Niloufar > Recent Status Updates

Showing 1-30 of 44
Niloufar
Niloufar is starting دوستش داشتم
زندگی حتی وقتی انکارش می کنی حتی وقتی نادیده اش می گیری حتی وقتی نمی خواهیش ازتو قوی تر است.ازهرچیز دیگری قوی تر است آدم هایی که از بازداشتگاهای اجباری برگشته اند دوباره زادو ولدکردند.مردان وزنانی که شکنجه دیده بودند، که مرگ نزدیکانشان و سوخته شدن خانه هاشان را دیده بودنددوباره به دنبال اتوبوس ها دویدند به پیش بینی هواشناسی گوش کردندودخترهایشان راشوهر دادند باور کردنی نیست اماهمین گونه است.زندگی ازهرچیزدیگری قویتراست
Dec 16, 2019 12:16PM Add a comment
دوستش داشتم

Niloufar
Niloufar is starting دوستش داشتم
ندگی همین است ... اراده راسخ تان را در ترک سیگار تحسین می کنید و بعد یک صبح سرد زمستان تصمیم می گیرید چهار کیلومتر پیاده بروید تا یک پاکت سیگار بخرید . مردی را دوست دارید ، از او دو بچه دارید و یک صبح زمستانی ، در می یابید که او خواهد رفت چون زن دیگری را دوست دارد .
Dec 16, 2019 12:11PM Add a comment
دوستش داشتم

Niloufar
Niloufar is starting دوستش داشتم
باید یک بار به خاطر همه چیز گریه کرد . آن قدر که اشک ها خشک شوند ، باید این تن اندوهگین را چلاند و بعد دفتر زندگی را ورق زد . به چیز دیگری فکر کرد . باید پاها را حرکت داد و همه چیز را از نو شروع کرد .
Dec 16, 2019 12:10PM Add a comment
دوستش داشتم

Niloufar
Niloufar is reading آنتیگونه
. ستمگران از هر سعادتی برخوردارند و از آن میان از سعادت کر بودن نیز
Jan 23, 2018 04:36AM Add a comment
آنتیگونه

Niloufar
Niloufar is starting آیدا: درخت و خنجر و خاطره

شبانه

پرِ پرواز ندارم
امّا
دلی دارم و حسرتِ دُرناها.

خوشا پر کشیدن، خوشا رهایی،
خوشا اگر نه رها زیستن، مردن به رهایی!
آه، این پرنده
در این قفسِ تنگ
نمی‌خواند.

مرگِ من سفری نیست،
هجرتی‌ست
از سرزمینی که دوست نمی‌داشتم
به خاطرِ نامردمان‌اش.
خود ایا از چه هنگام اینچنین
آیینِ مردمی
از دست
بنهاده‌اید؟
Jan 13, 2018 05:43AM Add a comment
آیدا: درخت و خنجر و خاطره

Niloufar
Niloufar is starting آیدا: درخت و خنجر و خاطره

شبانه -عصر عظمت های غول آسا



و عشق
سوء تفاهمی‌ست
که با «متأسفم» گفتنی فراموش می‌شود
Jan 13, 2018 05:35AM Add a comment
آیدا: درخت و خنجر و خاطره

Niloufar
Niloufar is starting آیدا: درخت و خنجر و خاطره

شبانه -و شما که به سالیانی چنین دوردست

اگر دیگر پای رفتنِمان نیست،
باری
قلعه‌بانان
این حجت با ما تمام کرده‌اند
که اگر می‌خواهیم در این سرزمین اقامت گزینیم
می‌باید با ابلیس قراری ببندیم.
Jan 13, 2018 05:29AM Add a comment
آیدا: درخت و خنجر و خاطره

Niloufar
Niloufar is starting آیدا: درخت و خنجر و خاطره

شبانه -و شما که به سالیانی چنین دوردست

ما بسی کوشیده‌ایم
که چکشِ خود را
بر ناقوس‌ها و به دیگچه‌ها فرودآریم،
بر خروس‌قندیِ بچه‌ها
و بر جمجمه‌ی پوکِ سیاستمداری
که لباسِ رسمی بر تن آراسته باشد.
ما بسی کوشیده‌ایم
که از دهلیزِ بی‌روزنِ خویش
دریچه‌یی به دنیا بگشاییم.
ما آبستنِ امیدِ فراوان بوده‌ایم،
دریغا که به روزگارِ ما
کودکان
مُرده به دنیا می‌آیند!
Jan 13, 2018 05:29AM Add a comment
آیدا: درخت و خنجر و خاطره

Niloufar
Niloufar is starting آیدا: درخت و خنجر و خاطره

شبانه -دریغا انسان


اما انسان، ای دریغ
که با دردِ قرونَش
خو کرده بود.



پا در زنجیر و برهنه تن
تلاشِ ما را به گونه‌یی می‌نگریست
که عاقلی
به گروهی مجانین
که در برهنه شادمانیِ خویش
بی‌خبرانه های‌وهویی می‌کنند.
Jan 06, 2018 02:33PM Add a comment
آیدا: درخت و خنجر و خاطره

Niloufar
Niloufar is reading آیدا: درخت و خنجر و خاطره

شبانه -اندکی بدی در نهادِ تو

اندکی بدی در نهادِ تو
اندکی بدی در نهادِ من
اندکی بدی در نهادِ ما
و لعنت جاودانه بر تبارِ انسان فرود می‌آید.

آبریزی کوچک به هر سراچه ــ هرچند که خلوتگاهِ عشقی باشد
شهر را
از برای آن که به گنداب در نشیند
کفایت است.
Jan 06, 2018 05:29AM Add a comment
آیدا: درخت و خنجر و خاطره

Niloufar
Niloufar is reading آیدا: درخت و خنجر و خاطره

شبانه-مرگ را دیده‌ام من

وقتی که به پیرامنِ تو
چانه‌ها
دمی از جنبش بازنمی‌مانَد
بی آنکه از تمامیِ صداها
یک صدا
آشنای تو باشد،
وقتی که دردها
از حسادت‌های حقیر
برنمی‌گذرد
و پرسش‌ها همه
در محورِ روده‌هاست…






من مرگ را زیسته‌ام
با آوازی غمناک
غمناک
Jan 06, 2018 05:27AM Add a comment
آیدا: درخت و خنجر و خاطره

Niloufar
Niloufar is reading آیدا: درخت و خنجر و خاطره

شبانه-مرگ را دیده‌ام من

دردا
دردا که مرگ
نه مُردنِ شمع و
نه بازماندنِ ساعت است،
نه استراحتِ آغوشِ زنی
که در رجعتِ جاودانه
بازش یابی،
نه لیموی پُر آبی که می‌مَکی
تا آنچه به دورافکندنی‌ست
تفاله‌یی بیش
نباشد:


تجربه‌یی‌ست
غم‌انگیز
غم‌انگیز
به سال‌ها و به سال‌ها و به سال‌ها…
وقتی که گِرداگِردِ تو را مردگانی زیبا فراگرفته‌اند
یا محتضرانی آشنا
Jan 06, 2018 05:25AM Add a comment
آیدا: درخت و خنجر و خاطره

Niloufar
Niloufar is on page 5 of 107 of از رنجی که می‌بریم
دره خزان زده
Jan 04, 2018 08:54AM Add a comment
از رنجی که می‌بریم

Niloufar
Niloufar is on page 93 of 496 of آنی شرلی در گرین گیبلز - کتاب اول
ﺁﻧﻲ ﮔﻔﺖ :ﺁﻩ !ﻣﺎﺭﻳﻼ!ﻧﺼﻒ ﻟﺬﺕ ﻫﺮﭼﻴﺰ ،ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻳﺶ ﻣﻲ ﻛﺸﻲ . ﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ ﺧﻴﻠﻲ ﭼﻴﺰﻫﺎ ﺭﺍبدﺳﺖ ﻧیاوری ،ﺍﻣﺎ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧﻲ ﺍﺯ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻛﺸﻴﺪﻥ ﺑﺮﺍﻳﺸﺎﻥ ، ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮﻱ .ﺧﺎﻧﻢ ﻟﻴﻨﺪ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﺪ ﻛﻪ ﺁﺩﻡ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﻛﺴﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻫﻴﭻ ﭼﻴﺰﻱ ﺭﺍ ﻧﻤﻲ ﻛﺸﺪ ؛ ﭼﻮﻥ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺎﺍﻣﻴﺪ ﻧﻤﻲ ﺷﻮﺩ .ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻦ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻧﻜﺸﻴﺪﻥ ﺑﺪﺗﺮ ﺍﺯ ﻧﺎﺍﻣﻴﺪ ﺷﺪﻥ ﺍﺳﺖ
Jan 04, 2018 02:48AM Add a comment
آنی شرلی در گرین گیبلز - کتاب اول

Niloufar
Niloufar is on page 9 of 142 of یک روز قشنگ بارانی
یک روز قشنگ بارانی
Oct 01, 2017 10:54AM Add a comment
یک روز قشنگ بارانی

Niloufar
Niloufar is starting مرگ در می‌زند
3.کنت دراکولا
Mar 27, 2017 03:31PM Add a comment
مرگ در می‌زند

Niloufar
Niloufar is on page 50 of 110 of باغ آلبالو
ﮔﺎﻳﻒ :ﻫﻤﻪ ﻣﻰ ى ﻣﺎ ﻣﺜﻞ ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ ﻣﻴﺮﻳﻢ .
ﺗﺮوﻓﻴﻤﻮف : ﭼﻪ ﻛﺴﻰ ﻣﻰ داﻧﺪ؟ ﺗﺎزه ﻣﺮدن ﻳﻌﻨﻰ ﭼﻪ؟ ﺷﺎﻳﺪ آدﻣﻰ ﺻﺪ ﺣﺲ دارد و وﻗﺘﻰ ﻛﻪ ﻣﻰ .ﻣﻴﺮد ﺗﻨﻬـﺎ ﭘـﻨﺞ ﺗـﺎ از اﻳﻦ ﺣﻮاس ﺑﺎ او ازﺑﻴﻦ ﻣﻰ روند و ﻧﻮدوﭘﻨﺞ ﺗﺎى دﻳﮕﺮزﻧﺪه میﻣﺎﻧﻨﺪ
Mar 26, 2017 02:30PM Add a comment
باغ آلبالو

Niloufar
Niloufar is on page 25 of 110 of باغ آلبالو
ﮔﺎﻳﻒ :ﺑﻠﻪ .
اﮔﺮ ﺑﺮاى دردى درﻣﺎﻧﻬـﺎى ﺑـﺴﻴﺎرى ﭘﻴـﺸﻬﺎد ﻛﻨﻨـﺪ، اﻳـﻦ ﺑـﻪ آن ﻣﻌﻨـﻰاﺳـﺖ ﻛـﻪ اﻳـﻦ درد، درد ﺑﻰ درﻣﺎﻧﻰ ﺳﺖ
Mar 26, 2017 09:37AM Add a comment
باغ آلبالو

Niloufar
Niloufar is reading میرا
همه ی این چیزها و خیلی چیزهای دیگر را دیده ام،چون اطرافم را نگاه میکنم .
و این اولین گناه تنهایی است
Mar 21, 2017 02:47PM Add a comment
میرا

Niloufar
Niloufar is on page 67 of 477 of فن نمایشنامه نویسی
2-شخص بازی
Mar 17, 2017 04:36AM Add a comment
فن نمایشنامه نویسی

Niloufar
Niloufar is starting مرگ در می‌زند
2.اعترافات يك سارق مادرزاد
Feb 17, 2017 12:04PM Add a comment
مرگ در می‌زند

Niloufar
Niloufar is starting مرگ در می‌زند
1.مرگ در مي زند
Feb 17, 2017 12:03PM Add a comment
مرگ در می‌زند

Niloufar
Niloufar is on page 33 of 128 of The Bathroom
به این ترتیب می توان پیش خود تصور کرد که حرکت،هر اندازه به ظاهر درخشان ذاتا رو به سکون دارد و در نتیجه هر اندازه که گاهی می توان آرام به نظر برسد پیوسته بدن ها را به سوی مرگ می کشاند که سکون است. اوله!
Jan 20, 2017 10:08AM Add a comment
The Bathroom

« previous 1
Follow Niloufar's updates via RSS