Elinaz Ys > Elinaz's Quotes

Showing 1-30 of 40
« previous 1
sort by

  • #1
    سیاوش کسرایی
    “باور نمی کند، دل من مرگ خویش را
    نه، نه من این یقین را باور نمی کنم
    تا همدم من است، نفسهای زندگی
    من با خیال مرگ دمی سر نمی کنم
    آخر چگونه گل، خس و خاشک می شود ؟
    آخر چگونه، این همه رویای نو نهال
    نگشوده گل هنوز
    ننشسته در بهار
    می پژمرد به جان من و، خاک می شود ؟
    در من چه وعده هاست
    در من چه هجرهاست
    در من چه دستها به دعا مانده روز و شب
    اینها چه می شود ؟
    آخر چگونه این همه عشاق بی شمار
    آواره از دیار
    یک روز بی صدا
    در کوره راه ها همه خاموش می شوند ؟
    باور کنم که دخترکان سفید بخت
    بی وصل و نامراد
    بالای بامها و کنار دریاچه ها
    چشم انتظار یار، سیه پوش می شوند ؟
    باور نمی کنم که عشق نهان می شود به گور
    بی آنکه سر کشد گل عصیانی اش ز خاک
    باور کنم که دل
    روزی نمی تپد
    نفرین برین دروغ، دروغ هراسناک
    پل می کشد به ساحل آینده شعر من
    تا رهروان سرخوشی از آن گذر کنند
    پیغام من به بوسه لبها و دستها
    پرواز می کند
    باشد که عاشقان به چنین پیک آشتی
    یک ره نظر کنند
    در کاوش پیاپی لبها و دستهاست
    کاین نقش آدمی
    بر لوحه زمان
    جاوید می شود
    این ذره ذره گرمی خاموش وار ما
    یک روز بی گمان
    سر می زند جایی و خورشید می شود
    تا دوست داری ام
    تا دوست دارمت
    تا اشک ما به گونه هم می چکد ز مهر
    تا هست در زمانه یکی، جان دوستدار
    کی مرگ می تواند
    نام مرا بروبد از یاد روزگار ؟
    بسیار گل که از کف من برده است باد
    اما من غمین
    گلهای یاد کس را پرپر نمی کنم
    من مرگ هیچ عزیزی را
    باور نمی کنم
    می ریزد عاقبت
    یک روز برگ من
    یک روز چشم من هم در خواب می شود
    زین خواب چشم هیچ کسی را گریز نیست
    اما درون باغ
    همواره عطر باور من، در هوا پر است”
    سیاوش کسرایی / Siavash Kasraee

  • #2
    قیصر امین‌پور
    “این منم در آینه
    یا تویی برابرم؟
    ای ضمیر مشترک
    ای خود فراترم!
    در من این غریبه کیست
    باورم نمی‌شود
    خوب می‌شناسمت
    ...در خودم که بنگرم”
    قیصر امین‌پور

  • #3
    Jerry Spinelli
    “دیگر امیدی به پیدا شدن نیست.دنبال من نکرد! بگذار فقط افسانه‌وار همان‌جا که هستیم و هر که هستیم بمانیم. تو خودت باش و من هم خودم.امروز و امروز و امروز. و بگذار آینده به فردا اعتماد کند. بگذار ستاره‌ها مراقب ما باشند. بگذار در مدارهای خودمان حرکت کنیم، و مطمئن باشیم که روزی در آینده به هم برمی‌خورند. بگذار تجدید دیدارمان نه یک یافتن و پیدا شدن، که تصادف شیرین سرنوشتمان باشد!
    باز هم دوستت دارم و دوستت دارم و دوستت دارم!”
    Jerry Spinelli, Love, Stargirl

  • #4
    “به هر کجا که روم رنگ فتنه یکسان است
    به زیر بام تو ای آسمان کجا بروم؟”
    پژمان بختیاری

  • #5
    Saadi
    “تو را نادیدن ما غم نباشد
    که در خیلت به از ما کم نباشد

    من از دست تو در عالم نهم رو
    ولیکن چون تو در عالم نباشد”
    Saadi

  • #6
    سیاوش کسرایی
    “هر شب ستاره ای به زمین می کشند و باز
    این آسمان غم زده غرق ستاره هاست!”
    سیاوش کسرایی, گزینه اشعار سیاوش کسرایی

  • #7
    “«بعضي وقتها احساس ميكنم كه هيچ چيز معني ندارد. در سياره اي كه ميليونها سال است با شتاب به سوي فراموشي ميرود، ما در ميان غم زاده شده ايم، بزرگ ميشويم، تلاش و تقلا ميكنيم، بيمار ميشويم، رنج ميبريم، سبب رنج ديگران ميشويم، گريه و مويه ميكنيم، ميميريم، ديگران هم ميميرند و موجودات ديگري به دنيا ميايند تا اين كمدي بي معني را از سر بگيرند. »”
    ارنستو ساباتو

  • #8
    “The greatest of empires, is the empire over one's self.”
    Publilius Syrus

  • #9
    Nick Cave
    “I’m forever near a stereo saying, ‘What the fuck is this garbage?’ And the answer is always the Red Hot Chili Peppers.”
    Nick Cave

  • #10
    Saadi
    “.نی نی

    دل آرامش مخوان

    كز دل ببرد آرام را...”
    Saadi, غزلیات سعدی

  • #11
    Laurie Halse Anderson
    “We are crayons and lunchboxes and swinging so high our sneakers punch holes in the clouds.”
    Laurie Halse Anderson, Wintergirls

  • #12
    هوشنگ ابتهاج
    “ارغوان
    شاخه هم خون جدا مانده من
    آسمان تو چه رنگ است امروز
    آفتابیست هوا یا گرفته است هنوز
    من در این گوشه که از دنیا بیرونست
    و آسمانی به سرم نیست
    از بهاران خبرم نیست
    آنچه می بینم دیوارست
    آه این سقف سیاه
    آنچنان نزدیکست
    که چو بر می کشم از سینه نفس
    نفسم را بر می گرداند
    ره چنان بسته که پرواز نگه
    در همین یک قدمی می ماند
    کور سویی ز چراغی رنجور
    قصه پرداز شب ظلمانیست
    نفسم می گیرد
    که هوا هم این جا زندانیست
    هر چه با من این جاست رنگ رخ باخته است
    آفتابی هرگز گوشه چشمی هم بر خاموشی این دخمه نیانداخته است
    هم در این گوشه خاموش فراموش شده
    که از دم سردش هر شمعی خاموش شده
    یاد رنگینی در خاطرم گریه می انگیزد”
    هوشنگ ابتهاج / سایه / Hushang Ebtehaj

  • #13
    نادر ابراهیمی
    “افراد تن به مصالحه مى دهند، نه ملت ها؛ افراد در مقابل رشوه و باج تسليم مى شوند، نه ملت ها؛ افراد خود را ارزان يا گران مى فروشند، نه ملت ها.”
    نادر ابراهیمی

  • #14
    “When pleasure reaches its height passions are
    intense, and feelings know no bounds;
    As the mouth of the "divine turtle"
    disgorges ts "silvery stream.”
    Lanling Xiaoxiao Sheng

  • #15
    Emily Brontë
    “Terror made me cruel . . .”
    Emily Bronte, Wuthering Heights

  • #16
    سید حسن حسینی
    “شاعری بار امانت نتوانست کشید
    تکیه بر بالشی از عرفان زد
    تاجری اهل سلوک
    با سلاح خودکار
    پای منقل جان داد”
    سید حسن حسینی, نوش‌داروی طرح ژنریک

  • #17
    احمد شاملو
    “مرا
    تو
    بی سببی
    نيستی.
    به راستی
    صلت کدام قصيده ای
    ای غزل؟
    ستاره باران جواب کدام سلامی
    به آفتاب
    از دريچه ی تاريک؟

    کلام از نگاه تو شکل می بندد.
    خوشا نظر بازيا که تو آغازمی کنی!”
    احمد شاملو, ابراهیم در آتش

  • #18
    احمد شاملو
    “و ما هم‌چنان
    دوره می‌کنیم
    شب را و روز را
    هنوز را”
    احمد شاملو, مرثیه‌های خاک

  • #19
    Jalal ad-Din Muhammad ar-Rumi
    “وه چه بی‌رنگ و بی‌نشان که منم
    کی ببینی مرا چنان که منم
    گفتی اسرار در میان آور
    کو میان اندر این میان که منم”
    Rumi, دیوان كلیات شمس تبریزی

  • #20
    Mary Gaitskill
    “My ambition was to live like music.”
    Mary Gaitskill

  • #21
    “همیشه کسانی هستند
    که در نهایت دلتنگی
    نمی‌توانیم آن‌ها را در آغوش بگیریم
    بدترین اتفاق شاید همین باشد...”
    ایلهان برک

  • #22
    “All is calm, all is bright.”
    Joseph Mohr

  • #23
    Rachel Van Dyken
    “Maybe it's not in the perfection of life that things make sense, but in the chaos.”
    Rachel Van Dyken, Ruin

  • #24
    Rachel Van Dyken
    “It's not a fear.Kacey drank her wine faster."It's a scary movie!" "It's Alice in Wonderland.”
    Rachel Van Dyken, The Bet

  • #25
    محمدرضا شفیعی کدکنی
    “آخرین برگ سفرنامه باران این است،
    که زمین چرکین است...”
    محمدرضا شفیعی کدکنی

  • #26
    Romain Gary
    “از همین می ترسم. «به کسی یا چیزی عادت می کنی، اون وقت اون چیز یا اون کس قالت می گذاره.» اون وقت دیگه هیـچ چیـز برات باقی نمی مونه”
    Romain Gary, خداحافظ گاری کوپر

  • #27
    حسین پناهی
    “چون آخرین اسکناس
    در جیب یک ملوان پیر
    مچاله ام”
    حسین پناهی, گزیده اشعار حسین پناهی

  • #28
    “بیماری که به ما التهاب و اشتهای دانستن-فقط به دلیل لذت دانستن-میبخشد..مرضی غم انگیز و چاره ناپذیر”
    میگل د اونا مونو

  • #29
    احمد شاملو
    “چه بی‌تابانه می‌خواهمت ای دوری‌ات آزمونِ تلخِ زنده‌به‌گوری!
    چه بی‌تابانه تو را طلب می‌کنم!

    بر پُشتِ سمندی
    گویی
    نوزین
    که قرارش نیست.
    و فاصله
    تجربه‌یی بیهوده است.

    بوی پیرهنت،
    این‌جا
    و اکنون.

    کوه‌ها در فاصله
    سردند.
    دست
    در کوچه و بستر
    حضورِ مأنوسِ دستِ تو را می‌جوید،
    و به راه اندیشیدن
    یأس را
    رَج می‌زند.

    بی‌نجوای انگشتانت
    فقط.
    و جهان از هر سلامی خالی‌ست”
    احمد شاملو / Ahmad Shamlou

  • #30
    Federico Fellini
    “There is no end. There is no beginning. There is only the infinite passion of life. ”
    Fellini



Rss
« previous 1