مرجان محمدی’s Reviews > سه کتاب > Status Update
مرجان محمدی
is 56% done
یک حس عجیب: دلم نمی یاد این داستان ها رو بخونم. می ترسم تموم شه.
— Apr 13, 2014 09:45PM
Like flag
مرجان’s Previous Updates
مرجان محمدی
is 56% done
...پیکان ها دندان قروچه کردند و غریدند و پریدند به هم ردند و خوردند و خونین ومالین شدند. پاسبان های راهنمایی از وسط راهبندان ها سر بلند کردند و کلاغ ها را نگاه کردند که سرفه کنان پرواز می کردند. چراغ های راهنمایی چشم درد گرفتند
داستان ملخ ها از مجموعه مثل همه عصرها
— Apr 15, 2014 10:54AM
داستان ملخ ها از مجموعه مثل همه عصرها
مرجان محمدی
is reading
زن دو طرف دامنش را گرفت و باز چرخید و خندید. دختر گفت «اسم این گل ها چیه؟» زن سر خم کرد و به دامن نگاه کرد.موهای پرپشتش ریخت توی صورت. گفت«زنبق» داستان بهار
— Apr 12, 2014 06:10AM
مرجان محمدی
is reading
قبلا این کتاب رو خوندم. ولی دوباره می خونمش. نمی دونم چرا هر خط نوشته های زویا پیرزاد برام بوی شعرهای فروغ فرخزاد رو تداعی می کنه. خیلی دوستش دارم.
— Apr 11, 2014 10:51AM

