Goodreads helps you follow your favorite authors. Be the first to learn about new releases!
Start by following Ali Abdolrezaei.
Showing 1-3 of 3
“چرا دیکتاتورها دست از سرِ کوردها برنمیدارند؟ کوردکُشی خمینی کم بود، کوردکُشیِ صدّام و ژنوساید در حلبچه کم بود، کوردکُشی در ترکیه کم بود، حالا به جانِ عفرین افتاده اُردوغان! روشنفکرانِ ترکیه مردهاند آیا که چشم بستهاند بر ذبحِ آزادی در روژاوا؟ روژاوا کلاسِ دردِ فردای دنیاست، دانشگاهی که غیرِ انسان درس ندهد فقط روژاواست. ورای مهاباد روژاواست، فرای سنندج روژاوا! حتی زندگی هیچ نیست جز روژاوا! کاش سلاحی جز قلم داشتم و فقط تهِ این برنامه این ویدیو مالِ من نمیشد، کاش تمام وقتم وقفِ جنگ با همتای اردوغان در ایران نمیشد، کاش تمام کوردستان یکنفر میشد. چه تنهائیِ بزرگی دارد روژاوا، چقدر کورد تنهاست در روژاوا! من اگر کورد بودم، من اگر کورد بودم و عفرین تنها میماند، دیگر خودم را کورد نمیخواندم، کوردی حرف نمی زدم”
―
―
“هر سالی که جا میگذاری
لایه ای کم میشود از درد
بگذار بگذرد
پیازِ فجیعیست زندگی
هرچه تندتر برگ برگش کنی
بیشتر اشکت را در میآورد”
―
لایه ای کم میشود از درد
بگذار بگذرد
پیازِ فجیعیست زندگی
هرچه تندتر برگ برگش کنی
بیشتر اشکت را در میآورد”
―
“من با تو من با او من با همه هستم
کتمان نمیکنم!
پای میز محاکمه یا نقاشی
به هر کجا که میخواهی
امروز مرا بِکِش!
اگر نه فردا مرا بُکُش!
که تکه پاره شده مردی ژنده ژولیدهام!
هنوز ترکدار همان سنگم
که در خیال تو پرتاب کردم و
در تمام دخترهای دنیا گشت و
پنجرهای وا نکرد
من این زن زشتی که شاید دوستم بدارد و به کسی مربوط نیست
با تمام دخترهای آن دنیا عوض نمیکنم
پای میز محاکمه یا...
به هر طرف که میخواهی
امروز مرا بِکش!
اگر نه وقتی که مُردم خدایا شتاب کن!
پیش از آنکه دوستانم سر برسند!
هر که را بوسیدهام
بُکُش!”
―
کتمان نمیکنم!
پای میز محاکمه یا نقاشی
به هر کجا که میخواهی
امروز مرا بِکِش!
اگر نه فردا مرا بُکُش!
که تکه پاره شده مردی ژنده ژولیدهام!
هنوز ترکدار همان سنگم
که در خیال تو پرتاب کردم و
در تمام دخترهای دنیا گشت و
پنجرهای وا نکرد
من این زن زشتی که شاید دوستم بدارد و به کسی مربوط نیست
با تمام دخترهای آن دنیا عوض نمیکنم
پای میز محاکمه یا...
به هر طرف که میخواهی
امروز مرا بِکش!
اگر نه وقتی که مُردم خدایا شتاب کن!
پیش از آنکه دوستانم سر برسند!
هر که را بوسیدهام
بُکُش!”
―




