"توی حمام، در را از تو قفل کردم، وان را پر از آب گرم کردم و یک تیغ ژیلت در آوردم.
وقتی از یک فیلسوف رومی یا کس دیگری پرسیده بودند دلش میخواهد چگونه بمیرد، گفته بود رگهایش را در وانی پر از آب گرم بزند. فکر کردم باید آسان باشد، توی وان دراز بکشم، و سرخی را ببینم که از مچهایم گل میکند، و با هر ضربهی نبضم شکوفاتر میشود تا حدی که در زیر سطح گلگونی مثل گلهای شقایق به خواب فرو میروم."
— Aug 20, 2025 03:14PM
2 comments