Maedeh Pourafghan’s Reviews > خاما > Status Update

Maedeh Pourafghan
Maedeh Pourafghan is on page 393 of 448
جوانمرد فریاد نمیزنه
به فریاد میرسه
Oct 04, 2025 01:11PM
خاما

1 like ·  flag

Maedeh’s Previous Updates

Maedeh Pourafghan
Maedeh Pourafghan is on page 377 of 448
کاش هیچ زنی هیچ مردی را نخواهد
Oct 04, 2025 01:08PM
خاما


Maedeh Pourafghan
Maedeh Pourafghan is on page 377 of 448
شما مردها همه تان همین طورین تا وقتی زن نگرفتین، از هر زنی خوشتان بیاید، می شود خامای تان بعد که خر شدین و کلاه گشاد رفت توی سرتان اون زن دیگر خاما نیست برایتان دنبال خامای دیگری می گردید.
خیلی هم انصاف داشته باشین دل میبندین به همان خامایی که در خیالتان هنوز نیمه زنده است.
Oct 04, 2025 01:07PM
خاما


Maedeh Pourafghan
Maedeh Pourafghan is on page 205 of 448
یه تناقض عجیبی رو دارم تجربه میکنم توی خوندن این کتاب
به نصف کتاب رسیدم ولی هنوز واسم جذاب نیست و اصلا نمیدونم دقیقا میخواد چه رویدادی رو توصیف کنه
اما با این حال نمیتونم نخونمش
یجوری اینرسی خیلی بالایی رو با این کتاب دارم انگار
Sep 26, 2025 06:57AM
خاما


Maedeh Pourafghan
Maedeh Pourafghan is on page 205 of 448
تاریکی از هر مار و اژدرماری خطرناکتر است که نمیدانی توی دلش چی دارد.
Sep 26, 2025 06:45AM
خاما


Maedeh Pourafghan
Maedeh Pourafghan is on page 195 of 448
مار درون همه تان خیلی وقت ها ناخواسته هم خودتان را میزند و هم دیگران را.
Sep 26, 2025 06:44AM
خاما


Maedeh Pourafghan
Maedeh Pourafghan is on page 174 of 448
آدمی وقتی کنار کسی که دوستش دارد، باشد هیچ وقت آنقدر دوستش ندارد که ازش دور باشد، بشود.
Sep 25, 2025 07:11AM
خاما


Maedeh Pourafghan
Maedeh Pourafghan is on page 102 of 448
مرد اگر گریه نکند، بغض‌اش روزی سرش را خواهد خورد.
Sep 19, 2025 03:11AM
خاما


Maedeh Pourafghan
Maedeh Pourafghan is on page 95 of 448
دایه می گفت «به وقت هزار سال آمده و رفته و تو یک غم ندیدی، پس تو هزار سال ندیدی. یه وقت هم هست، هنوز خردسالی و غــم، چنان در تــو آشیان کرده که حال نداری به دیدن یک سال دیگر هم.»
دایه می گفت «هر وقت آمدیم بلند بشویم زدند توی سرمان کوتوله ماندیم از بس توسری خوردیم.»
Sep 19, 2025 02:05AM
خاما


Maedeh Pourafghan
Maedeh Pourafghan is on page 62 of 448
این کتاب رو توی دوره ی جنگ ۱۲ روزه که اجبارا خونه مونده بودم و به هیچی دسترسی نداشتم شروع کردم
ولی تا صفحه ۶۲ به زور خوندم و مغزم واقعا کشش نداشت که حتی توی فضای کتاب و ادبیات هم جنگ رو تجربه کنه
جنگ واقعا سخته واقعا طاقت فرساست
حالا دوباره برداشتمش که ادامه اش بدم
بعد از حدودا دو ماه و نیم
Sep 17, 2025 10:07PM
خاما


No comments have been added yet.