page 235 of 245
"میترسیدم این شوق مفرط برای زندگی به کشتنش بدهد."
یاسمن. یاسمن. اون شوق و زندگیِ توی چشمهات. اون لبخند قشنگ روی لبهات. چی تو رو به کشتن داد؟ چی شوق و زندگیتو گرفت؟ من میترسم یاسمن. کو لبخندت یاسمن؟
— Oct 30, 2025 02:57PM
Add a comment
یاسمن. یاسمن. اون شوق و زندگیِ توی چشمهات. اون لبخند قشنگ روی لبهات. چی تو رو به کشتن داد؟ چی شوق و زندگیتو گرفت؟ من میترسم یاسمن. کو لبخندت یاسمن؟
Mahsa
is on page 183 of 245
"پدر همیشه میگفت شکوه و ناله نکن از زندگی. طوری زندگی کن که مرگ به قصد تو و برای تو بیاید، نه که سر راهش از کنارت بگذرد. چنان برو که از پا افتاده باشد وقتی به تو میرسد."
— Sep 22, 2025 04:26AM
Add a comment
Mahsa
is on page 106 of 245
شده یه داستانی رو برای بار دوم بخونین و بهنظر برسه که تاحالا نخوندین؟ داستانهای این کتاب برای من اینطورن.
— Dec 30, 2024 04:53AM
Add a comment
Arash Nabizadeh
is on page 147 of 245
سپیدهٔ کاذب گذشته، صبح میآید. فقط بعدازتنهایی هیچ چیز نمیآید.
— Jun 03, 2024 12:29PM
Add a comment
Arash Nabizadeh
is on page 146 of 245
بروید دور، به چشمهایم نگاه نکنید تا دروغتان را نخوانم. بروید دور حرف بزنید تا دوروییتان را رو نکنم. خونتان چربی حرص و تیزاب کینه دارد. توی گوشتتان بخل و بدخواستن پیله کرده. خواری همه را میخواهید. به عاشق رشک دارید، به دلیر رشک دارید، به مهربان رشک دارید، به دانا رشک دارید، به مرد رشک دارید. به قوچ و آهو رشک دارید، به سگ حتا رشک دارید. همیشه دارید نقشه میکشید که از پشت بزنید…
— Jun 03, 2024 12:29PM
Add a comment
Arash Nabizadeh
is on page 146 of 245
بروید دور، به چشمهایم نگاه نکنید تا دروغتان را نخوانم. بروید دور حرف بزنید تا دوروییتان را رو نکنم. خونتان چربی حرص و تیزاب کینه دارد. توی گوشتتان بخل و بدخواستن پیله کرده. خواری همه را میخواهید. به عاشق رشک دارید، به دلیر رشک دارید، به مهربان رشک دارید، به دانا رشک دارید، به مرد رشک دارید. به قوچ و آهو رشک دارید، به سگ حتا رشک دارید. همیشه دارید نقشه میکشید که از پشت بزنید…
— Jun 03, 2024 12:29PM
Add a comment
Arash Nabizadeh
is starting
و میگویم: پدرم همیشه میگفت شکوه و ناله نکن از زندگی. طوری زندگی کن که مرگ به قصد تو و برای تو بیاید، نه که سر راهش از کنارت بگذرد. چنان برو که از پا افتاده باشد وقتی به تو میرسد. و من همیشه…
— Jun 03, 2024 12:21PM
Add a comment
Yasemin Jafari
is on page 65 of 245
این کتاب رو هدیه گرفتم، برام نوشته:« قند روزهای تلخ من»
فعلا همین برام کتاب رو شیرین کرده.
— Mar 30, 2024 02:51PM
Add a comment
فعلا همین برام کتاب رو شیرین کرده.













