(?)
Quotes are added by the Goodreads community and are not verified by Goodreads. (Learn more)

“بامزه اینجاست که نمیدانم خوشحال باشم یا نه. به هر حال این تنها چیزی بود که مرا سر پا نگاهداشت و فکر میکنم می‌توانم پاریس را ببخشم بخاطر اینکه این اجازه را به من داد تا اینجوری خودم را در کاری که می‌کردم، زندانی کنم. حتی اگر این کار ارزشی نداشته باشد باز به شادمانی ای که من از این کار احساس میکردم می ارزد، شادمانی ای که هیچکس نمی توانست مانع آن شود و اگر امشب اینقدر خسته نبودم، باز می توانستم آن را حس کنم. فکر میکنم خواننده این نوشته هم به همان اندازه من خسته شود، و نمیدانم این تنش مدامی که خواننده حس می کند، تا چه اندازه او را ناامید و خسته کند. اما مسئله در این نیست. من این تنش را به قصد خواسته ام و میخواستم آن را منتقل کنم، و می دانم که در نوشته ام وجود دارد. نمیدانم آیا زیبا است یا نه.”

آلبر كامو, The Stranger
tags: بيگانه
Read more quotes from آلبر كامو


Share this quote:
Share on Twitter

Friends Who Liked This Quote

To see what your friends thought of this quote, please sign up!

0 likes
All Members Who Liked This Quote

None yet!


This Quote Is From

The Stranger The Stranger by Albert Camus
1,404,499 ratings, average rating, 76,878 reviews
Open Preview

Browse By Tag