second cousin’s Reviews > سفر به انتهای شب > Status Update
second cousin
is finished
یادآور هادی پاکزاد.
وقتی فرسنگ ها دور از من، احساس دلتنگی کنی
قلبِ من روزهاست سرد شده، از این عشق تقارنی
وقتی ساعت ها بعد از این، روزهای تنهایی داری
ذهنِ من دست کشیده از، توهم های تکراری
وقتی تمام سلول هات، یه آغوش امن میخوان
وقتی همه خاطره هایِ لعنتیت به حرف میان
ترکم که می کردی نور فانوس های دریا مردن
موریانه های خیال، قایق نجاتو خوردن
فرشته های دریایی منو، به موج ها سپردن
اَمواج سهمگینِ وحشت، منو تا مرز مرگ بردن
— Oct 20, 2026 04:10PM
وقتی فرسنگ ها دور از من، احساس دلتنگی کنی
قلبِ من روزهاست سرد شده، از این عشق تقارنی
وقتی ساعت ها بعد از این، روزهای تنهایی داری
ذهنِ من دست کشیده از، توهم های تکراری
وقتی تمام سلول هات، یه آغوش امن میخوان
وقتی همه خاطره هایِ لعنتیت به حرف میان
ترکم که می کردی نور فانوس های دریا مردن
موریانه های خیال، قایق نجاتو خوردن
فرشته های دریایی منو، به موج ها سپردن
اَمواج سهمگینِ وحشت، منو تا مرز مرگ بردن
3 likes · Like flag
second cousin’s Previous Updates
second cousin
is on page 443 of 534
کاشکی قبل از اینکه این کتاب رو تموم کنم عمر خودم تموم میشد
— Oct 19, 2026 04:36AM



نفس ها به بوی جسد، به تدریج عادت میکنن
وقتی میخوای با دیوارا، حرف بزنی و ممکن نیست
وقتی تو مَجرای نفس، چیزی جز بغضِ مزمن نیست
وقتی اطرافت، همه چیز اونقدر خوبه که سیر شدی
می بینی تو انتظارِ اتفاق خوب پیر شدی
وقتی وجودت خالیه و از درون درد می کشی
چشمای پر اَشکتو به شیشه های سرد میکشی