Mahbobe > Mahbobe's Quotes

Showing 1-17 of 17
sort by

  • #1
    Orhan Pamuk
    “Snow reminds Ka of God! But I’m not sure it would be accurate. What brings me close to God is the silence of snow.”
    Orhan Pamuk, Snow

  • #2
    Johann Wolfgang von Goethe
    “من هرگز در حسرت بال پرندگان نخواهم بود. جذبه های جانم، از کتابی به کتاب دیگر و از صفحه ای به صفحه ی دیگر مرا به جاهای بسیار دورتر می برند.”
    Johann Wolfgang von Goethe, Faust

  • #3
    مهدی اخوان ثالث
    “من اين مي گويم و دنباله دارد شب”
    مهدی اخوان ثالث, از این اوستا

  • #4
    گروس عبدالملکیان
    “ندیده ای؟!
    همان انگشت که ماه را نشان می داد
    ماشه را کشید”
    گروس عبدالملکیان

  • #5
    Jalal ad-Din Muhammad ar-Rumi
    “Your heart is the size of an ocean. Go find yourself in its hidden depths.”
    Rumi

  • #6
    Sadegh Hedayat
    “اگر زندگانی سپری نمی شد چقدر تلخ و ترسناک بود.”
    صادق هدایت

  • #7
    Forough Farrokhzad
    “زندگی شاید افروختن سیگاری باشد، در فاصله‌ی رخوتناک دو همآغوشی”
    فروغ فرخزاد / Forough Farrokhzad, تولدی‌ دیگر

  • #8
    نادر ابراهیمی
    “سنجاب را از جنگل بزرگ راندند؛ چرا که او دشنام داده‌بود.”
    Nader Ebrahimi, خانه‌یی برای شب

  • #9
    نادر ابراهیمی
    “پالاز، در پناه آدم كشى مثل من است كه مى تواند عليه آدم كشى سخنرانى كند، و در سايه ى خشونت من، تا به حال زنده مانده تا بتواند بر ضد خشونت، موعظه كند.”
    نادر ابراهیمی, درخت مقدس

  • #10
    قیصر امین‌پور
    “در بند خویش بودن معنای عشق نیست
    چونان که زنده بودن معنای زندگی”
    قیصر امین پور

  • #11
    Muhammad Taqi Jafari
    “معمای حیات قابل حل نیست، مگر این که ابدیت در برابر آن باشد.”
    علامه جعفری

  • #12
    Romain Gary
    “حتی در مورد بهترین چیزها باید آدم بتواند و به موقع دست نگه دارد”
    Romain Gary, خداحافظ گاری کوپر

  • #13
    Haruki Murakami
    “In everybody’s life there’s a point of no return. And in a very few cases, a point where you can’t go forward anymore. And when we reach that point, all we can do is quietly accept the fact. That’s how we survive.”
    Haruki Murakami, Kafka on the Shore

  • #14
    شمس لنگرودی
    “خلاصه بهاری دیگر
    بی حضور تو
    از راه می رسد،...

    و آن چه که زیبا نیست زندگی نیست
    روزگار است،”
    شمس لنگرودی

  • #15
    حسین سناپور
    “فقط دشمن ها هستند که همیشه حرف هم را بی هیچ کم و کاستی می فهمند. اغلب هم لبخندی چاشنی گفت و گویشان است . دوستی همیشه با سوء تفاهم همراه است . عشق که خیلی بیشتر.”
    حسین سناپور

  • #16
    مصطفی ملکیان
    “آلبرکامو از آن دسته افرادی است که در طول تاریخ به تمام معنا دوست داشتنی است. یکی از کسانی که به جد درباره ارزش زندگی در طول تاریخ کار کرده، آلبرکامو بوده است. کامو معتقد بود که اگر فلسفه تمام سوالات مرتبط با زندگی را پاسخ دهد، اما در مقابل این سوال مهم که "چرا نباید خودکشی کرد" جوابی نداشته باشد، رسالت خود را به انجام نرسانده است. کامو در جایی می گوید: "من ناامید نیستم، ولی از امید محروم ام." به نظر من این سخن کامو نکته بسیار ظریفی دارد. کامو می گوید امید را مانند علم قلمداد نکنید. علم در دانشگاه هست و شخصی می رود و آن را می آموزد و در مقابل دیگری این حق انتخاب را دارد که تحصیل علم را انتخاب نکند. اما گمان نکنید که امید در جایی هست و کسانی خواسته اند و برایشان حاصل شده و کسانی نخواسته و نگرفته اند. آنهایی که ناامیدند به دستشان نیامده، نه اینکه آمده باشد و رد کرده باشند. من بارها گفته ام ما نباید کسانی را که خودکشی کرده اند محکوم کنیم. خودکشی البته از لحاظ دینی گناه محسوب می شود، اما شما توجه کنید به اینکه کسی که خودکشی می کند یعنی دیگر امیدی به زندگی ندارد. نگویید باید می رفت و امید پیدا می کرد.امید پیدا شدنی نیست، خریدنی نیست”
    مصطفی ملکیان

  • #17
    مهدی اخوان ثالث
    “بهار آمد، پریشان باغ من افسرده بود اما
    به جو باز آمد آب رفته، ماهی مرده بود اما”
    مهدی اخوان ثالث, قاصدک



Rss