Peiman’s Reviews > زوربای یونانی > Status Update

Peiman
Peiman is on page 400 of 519
بی ربط به کتاب
چطوری میشه از منجلاب غم و غصه بیرون اومد؟
Nov 23, 2023 10:50PM
زوربای یونانی

47 likes ·  flag

Comments Showing 1-27 of 27 (27 new)

dateUp arrow    newest »

message 1: by TT (new) - added it

TT بی ربط به کتاب .
الان دیگه فکر میکنم نمیشه ...


Peiman TT wrote: "بی ربط به کتاب .
الان دیگه فکر میکنم نمیشه ..."


منم همین طور


message 3: by Fafa (new)

Fafa فکر نکنم بشه


Peiman Fafa wrote: "فکر نکنم بشه"

اینکه بقیه هم به همین نتیجه رسیدن باعث میشه بیشتر ناراحت بشم


Saeede یک بقل


message 6: by Shadi (new)

Shadi چیزی که اخیرا درگیرشم و نمیدونم.اما گمونم میشه چون قبلا تونستم


Peiman Saeede wrote: "یک بقل"

بقل یا بغل؟ متاسفانه موجود نیست


Peiman Shadi wrote: "چیزی که اخیرا درگیرشم و نمیدونم.اما گمونم میشه چون قبلا تونستم"

به نظرم معمولاً غم به خاطر فقدان به وجود میاد، حالا فقدان یک شخص، حس یا هر چیزی، اگه اون جایگزین بشه ممکنه درست بشه ولی این جایگزینی همیشه سخت و گاهی غیرممکنه


Mohammad آدم بدون غم نمی‌شه، راه بی‌پیچ‌و‌خم نمی‌شه..
نمی‌دونم، پذیراش بشو و تمامش رو حس کن. بیرون اومدنش دست انسان نیست همیشه.


message 10: by Mahla (new)

Mahla فکر کنم ، بیرون نمیای فقط از مقدارش شاید کاسته بشه ولی هیچ وقت به طور کامل پاک نمیشه یه جوری بهش عادت میکنی


Peiman Mohammad wrote: "آدم بدون غم نمی‌شه، راه بی‌پیچ‌و‌خم نمی‌شه..
نمی‌دونم، پذیراش بشو و تمامش رو حس کن. بیرون اومدنش دست انسان نیست همیشه."


این متن ترانه بود؟ یه جاهایی اون غم شبیه باتلاق میشه فرو میری داخلش


Peiman Mahla wrote: "فکر کنم ، بیرون نمیای فقط از مقدارش شاید کاسته بشه ولی هیچ وقت به طور کامل پاک نمیشه یه جوری بهش عادت میکنی"

ممکنه، عادت دوای تمام دردهای انسانه...ه


Mohammad آره ترانه‌س. بحث اینه که غم انسان رو نمی‌کُشه هیچ‌وقت، ممکنه وادارت کنه به کارهایی اما به خودی خود غم از پس انسان بر نمی‌آد. تو همین مثال باتلاقتم دست‌و‌پا زدن درش جهت خروج کمکی قرار نیست بکنه. بحث اینه که غم احساس ارزشمندیه در کل برای من حداقل. سال‌های رنج انسان رو بیشتر از سال‌های شادی می‌سازن. و خب مسئله همینه که هرچه‌قدر هم که فرو بری در نهایت به سطح برمی‌گردی یا با امید برگشت به سطح اون زیر جون می‌دی. بسته به جنس غمت داره.


Peiman Mohammad wrote: "آره ترانه‌س. بحث اینه که غم انسان رو نمی‌کُشه هیچ‌وقت، ممکنه وادارت کنه به کارهایی اما به خودی خود غم از پس انسان بر نمی‌آد. تو همین مثال باتلاقتم دست‌و‌پا زدن درش جهت خروج کمکی قرار نیست بکنه. بحث..."

بحث غم و اندوه خیلی پیچیده و عمیقه، خیلی نظریات فلسفی و کتاب هم در موردش نوشته شده، ولی همه‌ی غم‌ها رو نمیشه با یک چشم نگاه کرد. باهات مخالف نیستم ولی جزئیات هم مهمه نمیشه نظر کلی داد


message 15: by Sara (new)

Sara کم‌کم با صبر و حوصله و درس گرفتن و حفظ آمادگی برای منجلاب‌های بعدی


message 16: by Mostafa (new)

Mostafa Alipour یکی از ویژگی های منجلاب اینه که تنهایی نمیشه خودتو بکشی بیرون. به شخص ثالثی نیاز داری تا بهت کمک کنه.


Peiman Sara wrote: "کم‌کم با صبر و حوصله و درس گرفتن و حفظ آمادگی برای منجلاب‌های بعدی"

تو همین یکی موندیم بعدی رو کجای دلمون بذاریم 😅


Peiman Mostafa wrote: "یکی از ویژگی های منجلاب اینه که تنهایی نمیشه خودتو بکشی بیرون. به شخص ثالثی نیاز داری تا بهت کمک کنه."

این درسته ولی پیدا کردن اون شخص ثالث هم خودش یه مسئله ست


message 19: by Mostafa (new)

Mostafa Alipour Peiman wrote: "Mostafa wrote: "یکی از ویژگی های منجلاب اینه که تنهایی نمیشه خودتو بکشی بیرون. به شخص ثالثی نیاز داری تا بهت کمک کنه."

این درسته ولی پیدا کردن اون شخص ثالث هم خودش یه مسئله ست"


قطعا همینطوره. برای نجات از یک منجلاب درگیر یک منجلاب دیگه هستیم. راه میان‌بری وجود نداره انگار!


Saeede بغل درسته
ولی وقتی احساساتی میشی بقل درستتره


Peiman Saeede wrote: "بغل درسته
ولی وقتی احساساتی میشی بقل درستتره"


متاسفانه نه بغل داریم نه بقل


message 22: by Farnoosh (new)

Farnoosh بیرون اومدنی در کار نیست، باید غمتو زندگی کنی، باید اجازه بدی تمام و کمال احساس بشه و تازه اونوقته که میشه باهاش کنار اومد، بسته به نوع غم، شاید کمرنگ بشه، شاید با وجود و حضور دیگری جبران بشه...اما از بین نمیره!


Peiman Farnoosh wrote: "بیرون اومدنی در کار نیست، باید غمتو زندگی کنی، باید اجازه بدی تمام و کمال احساس بشه و تازه اونوقته که میشه باهاش کنار اومد، بسته به نوع غم، شاید کمرنگ بشه، شاید با وجود و حضور دیگری جبران بشه...اما..."

اون حضور دیگری نکته‌ی مهمیه اما قبل از این حضور، غم یه ماهیتی داره که ته‌نشین میشه، اما گاهی قبل از ته‌نشین شدن به یه دلیلی مثل خاطره، عکس، خواب یا هر اتفاق دیگه ممکنه دوباره هم زده بشه و این فقط تو رو خسته تر و فرسوده تر می‌کنه


message 24: by Farnoosh (new)

Farnoosh درسته...دقیقا به همین خاطره که میگم از بین نمیره، یه بخشی از وجود آدم تا همیشه به اون غم تعلق داره، خصوصا که اگه غمی باشه که از فقدان ناشی شده.


message 25: by Shadi (new)

Shadi اره دقیقا فقدان...


message 26: by Bahar (new)

Bahar نمیشه بیرون اومد، باید باهاش کنار بیایم و بپذیریم که گذر زمان باعث میشه عادت کنیم به اون غم؛ تا باز یه غم جدید سر راه زندگی سبز بشه و ...
و این چرخه تا همیشه ادامه داره.


Peiman Bahar wrote: "نمیشه بیرون اومد، باید باهاش کنار بیایم و بپذیریم که گذر زمان باعث میشه عادت کنیم به اون غم؛ تا باز یه غم جدید سر راه زندگی سبز بشه و ...
و این چرخه تا همیشه ادامه داره."


عادت می‌کنیم و فرسوده میشیم...ه


back to top