Mohadese p > Mohadese's Quotes

Showing 1-30 of 32
« previous 1
sort by

  • #1
    Sohrab Sepehri
    “دنگ...، دنگ ...
    ساعت گيج زمان در شب عمر
    مي زند پي در پي زنگ.
    زهر اين فكر كه اين دم گذر است
    مي شود نقش به ديوار رگ هستي من.
    لحظه ام پر شده از لذت
    يا به زنگار غمي آلوده است.
    ليك چون بايد اين دم گذرد،
    پس اگر مي گريم
    گريه ام بي ثمر است.
    و اگر مي خندم
    خنده ام بيهوده است.

    دنگ...، دنگ ....
    لحظه ها مي گذرد.
    آنچه بگذشت ، نمي آيد باز.
    قصه اي هست كه هرگز ديگر
    نتواند شد آغاز.
    مثل اين است كه يك پرسش بي پاسخ
    بر لب سر زمان ماسيده است.
    تند برمي خيزم
    تا به ديوار همين لحظه كه در آن همه چيز
    رنگ لذت دارد ، آويزم،
    آنچه مي ماند از اين جهد به جاي :
    خنده لحظه پنهان شده از چشمانم.
    و آنچه بر پيكر او مي ماند:
    نقش انگشتانم.

    دنگ...
    فرصتي از كف رفت.
    قصه اي گشت تمام.
    لحظه بايد پي لحظه گذرد
    تا كه جان گيرد در فكر دوام،
    اين دوامي كه درون رگ من ريخته زهر،
    وا رهاينده از انديشه من رشته حال
    وز رهي دور و دراز
    داده پيوندم با فكر زوال.

    پرده اي مي گذرد،
    پرده اي مي آيد:
    مي رود نقش پي نقش دگر،
    رنگ مي لغزد بر رنگ.
    ساعت گيج زمان در شب عمر
    مي زند پي در پي زنگ :
    دنگ...، دنگ ....
    دنگ... ”
    سهراب سپهری / Sohrab Sepehri

  • #2
    Stendhal
    “A good book is an event in my life.”
    Stendhal, The Red and the Black

  • #3
    Fyodor Dostoevsky
    “Man only likes to count his troubles; he doesn't calculate his happiness.”
    Fyodor Dostoevsky, Notes from Underground, White Nights, The Dream of a Ridiculous Man, and Selections from The House of the Dead

  • #4
    Abolqasem Ferdowsi
    “چو ايران نباشد تن من مباد
    بدين بوم و بر زنده يک تن مباد
    بيا تا همه تن به کشتن دهيم
    مبادا که کشور به دشمن دهيم
    دريغ است ايران که ويران شود
    کنام پلنگان و شيران شود”
    ابوالقاسم فردوسی

  • #5
    George Orwell
    “The most effective way to destroy people is to deny and obliterate their own understanding of their history.”
    George Orwell

  • #6
    Sohrab Sepehri
    “چرا گرفته دلت
    مثل آنکه تنهایی
    چقدر هم تنها
    خیال می کنم
    دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستی
    دچار یعنی عاشق”
    سهراب سپهری / Sohrab Sepehri, مسافر - هشت کتاب

  • #7
    Sohrab Sepehri
    “من به آمار زمین مشکوکم اگر این سطح پر از آدمهاست پس چرا این همه آدم تنهاست.؟”
    سهراب سپهری

  • #8
    Ali Shariati
    “اگر دروغ رنگ داشت هر روز شاید
    ده ها رنگین کمان از دهان ما نطفه می بست
    و بی رنگی کمیاب ترین چیزها بود
    اگر عشق ارتفاع داشت
    من زمین را زیر پای خود داشتم
    و تو هیچ گاه عزم صعود نمی کردی
    آنگاه شاید پرچم کهربایی مرا در قله ها به تمسخر می گرفتی
    اگر گناه وزن داشت هیچ کس را توان آن نبود که گامی بردارد
    اگر دیوار نبود نزدیکتر بودیم, همه وسعت دنیا یک خانه می شد
    و تمام محتوای سفره سهم همه بود
    و هیچ کس در پشت هیچ ناکجایی پنهان نمی شد
    اگر خواب حقیقت داشت
    همیشه با تو در آن ساحل سبز لبریز از نا باوری بودم
    اگر همه سکه داشتند, دلها سکه را بیش از خدا نمی پرستیدند
    و یکنفر کنار خیابان خواب گندم نمی دید
    تا دیگری از سر جوانمردی بی ارزشترین سکه اش را نثار او کند
    اگر مرگ نبود زندگی بی ارزشترین کالا بود, زیبایی نبود, خوبی هم شاید
    اگر عشق نبود به کدامین بهانه می خندیدیم و می گریستیم؟
    کدام لحظه ناب را اندیشه می کردیم؟
    چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟
    آری بیگمان پیش تر از اینها مرده بودیم, اگر عشق نبود
    اگر کینه نبود قلبها تمام حجم خود را در اختیار عشق می گذاشتند
    و من با دستانی که زخم خورده توست
    گیسوان بلند تو را نوازش می کردم
    و تو سنگی را که من به شیشه ات زده بودم به یادگار نگه می داشتی و
    ما پیمانه هایمان را شبهای مهتابی به سلامتی دشمنانمان پر می کردیم”
    Ali Shariati

  • #9
    Mahatma Gandhi
    “Be the change that you wish to see in the world.”
    Mahatma Gandhi

  • #10
    Friedrich Nietzsche
    “Without music, life would be a mistake.”
    Friedrich Nietzsche, Twilight of the Idols

  • #11
    فریدون مشیری
    “من نمي دانم
    _ و همين درد مرا سخت مي آزارد_
    كه چرا انسان اين دانا
    اين پيغمبر
    :در تكاپوهايش
    _چيزي از معجزه آن سو تر_
    ره نبرده ست به اعجاز محبت
    چه دليلي دارد؟
    *
    چه دليلي دارد
    كه هنوز
    مهرباني را نشناخته است؟
    و نمي داند در يك لبخند
    !چه شگفتي هايي پنهان است
    *
    من بر آنم كه درين دنيا
    _خوب بودن _به خدا
    سهل ترين كارست
    و نمي دانم
    كه چرا انسان
    تا اين حد
    با خوبي
    .بيگانه است
    !و همين درد مرا سخت مي آزارد”
    فریدون مشیری

  • #12
    احمد شاملو
    “آن‌که می‌گوید دوستت دارم
    خُـنـیـاگر غمگینی‌ست
    که آوازش را از دست داده است

    ای کاش عشق را
    زبان ِ سخن بود

    هزار کاکلی شاد
    در چشمان توست
    هزار قناری خاموش
    در گلوی من

    عشق را
    ای کاش زبان ِ سخن بود

    آن‌که می‌گوید دوستت دارم
    دل اندُه گین شبی ست
    که مهتابش را می جوید

    ای کاش عشق را
    زبان ِ سخن بود

    هزار آفتاب خندان در خرام ِ توست
    هزار ستاره‌ی گریان
    در تمنای من

    عشق را
    ای کاش زبان ِ سخن بود”
    احمد شاملو

  • #13
    George Orwell
    “Who controls the past controls the future. Who controls the present controls the past.”
    George Orwell, 1984

  • #14
    Colleen McCullough
    “There is a legend about a bird which sings just once in its life, more sweetly than any other creature on the face of the earth. From the moment it leaves the nest it searches for a thorn tree, and does not rest until it has found one. Then, singing among the savage branches, it impales itself upon the longest, sharpest spine. And, dying, it rises above its own agony to outcarol the lark and the nightingale. One superlative song, existence the price. But the whole world stills to listen, and God in His heaven smiles. For the best is only bought at the cost of great pain… Or so says the legend.”
    Colleen McCullough, The Thorn Birds

  • #15
    Colleen McCullough
    “When we press the thorn to our chest we know, we understand, and still we do it.”
    Colleen McCullough, The Thorn Birds

  • #16
    قیصر امین‌پور
    “حسرت همیشگی



    حرفهای ما هنوز ناتمام...

    تا نگاه می کنی:
    وقت رفتن است
    بازهم همان حکایت همیشگی !


    پیش از آنکه با خبر شوی

    لحظه ی عظیمت تو ناگزیر می شود



    آی... ای دریغ و حسرت همیشگی

    ناگهان
    چقدر زود
    دیر می شود!”
    قيصر امين پور

  • #17
    احمد شاملو
    “مرا
    تو
    بی سببی
    نيستی.
    به راستی
    صلت کدام قصيده ای
    ای غزل؟
    ستاره باران جواب کدام سلامی
    به آفتاب
    از دريچه ی تاريک؟

    کلام از نگاه تو شکل می بندد.
    خوشا نظر بازيا که تو آغازمی کنی!”
    احمد شاملو, ابراهیم در آتش

  • #18
    William Shakespeare
    “Love is heavy and light, bright and dark, hot and cold, sick and healthy, asleep and awake- its everything except what it is! (Act 1, scene 1)”
    William Shakespeare, Romeo & Juliet

  • #19
    Albert Camus
    “I may not have been sure about what really did interest me, but I was absolutely sure about what didn't.”
    Albert Camus, The Stranger

  • #20
    Sadegh Hedayat
    “در زندگی زخمهايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد
    و می تراشد.

    اين دردها را نمی شود به کسی اظهار کرد، چون عموما عادت دارند که اين
    دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پيش آمدهای نادر و عجيب بشمارند

    و اگر کسی بگويد يا بنويسد، مردم بر سبيل عقايد جاری و عقايد خودشان
    سعی می کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخر آميز تلقی بکنند”
    صادق هدایت /sadegh hedayat

  • #21
    Oscar Wilde
    “Be yourself; everyone else is already taken.”
    Oscar Wilde

  • #22
    Albert Einstein
    “Two things are infinite: the universe and human stupidity; and I'm not sure about the universe.”
    Albert Einstein

  • #23
    Albert Camus
    “Don’t walk in front of me… I may not follow
    Don’t walk behind me… I may not lead
    Walk beside me… just be my friend”
    Albert Camus

  • #24
    Ignazio Silone
    “در هیچ عصر و زمانه ای مانند دوران ما کلمات را از هدف ساده و طبیعی خویش که مرتبط ساختن انسانها به یکدیگر است منحرف ننموده اند.حرف زدن و فریب دادن امروزه تقریباً مترادفند”
    Ignazio Silone

  • #25
    عرفان نظرآهاری

    دستمال کاغذی به اشک گفت:
    قطره قطره ات طلاست
    یک کم از طلای خود حراج می کنی؟
    عاشقم با من ازدواج می کنی؟
    اشک گفت: ازدواج اشک و دستمال کاغذی!؟
    تو چقدر ساده ای خوش خیال کاغذی!
    توی ازدواج ما تو مچاله می شوی چرک می شوی و تکه ای
    زباله می شوی،پس برو و بی خیال باش عاشقی کجاست!
    تو فقط دستمال باش!
    دستمال کاغذی دلش شکست گوشه ای کنار جعبه اش نشست
    گریه کرد گریه کرد
    در تن سفید و نازکش دوید خون درد
    آخرش دستمال کاغذی مچاله شد
    مثل تکه ای زباله شد او ولی شبیه دیگران نشد
    چرک و زشت مثل این و آن نشد
    رفت گرچه توی سطل آشغال
    پاک بود و عاشق و زلال
    او با تمام دستمال های کاغذی فرق داشت
    چون که در میان قلب خود
    دانه های
    اشک داشت

    عرفان نظرآهاری

  • #26
    قیصر امین‌پور
    “اینجا همه هر لحظه می پرسند :
    ــ « حالت چطور است؟ »

    اما کسی یکبار
    از من نپرسید:
    ــ « بالت ...”
    قیصر امین پور

  • #27
    Mark Twain
    “A lie can travel half way around the world while the truth is putting on its shoes.”
    Mark Twain

  • #28
    هوشنگ ابتهاج
    “زین پیش از پس و پیش زلف دو تا مگستر

    در پیش پای دل ها دام بلا مگستر

    تا کی کنی پریشان دل های مبتلا را

    آن خرمن بلا را پیش صبا مگستر

    بر پای مرغ مألوف کس رشته می نبندد

    دام فسون خدا را بر آشنا مگستر

    من خود به خواهش خویش سر در پی ات نهادم

    دستان مساز و دامم در پیش پا مگستر

    چون شب سیاه کردی بر سایه روز روشن

    بر آن مه دو هفته زلف دو تا مگستر”
    هوشنگ ابتهاج

  • #29
    “از جرعه تو خاک زمین در و لعل یافت
    بیچاره ما که پیش تو از خاک کمتریم
    ...”
    حافظ

  • #30
    Sohrab Sepehri
    “سهراب سپهری در جشن تولد یک سالگی فرزندش گفت : عزیزم ! یک بهار ، یک تابستان ، یک پاییز و یک زمستان را دیدی ! از این پس همه چیز تکراریست
    ....................................

    محدثه ی عزیزم تولدت مبارک باشه
    امروز 2مهرماه سال 1393”
    سهراب سپهری



Rss
« previous 1