Mahsa > Mahsa's Quotes

Showing 1-30 of 33
« previous 1
sort by

  • #1
    Heinrich Böll
    “یک چیز بسیار زیبا وجود دارد. هیچ . به هیچ فکر کن”
    ― Heinrich Böll

  • #2
    Wayne W. Dyer
    “این شمایید که به مردم می آموزید که چگونه با شما رفتار کنند”
    ― وین دایر

  • #3
    Heinrich Böll
    “به شکل عجیب و غریبی با وجود تمام تجارب تلخی که با همنوعان خود پشت سر گذاشته‌ام، آنها را دوست دارم. منظورم انسان‌ها هستند.”
    ― Heinrich Böll, عقاید یک دلقک

  • #4
    Heinrich Böll
    “هیچ کس در این دنیا -چون در بطن موقعیت خاص انسانی دیگر قرار ندارد- نمی تواند احساس صحیح و درستی در مورد بدی یا خوبی مسئله ای داشته باشد ، حالا خواه این مسئله به خوشبختی یا بدبختی ، به عش یا به "افت هنری" ارتباط داشته باشد. واقعیت امر این است که هر مردی همواره به نوعی خارج از وضعیت و شرایط انسانی دیگر قرار دارد”
    ― هاینریش بل

  • #5
    Heinrich Böll
    “مردمي هم هستند كه در انتظار هيچ به سر مي‌برند.”
    ― هاینریش بل

  • #6
    Heinrich Böll
    “I am a clown...and I collect moments.”
    ― Heinrich Böll, The Clown

  • #7
    Heinrich Böll
    “هرگز نبايد سعي در تكرار لحظات داشت بايد آنها را همان گونه كه يك بار اتفاق افتاده اند فقط تنها به خاطر آورد.”
    ― Heinrich Böll

  • #8
    Heinrich Böll
    “بعضی کورها، با این که واقعا کور هستند، ولی نقش یک نابینا را بازی می کنند.”
    ― Heinrich Böll, The Clown

  • #9
    Wayne W. Dyer
    “How people treat you is their karma; how you react is yours.”
    ― Wayne W. Dyer

  • #10
    Wayne W. Dyer
    “Change the way you look at things and the things you look at change.”
    ― Wayne W. Dyer

  • #11
    Albert Camus
    “همیشه روزهایی هست که انسان در آن کسانی را که دوست داشته است، بیگانه می یابد”
    ― Albert Camus, The Stranger

  • #12
    Antoine de Saint-Exupéry
    “آخر شازده کوچولو پرسید:پس آدم ها کجا هستند؟آدم در بیابان احساس تنهایی می کند...مار گفت:باآدم ها نیز آدم احساس تنهایی می کند”
    ― Antoine de Saint-Exupéry, The Little Prince

  • #13
    Franz Kafka
    “Many a book is like a key to unknown chambers within the castle of one’s own self.”
    ― Franz Kafka

  • #14
    Sadegh Hedayat
    “در زندگی زخمهایی است که روح را آهسته در انزوا می خورد ومیتراشد”
    ― صادق هدایت / Sadegh Hedayat, The Blind Owl

  • #15
    Sadegh Hedayat
    “برای من او در عين حال يک زن بود و يک چيز ماوراء بشری با خودش داشت. صورتش يک فراموشی گيج کننده
    ی همه ی صورتهای آدمهای ديگر را برايم می آورد به طوری که از تماشای او لرزه به اندامم افتاد و
    زانوهایم سست شد در اين لحظه تمام سرگذشت دردناک زندگی خودم را پشت چشمهای درشت، چشمهای بی
    اندازه درشت او ديدم، چشمهای تر و براق، مثل گوی الماس سياهی که در اشک انداخته باشند در چشمهايش
    در چشمهای سياهش شب ابدی و تاريكی متراکمی را که جستجو ميكردم، پيدا کردم و در سياهی مهيب
    افسونگر آن غوطه ور شدم، مثل اين بود که قوه ای را از درون وجودم بيرون ميكشند، زمين زير پايم ميلرزيد
    و اگر زمين خورده بودم يک کيف ناگفتنی کرده بودم”
    ― صادق هدایت, The Blind Owl

  • #16
    Sadegh Hedayat
    “در طی تجربيات زندگی به اين مطلب برخوردم که چه ورطه ی هولناکی ميان من و ديگران وجود دارد
    و فهميدم که تا ممكن است بايد خاموش شد، تا ممكن است بايد افكار خودم را برای خودم نگه دارم”
    ― صادق هدایت, The Blind Owl

  • #17
    Sadegh Hedayat
    “افكار پوچ! از هر حقيقتی بيشتر مرا شكنجه ميكند”
    ― صادق هدایت, The Blind Owl

  • #18
    Sadegh Hedayat
    “از دور ریختن عقایدی که به من تلقین شده بود، آرامش مخصوصی در خودم حس می‌کردم.”
    ― صادق هدایت, The Blind Owl

  • #19
    Sadegh Hedayat
    “در همین جهان است که دست کم می توانی امیدوار باشی که روزی کلک خودت را بکنی، امیدی که در آن جهان نمی تواند وجود داشته باشد.”
    ― صادق هدایت / Sadegh Hedayat

  • #20
    Sadegh Hedayat
    “اگر زندگانی سپری نمی شد چقدر تلخ و ترسناک بود.”
    ― صادق هدایت

  • #21
    Sadegh Hedayat
    “هرچه قضاوت آنها درباره من سخت بوده ‌باشد نمی‌دانند که من پیشتر خودم را سخت‌تر قضاوت کرده‌ام”
    ― صادق هدایت, زنده به‌گور

  • #22
    Sadegh Hedayat
    “کسانی هستند که از بیست سالگی شروع به جان کندن می کنند.”
    ― صادق هدایت / Sadegh Hedayat

  • #23
    Sadegh Hedayat
    “برای کسی که در گور است زمان معنی خودش را گم میکند”
    ― صادق هدایت

  • #24
    Sadegh Hedayat
    “انسان به واسطه خودپسندی اش گمان می کند تمام موجودات برای وجود او پا به عرصه وجود گذاشته و آنها را برای کشتن و خوردن آفریده اند!”
    ― صادق هدایت / Sadegh Hedayat

  • #25
    “چرا گرفته دلت
    مثل آنکه تنهایی
    چقدر هم تنها
    خیال می کنم
    دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستی
    دچار یعنی عاشق”
    ― سهراب سپهری / Sohrab Sepehri, مسافر

  • #26
    مسعود بهنود
    “انسان های بزرگ وقت برای ماتم ندارند چرا که می دانند فرصت های دنیا کوتاه است. -نامه ی کاترین بزرگ به امینه”
    ― مسعود بهنود, امینه

  • #27
    Zoya Pirzad
    “نه با کسی بحث کن، نه از کسی انتقاد کن.
    هرکی هرچی گفت بگو حق با شماست و خودت را خلاص کن.
    آدم‌ها عقیده‌ات را که می‌پرسند نظرت را نمی‌خواهند.
    می‌خواهند با عقیده‌ی خودشان موافقت کنی.
    بحث کردن با آدمها بی‌فایده است.”
    ― زویا پیرزاد, چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم

  • #28
    “آدم درد را از یاد می برد، اما خطر نزول درد را هرگز!‏”
    ― محمود دولت‌آبادی, جای خالی سلوچ

  • #29
    Albert Camus
    “تنها يک مساله اساسي فلسفی وجود دارد و آنهم خودکشی ست . تشخيص اينکه زندگی ارزش زيستن دارد يا به زحمت زيستنش نمی ارزد , در واقع پاسخ صحيحي است به مساله اساسی فلسفه . باقی چيزها : مثلا اينکه جهان دارای سه بعد و عقل دارای نه يا دوازده مقوله است مسايل بعدی و دست دوم را تشکيل می دهد .


    ”
    ― آلبر كامو

  • #30
    Albert Camus
    “وجود ما نويسندگان و هنرمندان اگر تنها يك علت داشته باشد، آن علت چيزي نخواهد بود جز سخن گفتن به جاي همه كساني كه نمي توانند سخن بگويند.”
    ― آلبر كامو



Rss
« previous 1