Amir Sheikhzadeh’s Reviews > دل تاریکی > Status Update
Amir Sheikhzadeh
is on page 102 of 190
آدمهای دیگر را نگاه میکردم و کنجکاو بودم ببینم که وقتی در برابر فتنه بیامان نیاز جسمانی قرار میگیرند، کشش و انگیزه و قوت و ضعفشان چگونه است. خویشتنداری! آخر خویشتنداری در برابر چه؟ آیا خرافه بود یا نفرت، صبر، ترس ـ یا نوعی شرف بدوی؟ هیچ ترسی در برابر گرسنگی تاب نمیآورد، هیچ صبری آن را از بین نمیبرد، جایی هم که گرسنگی باشد، نفرت وجود ندارد.
— 15 hours, 7 min ago
Like flag
Amir’s Previous Updates
Amir Sheikhzadeh
is on page 102 of 190
راستش مقابله با داغدیدگی و بدنامی و کیفر روح از مقابله با گرسنگی دیرپا سادهتر است. چنین سخنی تلخ، ولی حق است. این آدمها هم هیچ دلیلی برای کف نفس نداشتند. خویشتنداری! به این میماند که آدم از کفتاری که در میان کشتگان آوردگاه پرسه میزند توقع خویشتنداری داشته باشد. اما این واقعیت در برابرم بود ـ واقعیتی که شعاع آن چشم را خیره میکرد.
— 15 hours, 6 min ago
Amir Sheikhzadeh
is on page 102 of 190
و چه بگویم از خرافه و اعتقاد و چیزی که اصول نامیده میشود، که در برابر باد کاهی بیش نیستند. از دیوسیرتی گرسنگی دیرپا و عذاب دردناک و افکار تلخ و خشونت تیره و خیمهگستر آن چیزی میدانید؟ اگر نمیدانید، من میدانم. آدمی برای اینکه درست با گرسنگی بجنگد، باید همه نیروی ذاتیاش را به کار گیرد.
— 15 hours, 6 min ago
Amir Sheikhzadeh
is on page 102 of 190
آدمهای دیگر را نگاه میکردم و کنجکاو بودم ببینم که وقتی در برابر فتنه بیامان نیاز جسمانی قرار میگیرند، کشش و انگیزه و قوت و ضعفشان چگونه است. خویشتنداری! آخر خویشتنداری در برابر چه؟ آیا خرافه بود یا نفرت، صبر، ترس ـ یا نوعی شرف بدوی؟ هیچ ترسی در برابر گرسنگی تاب نمیآورد، هیچ صبری آن را از بین نمیبرد، جایی هم که گرسنگی باشد، نفرت وجود ندارد.
— 15 hours, 7 min ago
Amir Sheikhzadeh
is on page 96 of 190
کتاب را توی جیبم گذاشتم. باور کنید که دست کشیدن از خواندن مانند این بود که خودم را از پناهگاه رفاقت قرص و قدیمی بیرن میکشم.
— 15 hours, 12 min ago
Amir Sheikhzadeh
is on page 92 of 190
او باید این حقیقت را با خمیرمایهی واقعی خودش ببیند. اصول به کار نمیآید. همینطور هم دانستهها، لباس و حمایل - حمایلی که به یک تکان بند است. چیزی که به کار میآید، اعتقاد راسخ است. آیا این قیلوقال شیطانی برای من جاذبهای دارد؟ خیلی خوب؛ من میشنوم؛ اقرار میکنم، منتها صدایی هم دارم و، خوب یا بد، صدای من سخنی است که نمیتوان آن را خاموش کرد. البته آدم احمق، به سبب هول و هراس و احساسات رقیق، همیشهی خدا در امان است.
— 15 hours, 13 min ago
Amir Sheikhzadeh
is on page 80 of 190
کار را خوش ندارم منتها چیزی را که در کار هست خوش دارم، - فرصت برای شناختن خویش. واقعیت وجودی آدم، برای خودش، نه برای دیگران - چیزی که دیگران هرگز نمیتوانند بدانند. آنها فقط ظاهر را میبینند و هرگز نمیتوانند پی به کنه آن ببرند.
— Jul 12, 2026 12:57PM
Amir Sheikhzadeh
is on page 41 of 190
فتح زمین که اغلب اوقات به معنای گرفتن زمین از دست کسانی است که رنگ پوستشان با رنگ پوست ما فرق دارد یا دماغشان پهنتر از دماغ ماست، چون نیک بنگریم، چندان کار خوبی نیست. چیزی که مایهٔ نجات آن میشود، عقیده است و بس. عقیدهای در پس آن؛ نه تظاهر احساساتگرایانه، بلکه عقیده؛ و اخلاص در عقیده - چیزی که آدم آن را برپا دارد و در برابرش سجده کند و نذر و نیاز کند به...
— Jul 10, 2026 01:41PM
Amir Sheikhzadeh
is on page 41 of 190
کارشان این بود که شیرهٔ جان دیگران را بمکند. همین و بس، به گمانم. آنها فاتح بودند و تنها چیزی که برای فتح لازم است، قدرت حیوانی است. کسی هم که چنین قدرتی داشته باشد، جای نازیدن ندارد، چون قدرتش عارضهای است که از ضعف دیگران ناشی شده است. برای کسب وجهه به هرچه دستشان میرسید طمع میکردند. و این چیزی جز چپاول و خشونت و کشتار در مقیاس وسیع نبود. آدمها هم کورکورانه به آن دست میزدند - آنچنان که در خور ظلمتستیزان است.
— Jul 10, 2026 01:39PM

