Home
My Books
Browse ▾
Recommendations
Choice Awards
Genres
Giveaways
New Releases
Lists
Explore
News & Interviews
Genres
Art
Biography
Business
Children's
Christian
Classics
Comics
Cookbooks
Ebooks
Fantasy
Fiction
Graphic Novels
Historical Fiction
History
Horror
Memoir
Music
Mystery
Nonfiction
Poetry
Psychology
Romance
Science
Science Fiction
Self Help
Sports
Thriller
Travel
Young Adult
More Genres
Community ▾
Groups
Quotes
Ask the Author
Sign In
Join
Sign up
View profile
Profile
Friends
Groups
Discussions
Comments
Reading Challenge
Kindle Notes & Highlights
Quotes
Favorite genres
Friends’ recommendations
Account settings
Help
Sign out
Home
My Books
Browse ▾
Recommendations
Choice Awards
Genres
Giveaways
New Releases
Lists
Explore
News & Interviews
Genres
Art
Biography
Business
Children's
Christian
Classics
Comics
Cookbooks
Ebooks
Fantasy
Fiction
Graphic Novels
Historical Fiction
History
Horror
Memoir
Music
Mystery
Nonfiction
Poetry
Psychology
Romance
Science
Science Fiction
Self Help
Sports
Thriller
Travel
Young Adult
More Genres
Community ▾
Groups
Quotes
Ask the Author
Hamed.733
> Hamed.733's Quotes
Showing 1-8 of 8
sort by
date added
favorite
random
like
#1
“أنا معك يا أخي وولدي السني بقدر ما أنا معك يا أخي وولدي الشيعي، انا معكما بقدر ما انتما مع الاسلام”
―
محمد باقر الصدر
61 likes
like
#2
“معمای حیات قابل حل نیست، مگر این که ابدیت در برابر آن باشد.”
―
علامه جعفری
tags:
مرگ-زندگی
27 likes
like
#3
“یاد متنی افتادم که جایی خوانده بودم دربارهی اینکه اگر می خواهید خوانندهها شما و شجاعتتان را تحسین کنندو قوموخویشها بهتان فحش بدهند،خاطره بنویسید و اگر می خواهید محبوب همه، پدر و مادر و اقوام و خواننده ها، باشید کتاب آشپزی را امتحان کنید.”
―
حبیبه جعفریان
43 likes
like
#4
“من دختری را میشناسم که دلش میخواست با یک فلفل دلمهای ازدواج کند، با یکی از آن سبزهای خیلی درخشانش که وقتی انگشتت را به پوستش می کشی از فرط تردی و تمیزی قرچ می کند. این دختر کتاب خیلی داشت، هنوز هم خیلی دارد. یک بار بهاش گفتم:«همه پولهایت را در همه دوره های زندگیت داده ای بالای کتاب، آره؟» و او با سر تایید کرد و گفت شاید روزی با یک فلفل دلمه ای ازدواج کند. وقتی این جمله را میگفت نخندید و هیچ چیز در ظاهر یا نگاهش تغییر نکرد. حتی به نظر نمیآمد احساسش این باشد که دارد جمله عجیب یا بیربطی میگوید و من در یک لحظه کشف کردم که همه اینها به خاطر کتابهاست؛ این که دوست من آدم تنهایی است به خاطر کتابهاست؛ این که آدم خوشحالی نیست به خاطر کتابهاست و این که آدم عجیبی است که فکر میکند میتواند با یک فلفل دلمهای ازدواج کند هم به خاطر کتابهاست. به نظرم کتابها سازنده و نابود کنندهاند، خطرناک و ضروریاند، دشمن و دوستند. به نظرم کتابها از آن چیزهایی هستند که زندگی آدم ها به قبل و بعد از آنها تقسیم میشود؛ مثل ازدواجند، خطرناک و ضروری. نمیشود کسی را به آن توصیه کرد و نمیشود کسی را از آن نهی کرد. زندگی با وجود آنها سخت و بدون آنها ساده، اما بی بو و خاصیت است...”
―
حبیبه جعفریان
tags:
کتاب
84 likes
like
#5
“آدمی که یک بار خطا کرده باشد و پاش لغزیده باشد و بعد هم پشیمان شده باشد، مطمئن تر است از آدمی که تا به حال پاش نلغزیده ...
....
از آدم بی خظا می ترسم، از آدم دو خطا دوری می کنم، اما پای آدم تک خطا می ایستم”
―
رضا امیرخانی,
قیدار
118 likes
like
#6
“باید بدانی
که هیچکس کودکانش را بر قایق سوار نمی کند
مگر اینکه آب امنتر از خشکی باشد
مگر اینکه خانهاش دهان کوسهماهی باشد
هیچکس خانهاش را ترک نمیکند
مگر آنکه وطنش تا ساحل در تعقیبش باشد
مگر آنکه وطنش گفته باشدش
قدمهایت را تندتر کن
لباسهایت را هم برندار
از دشتها سینهخیز برو
سینه به آب بزن
غرق شو
نجات بده
گرسنگی بکش
گدایی کن
غرورت را زیر پا بگذار
که بقای تو مهمتر از همهی اینهاست
هیچکس وطنش را ترک نمیکند
مگر آنکه خانهاش با آوازی عرقآلود در گوشش بگوید
برو
از من فرار کن
که من نمیدانم به چه روزی افتادهام
اما این را خوب میدانم
که هر جای دنیا
امنتر از اینجاست”
―
Warsan Shire
tags:
پناهندگی-پناهجو-آواره-آوارگی-وطن
17 likes
like
#7
“آدم گاهی دلش میخواهد بنشیند و با یکی در مورد کتابی که خوانده است حرف بزند، درست انگار دارد دورهاش میکند. اما کو تا یکی اینطور و آنهمه اخت پیدا شود؟ خواهید گفت پیدا میشوند. بله، میدانم. من هم داشتم، یکی دوتا. آنقدر با هم اخت بودیم که اگر یکی نمیآمد، سروقت به پاتوقمان نمیرسید، دلشوره میگرفتیم. بعدش، خوب، معلوم است، یکی زن میگیرد، یکی سفر میرود، یکی میرود مذهبی میشود، یکی هم غیبش میزند، خودکشی میکند. دست آخر وقتی خوب زیر و بالای کار را ببینی، متوجه میشوی که آدمها، بیشترشان، نمیتوانند تا آخر خط تاب بیاورند.”
―
هوشنگ گلشیری,
بره گمشده راعی
31 likes
like
#8
“مطلقا باور دارم که شاهراه حقیقت جز از کربلا و شاهراه محبت جز از جلجتا نمیگذرد. و شادی صحیح از وجود، در به خود بالیدن از ستایش دیگران نیست، بلکه دقیقترین معیار آن، آمادگی مداوم برای مرگ در هر آن برای شاد بودن دیگران از وجود است.”
―
Seyed Musa Sadr - سید موسی صدر,
يوميات ووثائق 1975/2
tags:
christianity
,
coexistence
,
death
,
islam
,
love
6 likes
All Quotes
Tags From Hamed.733’s Quotes
مرگ-زندگی
کتاب
پناهندگی-پناهجو-آواره-آوارگی-وطن
christianity
coexistence
death
islam
love
Welcome back. Just a moment while we sign you in to your Goodreads account.