giso0’s Reviews > مشت بر پوست > Status Update
giso0
is on page 79 of 102
کاسه فالوده را گرفت، نشست بغل پیاده رو، تکیه داد به دیوار. قاشقش را زد زیر فالوده ها، گذاشت توی دهانش. طعم پیروزی، طعم فالوده شیرین بود و کیف داشت.
— May 10, 2020 01:38PM
Like flag
giso0’s Previous Updates
giso0
is on page 17 of 102
باد پرده های کوچک و رنگ رو رفته را پس میزد، پرده که پس میرفت آدمها از میان عکسهای کهنه، کمرنگ و زرد شده نگاه میکردند و هنوز خوب نگاه نکرده بودند که پرده می افتاد روی صورتشان
— May 10, 2020 12:35PM
giso0
is on page 7 of 102
قدتو برم
نازتو برم
صدای آوازتو برم
..
بازار سایه روشن بود، لوله های کلفت نور آفتاب از سقف گنبد گنبدی اش پایین می آمد و همهمه مردم و بوهای بازار را بالا میبرد. گرد و غبار در نورشان شناور بود
..
سلام کردم سلامی بر جمالت
خدا برکت بده خوش باشه حالت
به "موشو" هم بده چیزی ز مالت
که تا برکت کند پول حلالت
— May 10, 2020 11:54AM
نازتو برم
صدای آوازتو برم
..
بازار سایه روشن بود، لوله های کلفت نور آفتاب از سقف گنبد گنبدی اش پایین می آمد و همهمه مردم و بوهای بازار را بالا میبرد. گرد و غبار در نورشان شناور بود
..
سلام کردم سلامی بر جمالت
خدا برکت بده خوش باشه حالت
به "موشو" هم بده چیزی ز مالت
که تا برکت کند پول حلالت
giso0
is on page 5 of 102
کله ها. فقط کله ها را می دید. کله ها از دور، از ته بازار می آمدند و از کنارش رد می شدند.
— May 10, 2020 11:42AM

