محمد > Recent Status Updates

Showing 1-11 of 11
محمد
محمد is on page 390 of 608 of کافکا در کرانه
"هر کس که عاشق بشود دنبال نیمه گمشده خود می‌گردد. پس عاشق که به معشوقش فکر می‌کند، غمگین می‌شود. مثل قدم گذاشتن در اتاقی است که از آن خاطرات خوشی داری و سال‌ها آن را ندیده باشی."
Jun 17, 2024 06:31AM Add a comment
کافکا در کرانه

محمد
محمد is on page 54 of 157 of ورق‌پاره‌های زندان
در خیالاتم غرق بودم. خودم را به جای یک محکوم به اعدام تصور می‌کردم که توسط سگان خامنه‌ای در سلول انفرادی‌ در عذاب است. همه جا تاریک است و هیچ کتابی هم نیست. هیچ چیزی نیست. وجودش تلاطمی از کلمات است... همه را ذره ذره حفظ می‌کند تا بعدا برای کسی که دوستش دارد، بنویسدشان.
جایی رشته‌ی افکارم پاره شد، و ناگهان یادم آمد کتابی با همین حال و هوا معرفی کرده‌ای: ورق‌پاره‌های زندان از بزرگ علوی. پس شروع کردم به خواندنش...
Dec 15, 2022 07:04AM Add a comment
ورق‌پاره‌های زندان

محمد
محمد is on page 350 of 698 of سرخ و سیاه
یادتونه میگفتم فوق‌العاده بود؟ خب الان میگم حتی بیشتر فوق‌العادست.
ماجرای غریب یک عشق "نامشروع" در دل یک نو راهب جوان و زیبا به اسم ژولین.
سرخ و سیاه تجربه‌‌ی بی‌نظیریه...
Sep 30, 2022 06:43PM Add a comment
سرخ و سیاه

محمد
محمد is on page 180 of 698 of سرخ و سیاه
تا اینجای کار، فوق‌العاده بوده...
Sep 28, 2022 04:22PM Add a comment
سرخ و سیاه

محمد
محمد is on page 360 of 694 of ربکا
تا اینجا فوق‌العاده پرتعلیق و پرکشش و جذابه! قلم دو موریه واقعا مجذوب کنندست و فضاسازی‌هاش عالی‌ان! شخصیت خجالتی و کنجاو راوی خیلی دوست داشتنیه... و ربکا انگار ماندرلیه... و توش هنوز پرسه میزنه.
Sep 02, 2022 05:28PM 1 comment
ربکا

محمد
محمد is on page 40 of 328 of راز نوشتن
خیلی ناگهانی متوجه شدم که قبلا این کتاب رو تو طاقچه خریداری کردم. حدودا ۱۰۰ صفحه ازش رو خونده بودم و یادمه خیلی دوستش داشته بودم اما نمیدونم چرا ادامش نداده بودم. از اول شروع کردم به خوندنش و دیدم با ولع زیاد دارم تند تند می‌خونمش. گاهی قهقهه می‌زدم و گاهی چشم‌هام درشت می‌شد. استیون کینگ با مهارتی مثال زدنی و با یک قلم ساده، موقعیت‌های فوق‌العاده طنزی رو توی بچگی‌ش شرح میده که باعث میشه به خنده بیفتید. هوف ادامش بدم!
Aug 28, 2022 07:32PM Add a comment
راز نوشتن

محمد
محمد is on page 47 of 168 of دشت سوزان
عااام... راستش اصلا جذبم نکرده. یعنی حتی نمیدونم راجع به چیه. اصلا نمی‌فهمم چرا داستان اولش باید در مورد یکی باشه که شیر یکی دیگه رو دوست داره و هی با بامیه مقایسه‌ش میکنه. خب که چی؟ انصافا چی کار کنم خب 😐🤣
Aug 07, 2022 11:27AM Add a comment
دشت سوزان

محمد
محمد is on page 60 of 290 of وصال در وادی هفتم: یک غزل غمناک
فضاسازی‌ها محشرند... و نوع نگارش البته کمی اذیت کننده. نمی‌تونم بفهمم چرا صدا، سدا نوشته شده و چرا خواهر، خاهر! و چیزهایی از این قبیل. اما نگارش به کنار، قلم نعلبندیان فوق‌العادس...
Jul 27, 2022 12:45AM Add a comment
وصال در وادی هفتم: یک غزل غمناک

Follow محمد's updates via RSS