Zeinab > Zeinab's Quotes

Showing 1-9 of 9
sort by

  • #1
    “وقتی دو راه پیش پای آدم باشد و آدم یکی از آنها را پیش بگیرد و برود و سرش به سنگ بخورد تا عمر دارد فکر میکند که ان راه دیگر بهتر بود...اما حالا یک راه وجود دارد.بمیری یا بمانی همین یک راه است”
    آتش بدون دود کتاب اول گالان و سولماز

  • #2
    “شاید این قهرمان ها نیستند که به دلیل قهرمان بودن،تن از چنگ مجموعه یی از مخاطرات بیرون می کشند. بل آنها که به هر دلیل، تن از چنگ مجموعه یی از مخاطرات بیرون می کشند، "قهرمان" لقب می گیرند”
    آتش بدون دود کتاب اول گالان و سولماز

  • #3
    Maurice Maeterlinck
    “بیچاره شیطان در کره خاکی بدنام شده است.زیرا شیطان جز خود ما هیچکس نیست،ما برای اینکه خودمان را در حضور خود تبرئه کنیم،تمام کینه ها ،حسدها ،دشمنی ها و بیرحمی ها را در وجود موهومی به نام شیطان جا داده ایم”
    Maurice Maeterlinck

  • #4
    مصطفی ملکیان
    “آلبرکامو از آن دسته افرادی است که در طول تاریخ به تمام معنا دوست داشتنی است. یکی از کسانی که به جد درباره ارزش زندگی در طول تاریخ کار کرده، آلبرکامو بوده است. کامو معتقد بود که اگر فلسفه تمام سوالات مرتبط با زندگی را پاسخ دهد، اما در مقابل این سوال مهم که "چرا نباید خودکشی کرد" جوابی نداشته باشد، رسالت خود را به انجام نرسانده است. کامو در جایی می گوید: "من ناامید نیستم، ولی از امید محروم ام." به نظر من این سخن کامو نکته بسیار ظریفی دارد. کامو می گوید امید را مانند علم قلمداد نکنید. علم در دانشگاه هست و شخصی می رود و آن را می آموزد و در مقابل دیگری این حق انتخاب را دارد که تحصیل علم را انتخاب نکند. اما گمان نکنید که امید در جایی هست و کسانی خواسته اند و برایشان حاصل شده و کسانی نخواسته و نگرفته اند. آنهایی که ناامیدند به دستشان نیامده، نه اینکه آمده باشد و رد کرده باشند. من بارها گفته ام ما نباید کسانی را که خودکشی کرده اند محکوم کنیم. خودکشی البته از لحاظ دینی گناه محسوب می شود، اما شما توجه کنید به اینکه کسی که خودکشی می کند یعنی دیگر امیدی به زندگی ندارد. نگویید باید می رفت و امید پیدا می کرد.امید پیدا شدنی نیست، خریدنی نیست”
    مصطفی ملکیان

  • #5
    قوبادی جه‌لی زاده
    “آیا در روز حساب در یک مرتبتند
    آنان که خون زن را می ریزند
    با آنان که لبان زن را می بوسند؟”
    قوبادی جه‌لی زاده

  • #6
    Sherko Bekas
    “ورتەورتێ"

    !ئێواره‌ بوو
    حه‌مه‌ بچکۆل"ی بۆیاخچی"
    !سه‌ری ماندووی داخستبوو
    له‌ سووچێکی گۆڕه‌پانه‌ گه‌وره‌که‌دا
    له‌ناوه‌ندی دڵی "شام"دا
    له‌سه‌ر کورسیه‌ نزمه‌که‌ی خۆی دانیشتبوو
    په‌یتا.. په‌یتا
    وه‌کو فڵچه‌ی نێوان ده‌ستی
    .جه‌سته‌ی له‌ڕی ڕائه‌ژه‌نی

    حه‌مه‌ بچکۆل"ی ئاواره،‌ له‌به‌ر خۆوه‌"
    :به‌ ورته‌ ورت، ئه‌مه‌ی ئه‌وت

    !تۆ بازرگان، قاچت دانێ
    !تۆ مامۆستا، قاچت دانێ
    !تۆ پارێزه‌ر، قاچت دانێ
    !ئه‌فسه‌ر، سه‌رباز، جاسووس، جه‌للاد
    !کوڕی باش ‌و.. هه‌رچی‌ و په‌رچی
    هه‌ر هه‌مووتان یه‌ک له ‌دوای یه‌ک
    !قاچتان دانێن

    که‌س نه‌ماوه‌
    !هه‌ر خوا ماوه‌
    له‌وەو دنیا دڵنیام، ئه‌ویش ئه‌نێرێ
    ،ئەنێرێ به‌ شوێن کوردێکدا
    پێڵاوه‌که‌ی بۆ بۆیاخکا
    !ڕه‌نگه‌ ئه‌و کوردەیش هه‌ر من بم
    !ئای دایه‌ی گیان
    ئه‌وه‌ ئه‌بێ پێڵاوی خوا چه‌ند گه‌وره‌ بێ!؟
    ژماره‌ چه‌ند له‌پێ بکا!؟
    !ئای دایه‌ی گیان
    ئه‌ی بۆ پاره‌؟
    خوا چه‌ند ئه‌دا
    !ئه‌بێ چه‌ند با

    شام/ مارتی ۱۹۸۷”
    شێرکۆ بێکەس

  • #7
    قوبادی جه‌لی زاده
    “اگر رهبرانمان زن و
    پرچم مان رنگِ زن و
    سرودمان صدای زن می بود
    سپیده‌دم، پروانه صبح بخیرمان می گفت
    ظهر گل به استقبال‌مان می آمد
    عصر نیز
    ...با نسیم ِ ماه قدم می زدیم”
    قوبادی جه‌لی زاده

  • #8
    Haruki Murakami
    “Time weighs down on you like an old, ambiguous dream. You keep on moving, trying to sleep through it. But even if you go to the ends of the earth, you won't be able to escape it. Still, you have to go there- to the edge of the world. There's something you can't do unless you get there.”
    Haruki Murakami, Kafka on the Shore

  • #9
    Haruki Murakami
    “When you come out of the storm, you won’t be the same person who walked in. That’s what this storm’s all about.”
    Haruki Murakami, Kafka on the Shore



Rss