Alireza Saramad’s Reviews > نام های سیاست > Status Update

 Alireza Saramad
Alireza Saramad is starting
▪یکی از نکاتی که باید در خصوص چنین کتابهایی رعایت کرد، نوعی مبارزه ی جدی با شعله ور شدن "شهوت خواندن" در حلقه ی محاصره ی سیه‌چشمان سیمین‌ساق است.
در نتیجه همین ۴۸ صفحه ما را بس، باقی شان بماند برای بهشتی که فکر نکنم بیاید.
▪ جریان زیرزمینی ماتریالیسم مواجهه! / به راستی چرا باران بر ساحل های شنی، بر بزرگراه ها و دریا ها می بارد؟
▪ تو گویی آلتوسر تنها پس از دیوانگی اش حرفهایی قابل اتکا میزند.
Jun 23, 2021 08:03AM
نام های سیاست

flag

Alireza Saramad’s Previous Updates

 Alireza Saramad
Alireza Saramad is starting
خواندن و نفهمیدن آلتوسر، تباه بودن انسان را به رویش می کشد. بهترین ابزار برای به گند کشیدن حال عمومی.
Jun 22, 2021 06:28AM
نام های سیاست


Comments Showing 1-1 of 1 (1 new)

dateUp arrow    newest »

 Alireza Saramad ▪تنها پس از دیوانگی اش، پس از کشتن هلن با دستانش در اکول نرمال سوپریور، به به گواه خودش پس از رهایی نسبی از توهم‌های آزادهنده اش این مقاله؟ را می نویسد. شاید تنها پس از دیوانگی است که می توان لاطائلاتش مبنی بر اینکه تنها مارکسیسم ناایدئولوژی (علم) است را کم‌دیده گرفت. وقتی به هرگونه ذات، غایت پیشین و ... می تازد و می گوید: وقتی مارکس و انگلس میگویند پرولتاریا محصول صنایع عظیم است یاوه ای بس فاحش را بر زبان می آورند، می شود آلتوسری دیگر را شناخت.
در این راستاست که می توان به نقش مهم او، هرچند با واقع بازگو نشده و به نوعی واپس رانده، در شکوفایی(اگر موافق باشید البته) فلسفه متاخر فرانسه اندیشید. او و کانگلیم، همچون بارانی که در شب می بارد، زمین فرنچ‌تئوری را بارور ساختند.
آلتوسر مارکسیست ساختار گرا نبود. نبود. واقعا نبود، تنها چون در آن زمان بازار ساختارگرایی گرم بود فکر کردند چنین است.
▪ در این نوشته او هابز و روسو و ماکیاولی و هایدگر و دریدا و دلوز را یکجا میخواند: همه از نوعی فلسفه مواجهه سخن میگویند. البته شاید اینجا هم گزافه گویی میگوید، چون بسیاری از این متفکران را نمی شود بهم نزدیک کرد. باری او فقط آنچه میخواهد را میخواند، و با بقیه اش کاری ندارد.
▪ در پایان برای دل خودم هم که شده باید اشاره کنم که نوشته را نه کامل فهمیدم، نه کامل موافقم، و نه دوباره خواهم خواند. دیگر پی دی اف را دوبار خواندن پر رویی است. با تشکر از صالح نجفی و آرش ویسی.
راستی اگر می بینید، انصافا End را با پایان ترجمه نکنید، غایت اینا بهتر نیست؟ بیچاره شدم تا فهمیدم.


back to top