جواد اسحاقیان

جواد اسحاقیان’s Followers (3)

member photo
member photo
member photo

جواد اسحاقیان



Average rating: 3.54 · 26 ratings · 4 reviews · 8 distinct works
از خشم و هیاهو تا سمفونی مر...

3.42 avg rating — 19 ratings — published 2008
Rate this book
Clear rating
بوطیقای نو و هزارویک شب

really liked it 4.00 avg rating — 2 ratings
Rate this book
Clear rating
کلیدر، رمان حماسه و عشق

really liked it 4.00 avg rating — 2 ratings
Rate this book
Clear rating
داستان شناخت ایران: نقد و ب...

really liked it 4.00 avg rating — 2 ratings — published 2014
Rate this book
Clear rating
بوطیقای نو و خوانش فمنیستی

liked it 3.00 avg rating — 1 rating — published 2017
Rate this book
Clear rating
داستان شناخت ایران: نقد و ب...

0.00 avg rating — 0 ratings — published 2014
Rate this book
Clear rating
داستان شناخت ایران: نقد و ب...

0.00 avg rating — 0 ratings — published 2014
Rate this book
Clear rating
داستان شناخت ایران: نقد و ب...

0.00 avg rating — 0 ratings — published 2014
Rate this book
Clear rating
More books by جواد اسحاقیان…
Quotes by جواد اسحاقیان  (?)
Quotes are added by the Goodreads community and are not verified by Goodreads. (Learn more)

“بخشی از نقد کتاب یوز پلنگانی که با من دویده اند.برگرفته از سایت:
www.atiban.com
در ده داستان کوتاهی که در این مجموعه هست ، ساختار چیره بر داستان ها و ذهنیت " بیژن نجدی " ساختار " تقابل‌های دوگانه " ( Binary Oppositions ) است‌. نویسنده خود یک بار در تنها گفت‌و‌گویش با " فرنگیس حبیبی " از بخش فارسی رادیو فرانسه " یوزپلنگ " را استعاره‌ای از نسل ، نهاد ، آرمان و کسانی می‌داند که همانند " نوع " یوزپلنگ ، در آستانه‌‌ی انقراض و " مورد هجوم " هستند ؛ باورها ، هستی‌ها و کسانی که به گذشته‌های نزدیک یا دورتر ما تعلق دارند و شاید دیگربار در تاریخ تکرار نشوند . همین ذهنیت خاص و شرح تأسفبار تباهی ارزش‌ها و به تعبیر نویسنده "‌جاه‌طلبی‌های زیبا "‌ی یوزپلنگان است که همه‌ی داستان‌های کوتاه این مجموعه را به هم پیوند می‌دهد و میان دیروز و امروز ، طبیعت و انسان ، جهان برین و فرودین ، روستا و شهر ، آرمانخواهی و آرمان گریزی فاصله می‌افکند‌. "‌ یوزپلنگانی که با من دویده‌اند " به این تعبیر ، ادعانامه‌ای برضد عصری است که در روند هیاهوی پیشرفت صنعتی و اجتماعی کاذب ما ، اصالت هایش را از کف می‌دهد و از درون تهی و خوارمایه می‌شود‌. هشت بار چاپ یوزپلنگانی که با من دویده‌‌اند ( از سال 1373 تا 1386 ) از اقبال عمومی این مجموعه داستان خبر می‌دهد‌. تعلق جایزه‌ی ادبی مجله‌ی گردون عباس معروفی در 1374 به این اثر ، مایه‌ی توجه به آن و کسب آوازه‌ی نویسنده شد. داوری‌ها در مورد این داستان‌ها یا داستان گونه‌ها متفاوت بوده است . گویا " رضا قاسمی‌" دارنده‌ی سایت " دوات " گفته است :« همان یک داستان کوتاه سپرده به زمین نجدی به تمام داستان‌های کوتاه صادق هدایت می‌ارزد‌.» (2) داوری در کار ادبیات داستانی ، مانند همه‌ی دیگر عرصه‌ها ، در این مُلک همیشه افراطی یا تفریطی است و به جای آن که منتقدان ادبی نظر دهند ، نویسندگان در کارِ هم داوری می‌کنند ؛ چنان که خانم دکتر سیمین دانشور هم به گفته‌ی " زراعتی " پس از ارزیابی شتاب زده‌ی رضا قاسمی در مورد داستان‌های کوتاه هدایت ، برای تعیین تکلیف بهترین اثر هدایت ، یکی از آثار رضا قاسمی ( چاه بابل یا همنوایی شبانه‌ی ارکستر چوبها ؟ ) را از بوف کور هدایت " برتر " دانسته‌اند‌.

با این همه به پندار ما آنچه بیش‌تر باعث اقبال خوانندگان به مجموعه‌ی مورد نقد گردیده ، شاعرانگی و برجستگی زبان داستان‌هاست ؛ وگرنه بعضی داستان‌ها به اعتبار ساختار نوع ادبی داستان کوتاه و برخی به اعتبار ذهنیت اجتماعی واپسگرایانه ارزشی ندارند‌. در جمع بندی نهایی می‌توان گفت در همه‌ی داستان‌های این مجموعه ، وجه شاعرانگی بر نوع ادبی داستان”
جواد اسحاقیان



Is this you? Let us know. If not, help out and invite جواد to Goodreads.