Maryam.Bhr’s Reviews > سرودن نان > Status Update

Maryam.Bhr
Maryam.Bhr is on page 112 of 176
گرچه نزاع بر سر قیمت نان یکی از عوامل محرک، اگر نگوییم علت مستقیم انقلاب فرانسه بود، اما کمابیش با اطمینان
می توان گفت که ملکه ماری آنتوانت هرگز جمله ی ((خب کیک بخورند)) را بر زبان نیاورده است. این جمله ی بدنام نخستین بار در کتاب اعترافات ژان ژاک روسو آمده است (که چاپ نخستش سال ۱۷۸۲ منتشر شد، هرچند پیش تر نوشته شده بود). [ ادامه در کامنت]
Aug 08, 2026 04:20AM
سرودن نان

57 likes ·  flag

Maryam.Bhr’s Previous Updates

Maryam.Bhr
Maryam.Bhr is on page 72 of 176
گفته می شود در فرانسه ی قرون وسطی برای هر یک از رتبه ها و زیررتبه های طبقات بالای اجتماعی و خدمتکارانش نوع خاصی از نان تهیه می شده است: نان درباری، نان شوالیه ها، نان نوکران و غیره؛ تا قرن چهاردهم میلادی به نانواهای پاریسی دستور داده می شد بیش از سی نوع نان مختلف بپزند.
Aug 04, 2026 05:28AM
سرودن نان


Maryam.Bhr
Maryam.Bhr is on page 27 of 176
همه ی خیال پردازان آرمان شهری، اول و آخر ناگزیرند به سؤال نان شب پاسخ دهند.
Aug 02, 2026 05:45AM
سرودن نان


Comments Showing 1-7 of 7 (7 new)

dateUp arrow    newest »

Maryam.Bhr روسو در این کتاب به یاد ((شاهدخت بزرگی می افتد که وقتی به او گفتند دهقانان نان ندارند، پاسخ داد خب بگذارید بریوش بخورند)). بریوش از نان های استاندارد فرانسوی است که هنوز هم پخته می شود؛ نانی سفید و غنی شده با کره و شیر و تخم مرغ، که احتمالا تصویری کلی از نان های باکیفیت دوره ی اوایل مدرن مانند پاندومین به ما می دهد. این نان در واقع کیک نیست و صرفا نوعی نان گران قیمت است. اما مهم ترین مسئله این است که چرا این اظهار نظر تصادفی تا این حد در ذهن ما ماندگار شده است؟ ما چنین می پنداریم که کل رژیم پیشین (همان نظام کلیسایی و حکومتی فرانسه که از قرون وسطی تا انقلاب دوام داشت) از قضا وجه ممیزه ی خود را در یک جمله خلاصه کرده است؛ جمله ای که حتی اگر صرفا تحت اللفظی و در زمینه ی خودش خوانده شود، چیزی نیست جز حرفی ساده لوحانه، ناآگاهانه یا کودکانه. شاهدخت هیچ متوجه نیست که مسئله ی مطرح در این جا کمی فراتر از آن چیزی است که شاید ما امروز ((انتخاب مصرف کننده)) بنامیمش.


message 2: by Nazin (new)

Nazin چقدر این داستان«خب، کیک بخورند» ملکه آنتوانت، با وجود جعلی بودنش معروف شده! ولی واقعاً مشابه چنین حرف‌هایی رو در ایران شنیدیم؛ مثلاً محمدرضا جهانپور در جواب «مردم که نمی‌تونند کره بخورند» گفته بود: «خب، آووکادو بخورند!» :))))


Maryam.Bhr Nazin wrote: "چقدر این داستان«خب، کیک بخورند» ملکه آنتوانت، با وجود جعلی بودنش معروف شده! ولی واقعاً مشابه چنین حرف‌هایی رو در ایران شنیدیم؛ مثلاً محمدرضا جهانپور در جواب «مردم که نمی‌تونند کره بخورند» گفته بود:..."

از لحاظ معروف بودن که کلا از همون زمان های قدیم و به خصوص دوران انقلاب فرانسه همین طور بوده
این جهانپور همونه که سخنگوی وزارت بهداشت تو روزهای کرونا بوده؟


message 4: by Nazin (new)

Nazin اینکه در ایران هم انقدر شناخته شده هست و مورد توجه قرار گرفته جالبه.
بله خودشه!


Maryam.Bhr Nazin wrote: "اینکه در ایران هم انقدر شناخته شده هست و مورد توجه قرار گرفته جالبه.
بله خودشه!"


می دونم چی می گی، به خصوص تو سال های اخیر
بالاتر از سیاهی رنگی نیست حکایت همین امثال جهانپوره :)


message 6: by Amin (new)

Amin مورد مشابهش رو توی ایران اینجوری شنیدم که پیش ناصرالدین‌شاه میگن مردم از سر فقر «آبدوغ‌خیار» میخورن...

دستور میده به آشپزاش که خب برای ما هم از همین غذایی که مردم میخورن درست کنید!

آشپزها هم توش رو پر از ملات گردو و کشمش و سیب و ... میکنن
ناصرالدین شاه میخوره و میگه مردم پدرسوخته عجب غذاهای خوشمزه‌ای میخورن ما خبر نداریم!


Maryam.Bhr Amin wrote: "مورد مشابهش رو توی ایران اینجوری شنیدم که پیش ناصرالدین‌شاه میگن مردم از سر فقر «آبدوغ‌خیار» میخورن...

دستور میده به آشپزاش که خب برای ما هم از همین غذایی که مردم میخورن درست کنید!

آشپزها هم توش ..."


جا داره اول ازتون تشکر کنم آقا امین، چون همین مثال باعث شد یاد یه نکته بیفتم
که کمی طولانیه، ولی به این بحث نزدیکه. به‌ نظرم این حکایت که بهش اشاره کردید اصلا تصادفی نیست. ما داریم دربارهٔ دوره‌ای حرف می‌زنیم که خودش یه لحظهٔ تاریخیِ خاص بوده؛ قرن نوزدهم، زمان رشد چاپ، سفرهای خارجی، ورود مواد غذایی جدید و برخورد شدید فرهنگ‌هاست. همین تغییرات باعث می‌شه در ایران قاجار کنجکاوی نسبت به خوراک مردم، تفاوت نسخه‌های مردمی و اشرافی، و حتی مزهٔ غذاها پر رنگ‌تر بشه. انگار شاهان و شاهزاده‌ها تازه داشتن متوجه می‌شدن مردم چی می‌خورن و این فهم غالباً از پشت یه فاصلهٔ طبقاتی اتفاق می‌افته. برای همین می‌شه گفت چنین روایت‌های مشابهی، محصول دوره‌ایه که غذا تبدیل شده به موضوع توجه، ثبت‌نویسی و شناخت اجتماعی. جالب‌تر اینکه همین نشر اطراف که سرودن نان رو منتشر کرده، یه کتاب دیگه هم داره به نام کارنامهٔ خورش که بر اساس
یادداشت‌های یه شاهزادهٔ قاجاری نوشته شده و دقیقاً همین کنجکاوی غذایی رو نشون می‌ده. انگار تو اون دوره غذا به طرز بیشتری ابزار شناخت جامعه می‌شه


back to top