Status Updates From شب هزار و یکم
شب هزار و یکم by
Status Updates Showing 1-30 of 155
⋆⁺₊⋆ sana ☾⋆⁺₊⋆
is on page 40 of 110
اووف عجبب اثری
البته متن این کتاب ثقیل هست از این نظر ممکنه در حین خوندش کمی درک یکسری مطالب سخت باشه اما چیزی نیست که باعث بشه کلا این کتاب رو کنار بگذارید یا امتحانش نکنید
مخصوصا قسمت اول کتاب روایتی از ضحاک رو گفت که کمتر شنیده شده طوری که شاید تا الان اکثر ما نمیدونستیم که در سقوط ضحاک چقدر دو دختر جمشید،شهرناز و ارنواز نقش پررنگی داشتند اکثرا از فریدون و کاوه میگن و این بخش از داستان بر ما پوشیده مونده بود.
— Aug 03, 2026 07:30AM
Add a comment
البته متن این کتاب ثقیل هست از این نظر ممکنه در حین خوندش کمی درک یکسری مطالب سخت باشه اما چیزی نیست که باعث بشه کلا این کتاب رو کنار بگذارید یا امتحانش نکنید
مخصوصا قسمت اول کتاب روایتی از ضحاک رو گفت که کمتر شنیده شده طوری که شاید تا الان اکثر ما نمیدونستیم که در سقوط ضحاک چقدر دو دختر جمشید،شهرناز و ارنواز نقش پررنگی داشتند اکثرا از فریدون و کاوه میگن و این بخش از داستان بر ما پوشیده مونده بود.
Narjes
is on page 40 of 110
«تو چشمهها شوریدی و شکستی و خون کردی و آشفتی و خشکاندی! تو درخت بریدی ضحاک؛ درختی که هر برگ آن جداگانه جانی داشت؛ و هر شاخه، میوه جداگانه داد، یا گلی!»
کاش بودی و میدیدی آقای بیضایی.
— Mar 05, 2026 10:32PM
Add a comment
کاش بودی و میدیدی آقای بیضایی.
Saba
is on page 40 of 110
و اکنون تو در چنبرهی شهربند این هزار و یک تنی، که به کینخواهی کشتگان خود میآیند...
— Feb 20, 2026 09:57PM
Add a comment
Saba
is on page 40 of 110
و جز این چه چاره، تا ایرانشهر، خود، خویش را چارهای کند؛ به اینهمه مردِ مردانه که در خود پرورید!
— Feb 20, 2026 09:57PM
Add a comment
Saba
is on page 40 of 110
روزگاری باید تا بیدادِ این و دادشناسیِ آن بر جهان پدیدار شود. از نیک تا بد برزخیست و ما در آنیم!
— Feb 20, 2026 09:56PM
Add a comment
Bahar Baradaran
is on page 100 of 110
آیا حکم عقلا نقابی نیست که بر چهره می بندی تا بارِ خود بودن را سبک کنی؟
— Jun 09, 2025 12:21AM
Add a comment
Bahar Baradaran
is on page 48 of 110
آن ظلم در وطن مرا خوش تر بود از این مظلمه در غربت!
— Jun 06, 2025 12:30AM
Add a comment
Ahoura.7
is on page 39 of 110
تو نمیدانی چه سخت است به بستر دشمن رفتن! و چه سخت است شنیدن نالهی مرگِ کسان، و همان دم داستانی جانبخش سر کردن؛ و از خود پرسیدن که چرا من آسوده در نازبالشم، و کسی از کسانم زیر تیغِ آن که شاد میکُنَمَش!
— May 29, 2025 05:03AM
Add a comment












