Majid’s Reviews > همنوایی شبانه ارکستر چوبها > Status Update
Majid
is on page 12 of 207
یکی میگفت:منه درمیان راز با هرکسی
که جاسوس همکلاسه دیدم بسی
یکی میگفت:مکن پیش دیوار غیبت بسی
بود کز پسش گوش دارد کسی
...
یکی میگفت:مکن خانه بر راه سیل ای غلام
یکی میگفت:مبین به سیب زنخدان که چاه در راه است
یکی میگفت:مکن خواجه برخویشتن کار سخت
راحتتان کنم،همهاش نصیحت بود،همهاش نهی،هیچکس هم نگفت چه کار بایدکرد. یکی هم که ازدستش دررفت گفت:«ای که دستت میرسد کاری بکن-پیش ازآن که تو نیاید هیچ کار» و بالاخره نگفت چه کار
— May 25, 2026 12:57PM
که جاسوس همکلاسه دیدم بسی
یکی میگفت:مکن پیش دیوار غیبت بسی
بود کز پسش گوش دارد کسی
...
یکی میگفت:مکن خانه بر راه سیل ای غلام
یکی میگفت:مبین به سیب زنخدان که چاه در راه است
یکی میگفت:مکن خواجه برخویشتن کار سخت
راحتتان کنم،همهاش نصیحت بود،همهاش نهی،هیچکس هم نگفت چه کار بایدکرد. یکی هم که ازدستش دررفت گفت:«ای که دستت میرسد کاری بکن-پیش ازآن که تو نیاید هیچ کار» و بالاخره نگفت چه کار
Like flag
Majid’s Previous Updates
Majid
is on page 195 of 207
اما این را هم میدانستم که تلقین کردنِ این امر به اریک فرانسوا اشمیت آسان نبود. در این مدت ایرانیها را خوب شناخته بود. میدانست هیچکدام چشمِ دیدنِ دیگری را ندارد. هرکس پیش او میآمد برای دیگری فتنه میکرد
— Jun 06, 2026 12:05PM
Majid
is on page 185 of 207
اگر انسانِ اولیه برای بیانِ مقصود بیشتر از چند کلمه در اختیار نداشت آیا این بدان معناست که ما نسبت به انسانِ اولیه احساساتِ پیچیدهتری داریم؟
— Jun 05, 2026 12:39PM
Majid
is on page 166 of 207
سید به بیارزشیِ کلمات پی برده بود. به همین دلیل بیدریغ خرجشان میکرد. او به یک چیز دیگر هم پی برده بود: فلاکتِ روحی و نیازِ بیمارگونهی آدمها به شنیدنِ حرفهای خوشایند و تمجیدهای بیماخذ
— Jun 05, 2026 12:37PM
Majid
is on page 161 of 207
ما تا کجا مسئول اعمال خود هستیم؟ من میخواستم پنجرهی اتاقم را ببندم اما توفانی بیهنگام آن را از جا کند و با خود برد. حالا پنجرهی اتاقِ من سرنوشتِ مستقل خودش را دارد. ممکن است به جای قطع کردنِ سرِ عابرِ نگونبخت،پایش را بشکند یا فقط به جراحتی سطحی اکتفا کند. اما این به معنای پایانِ هستیِ این عمل نیست. فرض کنیم در جایی فرو آید که هیچ عابری نیست
— Jun 05, 2026 12:33PM
Majid
is on page 157 of 207
باید ازت مراقبت کنم. داری خودت را نابودی میکنی -
آنچه مرا نابود میکند دیگری است -
میتوان میان دیگران تنها زیست -
عجالتن این دیگرانند که وسطِ تنهاییِ من زندگی میکنند -
این دیگران را تنهاییِ تو به وسطِ معرکه کشیده است -
آمدهای نصیحتم کنی؟ -
آمدهام کمکت کنم -
— Jun 05, 2026 12:30PM
آنچه مرا نابود میکند دیگری است -
میتوان میان دیگران تنها زیست -
عجالتن این دیگرانند که وسطِ تنهاییِ من زندگی میکنند -
این دیگران را تنهاییِ تو به وسطِ معرکه کشیده است -
آمدهای نصیحتم کنی؟ -
آمدهام کمکت کنم -
Majid
is on page 150 of 207
میگویند فراموشی دفاعِ طبیعی بدن است در برابر رنج. میگویند دردی که نوزاد، هنگام عبور از آن دریچهی تنگ، متحمل میشود چنان شدید است که کودک ترجیح میدهد رنجِ زاده شدن را برای همیشه از یاد ببرد
[...]
داشتم به روزی فکر میکردم که بدنِ ماتیلد تصمیم گرفته بود هرچه را به قسمت خاکستری مغزش میرسد فورا پاک کند. نه آینده وهم شود، نه گذشته خاطره شود. فقط اقتدارِ لحظه بماند و بس
— Jun 02, 2026 01:15PM
[...]
داشتم به روزی فکر میکردم که بدنِ ماتیلد تصمیم گرفته بود هرچه را به قسمت خاکستری مغزش میرسد فورا پاک کند. نه آینده وهم شود، نه گذشته خاطره شود. فقط اقتدارِ لحظه بماند و بس
Majid
is on page 126 of 207
به او غبطه میخوردم. من نگرانِ قضاوتِ دیگران بودم و او خودش را از بندِ قضاوت آزاد کرده بود. من با تصویری زندگی میکردم که میخواستم دیگران از من ببینند و او بیتصویر زندگی میکرد
— Jun 01, 2026 01:06PM
Majid
is on page 121 of 207
کتاب «پریشانخاطری» اثر «فرناندو پسوا» را برداشتم: «من در خود شخصیتهای مختلفی آفریدهام. من این شخصیتها را بیوقفه میآفرینم. همهی رویاهای من، به محضِ گذشتن از خاطرم، بیهیچ کم و کاست به وسیلهی کس دیگری، که همان رویاها را میبیند، صورت واقعیت به خود میگیرد. به وسیلهی او نه من. من برای آفریدنِ خودم، خود را ویران کردهام.»ا
— May 31, 2026 12:33PM

