Nafiseh’s Reviews > دیوان صائب تبریزی > Status Update

Nafiseh
Nafiseh is on page 26
از من اي آرام جان ،احوال صائب را مپرس
خاطر آسوده داري، چه آزارم تو را؟
Oct 29, 2024 08:32AM
دیوان صائب تبریزی

14 likes ·  flag

Nafiseh’s Previous Updates

Nafiseh
Nafiseh is on page 769
دل صد پاره به شیرازه نمی گردد جمع
رشته بیهوده بر این دسته گل پیچیده است
Feb 13, 2025 07:44AM
دیوان صائب تبریزی


Nafiseh
Nafiseh is on page 655
عالمي سرگشته اند و هيچ كس گمراه نيست
Feb 10, 2025 03:20AM
دیوان صائب تبریزی


Nafiseh
Nafiseh is on page 766
سیل از خانه به دوشان چه تواند بردن؟
Jan 01, 2025 10:30AM
دیوان صائب تبریزی


Nafiseh
Nafiseh is on page 743
تا عرق از چهره جانان تراویدن گرفت
اشک گرم از دیده خورشید غلطیدن گرفت

و مي نويسم: خورشيد جان ! خورشيد جان امان از اين بی تو گذشتن ها … عاشقي خوب است .زندگی، حلال ِآنان كه عاشقند.(صالح اعلای عزیز)
Dec 26, 2024 09:48AM
دیوان صائب تبریزی


Nafiseh
Nafiseh is on page 743
خلوت فکر ،پری خانه خاموشان است
گفتگو ابجد طفلانه خاموشان است
بادپیمای سخن خاک ندارد در دست
گنج در گوشه ویرانه خاموشان است
Dec 25, 2024 11:32AM
دیوان صائب تبریزی


Nafiseh
Nafiseh is on page 653
مي برم چون نام آغوش از كنارم مي رَمي
اين قبا چسبان به شمشاد خرامان تو نيست
Dec 16, 2024 10:32AM
دیوان صائب تبریزی


Nafiseh
Nafiseh is on page 400
دلم به پاکی دامان غنچه می لرزد
که بلبلان همه مستند و باغبان تنها
Nov 27, 2024 03:04AM
دیوان صائب تبریزی


Nafiseh
Nafiseh is on page 388
تا هست پاي رفتني آزاد كن مرا
Nov 23, 2024 09:05AM
دیوان صائب تبریزی


Nafiseh
Nafiseh is on page 330
از دورباش سینه گرم ایستاده است
فانوس وار از تن من پیرهن جدا
گر پی برد به چاشنی آن دهن نفس
مشکل به حرف و صوت شود زان دهن جدا
Nov 21, 2024 01:47AM
دیوان صائب تبریزی


Nafiseh
Nafiseh is on page 265
من که باشم که نسازند فراموش مرا؟
Nov 12, 2024 01:39PM
دیوان صائب تبریزی


Comments Showing 1-4 of 4 (4 new)

dateUp arrow    newest »

message 1: by Kianoush (new)

Kianoush Mokhtarpour چه قشنگ. ولی مصرع دوم یه چیزش کمه انگاری


Nafiseh Kianoush wrote: "چه قشنگ. ولی مصرع دوم یه چیزش کمه انگاری"

من زیاد بلد نیستم ولی وزنش درست میباشه

سخت می‌خواهم که در آغوشِ تنگ آرم تو را
هر قدر افشرده‌ای دل را، بیفشارم تو را
عمرها شد تا کمندِ آه را چین می‌کنم
بر امیدِ آن که روزی در کمند آرم تو را
از لطافت گرچه ممکن نیست دیدن روی تو
رو به هر جانب که آرم در نظر دارم تو را
در سرِ مستی گر از زانوی من بالین کنی
بوسه در لعلِ شراب‌آلود نگذارم تو را
می‌شود نیلوفری از برگِ گل اندام تو
من به جرأت در بغل چون تنگ افشارم تو را؟
از نگاهِ خشک، منعِ چشمِ من انصاف نیست
دستِ گل چیدن ندارم، خارِ دیوارم تو را
ناشنیدن می‌شود مُهرِ دهانم بی سخن
گر غباری هست بر خاطر ز گفتارم تو را
از رهایی هر زمان بودم اسیرِ عالَمی
فارغم از هر دو عالم تا گرفتارم تو را
ای که می‌پرسی چه پیش آمد که پیدا نیستی
خویشتن را کرده‌ام گم تا طلبکارم تو را
از من ای آرامِ جان، احوالِ صائب را مپرس
خاطرِ آسوده‌ای داری، چه آزارم تو را؟


message 3: by Kianoush (new)

Kianoush Mokhtarpour قشنگ بود. مرسی


Nafiseh Kianoush wrote: "قشنگ بود. مرسی"

🙏🏻🤍


back to top