Reza > Reza's Quotes

Showing 1-30 of 210
« previous 1 3 4 5 6 7
sort by

  • #1
    Samuel Beckett
    “Don't touch me! Don't question me! Don't speak to me! Stay with me!”
    Samuel Beckett

  • #2
    Woody Allen
    “I don't know the question, but sex is definitely the answer.”
    Woody Allen

  • #3
    José Saramago
    “Inside us there is something that has no name, that something is what we are.”
    José Saramago, Blindness

  • #4
    Wisława Szymborska
    “I'm old-fashioned and think that reading books is the most glorious pastime that humankind has yet devised.”
    Wislawa Szymborska, Nonrequired Reading

  • #5
    گروس عبدالملکیان
    “گرگ

    شنگول را خورده است

    گرگ

    منگول را تکه تکه می کند...0



    بلند شو پسرم !0

    این قصه برای نخوابیدن است”
    گروس عبدالملكيان

  • #6
    Mother Teresa
    “Yesterday is gone. Tomorrow has not yet come. We have only today. Let us begin.”
    Mother Theresa

  • #7
    حسین پناهی
    “انبان حرص را جز آوار
    هیچ آذوقه ای پر نمی کند.”
    حسین پناهی, من و نازی
    tags: poem

  • #8
    “من يك بار عاشق شدم...البته اگر عشق ان سبعيتي باشد كه ما را مستقيم تا دروازه هاي بهشت مي برد تا ان جا به ما ياداوري كند كه اين درها براي هميشه بسته هستند”
    جانت وينترسن

  • #9
    محمدرضا شفیعی کدکنی
    “ز خشک سال چه ترسی!
    که سد بسی بستند :
    نه در برابر آب،
    که در برابر نور
    و در برابر آواز و در برابر شور ...

    در این زمانه ی عسرت،
    به شاعران زمان برگ رخصتی دادند
    که از معاشقه ی سرو و قمری و لاله
    سرودها بسرایند ژرف تر از خواب
    زلال تر از آب.

    تو خامشی، که بخواند؟
    تو می روی، که بماند؟
    که بر نهالک بی برگ ما ترانه بخواند؟”
    محمدرضا شفیعی کدکنی, در کوچه‌باغهای نشابور

  • #10
    علیرضا روشن
    “فصل عوض می‌شود
    جای آلو را
    خرمالو می‌گیرد
    جای دلتنگی را
    دلتنگی”
    علیرضا روشن

  • #11
    Sidney Sheldon
    “Nothing lasts forever.”
    Sidney Sheldon

  • #12
    محمدرضا شفیعی کدکنی
    “از زلزله و عشق، خبر كس ندهد
    آن لحظه خبر شوي كه ويران شده اي...”
    محمدرضا شفيعي كدكني

  • #13
    Sadegh Hedayat
    “آیا اتاق من یک تابوت نبود؟ رخت خوابم سردتر از گور نبود؟ رخت خوابی که همیشه افتاده بود و مرا دعوت به خوابیدن می کرد ـ چند ین بار این فکر برایم آمده بود که در تابوت هستم ـ شب ها به نظرم اتاقم کوچک میشد و مرا فشار می داد، آیا در گور همین احساس را نمی کنند؟ آیا کسی از احساسات بعد از مرگ خبر دارد؟ اگر چه خون در بدن می ایستد و بعد از یک شبانه روز بعضی از اعضای بدن شروع به تجزیه شدن می کنند، ولی تا مدتی بعد از مرگ موی سر و ناخن می روید. آیا احساسات و فکر هم بعد از ایستادن قلب از بین می روند و یا تا مدتی باقی مانده خونی که در عروق کوچک هست زنده گی مبهمی دنبال می کنند؟ حس مرگ خودش ترس ناک است چه برسد به آن که حس بکنند که مرده اند! پیر های هستند که با لب خند می میرند، مثل این که خواب به خواب می روند و یا پیه سوزی که خاموش می شود. اما یک نفر جوان قوی که ناگهان می میرد و همه ی قوای بدنش تا مدتی بر ضد مرگ می جنگند آیا چه احساساتی خواهد کرد؟”
    صادق هدایت
    tags: death

  • #14
    Albert Camus
    “You will never be happy if you continue to search for what happiness consists of. You will never live if you are looking for the meaning of life.”
    Albert Camus

  • #15
    “منه بر گردن دل بیش از این طوق جفاکاری
    که این دیوانه گر عاقل شود دیگر نمیاید”
    مهدی اخوان ثالث (م. امید

  • #16
    Albert Camus
    “همیشه روزهایی هست که انسان در آن کسانی را که دوست داشته است، بیگانه می یابد”
    Albert Camus, The Stranger

  • #17
    Robert A. Heinlein
    “A prude is a person who thinks that his own rules of propriety are natural laws.”
    Robert A. Heinlein

  • #18
    احمد شاملو
    “همه
    لرزش دست و دلم
    از آن بود که
    که عشق
    پناهی گردد،
    پروازی نه
    گریز گاهی گردد.

    ای عشق ای عشق
    چهره آبیت پیدا نیست
    ***
    و خنکای مرحمی
    بر شعله زخمی
    نه شور شعله
    بر سرمای درون

    ای عشق ای عشق
    چهره سرخت پیدا نیست.
    ***
    غبار تیره تسکینی
    بر حضور ِ وهن
    و دنج ِ رهائی
    بر گریز حضور.
    سیاهی
    بر آرامش آبی
    و سبزه برگچه
    بر ارغوان
    ای عشق ای عشق
    رنگ آشنایت
    پیدا نیست”
    احمد شاملو / Ahmad Shamlou

  • #19
    Jami
    “if you have never trodden the path of love, go away and fall in love;
    then come back and see us.”
    Jami

  • #20
    Jalal ad-Din Muhammad ar-Rumi
    “روحیست بی نشان و ما غرقه در نشانش
    روحیست بی مکان و سر تا قدم مکانش
    خواهی که تا بیابی، یک لحظه ای مجویش
    خواهی که تا بدانی، یک لحظه ای مدانش”
    مولانا جلال الدین بلخی

  • #21
    Omar Khayyám
    “اي بس كه نباشيم و جهان خواهد بود
    ني نام زما و ني نشان خواهد بود
    زين پيش نبوديم و نبد هيچ خلل
    زين پس چو نباشيم همان خواهد بود”
    Omar Khayyam

  • #22
    نادر ابراهیمی
    “هر سلام، سرآغاز دردناک یک خداحافظی‌ست.”
    نادر ابراهیمی, بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم

  • #23
    Daniel Pennac
    “Reader's Bill of Rights

    1. The right to not read

    2. The right to skip pages

    3. The right to not finish

    4. The right to reread

    5. The right to read anything

    6. The right to escapism

    7. The right to read anywhere

    8. The right to browse

    9. The right to read out loud

    10. The right to not defend your tastes”
    Daniel Pennac

  • #24
    Mark Twain
    “Whenever you find yourself on the side of the majority, it is time to reform (or pause and reflect).”
    Mark Twain

  • #25
    Khaled Hosseini
    “For you, a thousand times over”
    Khaled Hosseini, The Kite Runner

  • #26
    Mark Twain
    “Good friends, good books, and a sleepy conscience: this is the ideal life.”
    Mark Twain

  • #27
    “هرگز گمان نمی‏بردم واژه‏هایی که در نوجوانی، در کتابی قدیمی از نویسنده‏ای یونانی خوانده بودم چنین ژرف، در زیستن و نوشتن، برای من معنا شوند: خوشا آن کس که جهان را در دقایق مرگ‏بار آن زیست

    از مقدمه‏ کتاب امید بازیافته: سینمای آندری تارکوفسکی”
    بابک احمدی, امید بازیافته: سینمای آندری تارکوفسکی

  • #28
    Anna Gavalda
    “چقدر باید بگذرد تا آدمی بوی کسی را که دوست داشته از یاد ببرد؟ و چقدر باید بگذرد تا بتوان دیگر او را دوست نداشت؟”
    Anna Gavalda, Someone I Loved

  • #29
    Friedrich Nietzsche
    “Without music, life would be a mistake.”
    Friedrich Nietzsche, Twilight of the Idols

  • #30
    Zelda Fitzgerald
    “Nobody has ever measured, not even poets, how much the heart can hold.”
    Zelda Fitzgerald



Rss
« previous 1 3 4 5 6 7