Erfan’s Reviews > جنگ چکاوکها > Status Update
Erfan
is on page 160 of 305
سخت میتوانست غم و غصهاش را پنهان کند، غصه کلاری در این خانهی دلگیر، غصهی روپرت که عقل درست و حسابی نداشت، غصه تابستانهایی که خیلی دور بودند، غصهی همه روپرتها و کلاریهایی که در این جنگ گرفتار شده بودند، جنگی که از آن سر در نمیآورد و غصهی خودش و پای گرفتهاش که درد میکرد و همیشه او را از بقیه جدا میکرد.
و کم کم گریهاش گرفت. چند لحظه بعد کلاری زیر لب گفت: "درد میکنه؟" و او گفت: "آره، آره، متاسفم."
— Jun 09, 2026 01:57PM
و کم کم گریهاش گرفت. چند لحظه بعد کلاری زیر لب گفت: "درد میکنه؟" و او گفت: "آره، آره، متاسفم."
1 like · Like flag

