یک فرار آشغالانه Quotes
یک فرار آشغالانه
by
Payam Ebrahimi3 ratings, 4.00 average rating, 2 reviews
یک فرار آشغالانه Quotes
Showing 1-3 of 3
“زبالهای که هیچوقت آزاد نبوده باشد، زبالهای که حتی برای چند دقیقه زیر باران قدم نزده باشد، زبالهای که آواز گنجشکها را بعد از باران نشنیده باشد، ممکن است بتواند روزها و حتی ماهها توی یک خانهی زبالهای بماند و از زندگیاش راضی باشد؛ اما او دیگر قلمباتری شب قبل نبود. بعد از آنهمه اتفاق برایش سخت بود به ان خانهی شلوغ برگردد.”
― یک فرار آشغالانه
― یک فرار آشغالانه
“قلمباتری ته دلش از داشقوطی خوشش ميآمد. اولین دلیلش این بود که آنها هردو از یک جنس بودند. هرچند دست سرنوشت یکی را پر از الکترولیت کردهبود و آنیکی را پر از لوبیا. هرچند سرنوشت خواسته بود یکی برای راه افتادن قطارِ اسباببازی استفاده شود و آنیکی برای پر شدن شکم آدمها؛ و البته راه افتادنشان توی کوچه و خیابان. هردو از یک جنس بودند اما مسیر زندگی راهشان را از هم جدا کرده بود.”
― یک فرار آشغالانه
― یک فرار آشغالانه
“یادتان باشد اگر روزی اخبار شبانگاهی از عاشقی یک قوطی کنسرو خبری پخش میکرد، لازم نیست بدو بدو بروید توی اتاق تا با صحنههای خشن روبرو نشوید. عشق زبالهها را نرم ميکند. عشق همان پدیدهای است که باعث میشود قوطی کنسرو با تمام دندانههای تیزش، مثل یک اسکاچ ابری نرم شود.”
― یک فرار آشغالانه
― یک فرار آشغالانه
