برج سکوت Quotes

Rate this book
Clear rating
برج سکوت برج سکوت by حمیدرضا منایی
205 ratings, 3.78 average rating, 51 reviews
برج سکوت Quotes Showing 1-3 of 3
“آدم یک روز به جایی می‌رسد که عشقش با توانایی‌اش برابر نیست... خیلی بیش‌تر از آن‌چه معشوق هست، می‌خواهد... این‌جور وقت‌ها اگر معشوق را رها نکنی، خودت و عشق و معشوق و همۀ اطرافت را به لجن می‌کشی... هیچ چاره‌ای نداری، باید از یک‌جا به بعد، ول کنی و بروی... بروی عقب، از دور بایستی و عشقت را تماشا کنی... [...] این را که می‌گویم یادت بماند؛ اگر خواستی عاشق چیزی بمانی، اگر خواستی بزرگ شوی، اگر زندگی‌ات به چیزی گیر کرد، از یک‌جا به بعد، ببوس و بگذارش کنار... پشت دستت را داغ کن و دیگر سراغش نرو... اگر غیر از این کردی، همۀ عمر دستت خالی است...”
حمیدرضا منایی, برج سکوت
“دردهای زیادی بزرگ، حریفی جز هجو و ریشخند ندارند”
حمیدرضا منایی, برج سکوت
“وقتی به کسی می گویی غم آخرت باشد یعنی این که امیدوارم، همین روزها و به زودی بمیری، زندگی انسان همیشه و هر روزه با غم و محنت آمیخته است. وقتی کسی می تواند غم آخر را تجربه کند که لحظه ای بعد زندگی اش تمام شود و بمیرد و گرنه از لحظه تولد رنج آغاز می شود، در دوران زندگی گسترش می یابد و شکل عوض می کند و در نهایت با مرگ آرام می گیرد”
حمیدرضا منایی, برج سکوت