Goodreads helps you follow your favorite authors. Be the first to learn about new releases!
Start by following آلبر كامو.
Showing 1-6 of 6
“من هرگز شب از روی پل نمیگذرم. این نتیجه عهدی است که با خود بستهام. آخر فکرش را بکنید که کسی خودش را در آب بیندازد. و آن وقت از دو حال خارج نیست: یا شما برای نجاتش خود را به آب میافکنید و در فصل سرما به عواقب بسیار سخت دچار میشوید! یا او را به حال خود وامیگذارید، و شیرجههای نرفته گاهی کوفتگیهای عجیبی به جا میگذارد.”
―
―
“بامزه اینجاست که نمیدانم خوشحال باشم یا نه. به هر حال این تنها چیزی بود که مرا سر پا نگاهداشت و فکر میکنم میتوانم پاریس را ببخشم بخاطر اینکه این اجازه را به من داد تا اینجوری خودم را در کاری که میکردم، زندانی کنم. حتی اگر این کار ارزشی نداشته باشد باز به شادمانی ای که من از این کار احساس میکردم می ارزد، شادمانی ای که هیچکس نمی توانست مانع آن شود و اگر امشب اینقدر خسته نبودم، باز می توانستم آن را حس کنم. فکر میکنم خواننده این نوشته هم به همان اندازه من خسته شود، و نمیدانم این تنش مدامی که خواننده حس می کند، تا چه اندازه او را ناامید و خسته کند. اما مسئله در این نیست. من این تنش را به قصد خواسته ام و میخواستم آن را منتقل کنم، و می دانم که در نوشته ام وجود دارد. نمیدانم آیا زیبا است یا نه.”
― The Stranger
― The Stranger
“حضور مرگ در انتهای راهمان آیندهمان را در دود محو میکند، زندگی ما بی فردا میشود. این یک توالی از زمانهای حال است. چه میشود گفت جز اینکه انسان پوچ، ذهن تحلیل کردن را به زمان الصاق میکند؟ جایی که برگسون در آن یک سازماندهی تجزیه نشدنی میبیند. چشم او فقط رشتههایی از لحظه ها را می بیند. این تکثیر لحظه های غیر قابل انتقال است که در نهایت، تکثیر بودنها را به یاد میآورد.”
― The Stranger
― The Stranger
“او یک بی تفاوت است، درست تر بگویم، یک «بیگانه» است. بیگانه با کسانی که دوره اش کرده اند، بیگانه با رفتاری که میکند، بیگانه با این دنیا، با چیزی که نامش را زندگی گذاشته اند و به خصوص بیگانه با دنیای شخصی خودش.”
― The Stranger
― The Stranger
“شخصا یاد گرفته ام به همدلی اکتفا کنم. آسان تر به دست می آید و تعهدی هم ایجاد نمیکند.”
―
―
“آنچه که از خیالم میگذرد، مرا از دیدن همهی آنچه که احاطهام کرده است کور میسازد، بیزار میکند.”
―
―

