Fateme > Fateme's Quotes

Showing 1-30 of 84
« previous 1 3
sort by

  • #1
    Farhad Pirbal
    “نگاه کن هیتلر چە بر سر نیچە آورد، یا آمریکایی ها چە بر سر آلبرت انیشتاین، یا بر سر سلمان رشدی و اسپینوزا و مایاکوفسکی و مارلن مونرو و فرخزاد و… همەشان را مثل مسیح بر صلیب کشیدند، خون هاشان را بعدا بە کتابفروشی های میدان انقلاب تهران سپاردند”
    فرهاد پیربال

  • #2
    Haruki Murakami
    “It's like Tolstoy said. Happiness is an allegory, unhappiness a story.”
    Haruki Murakami, Kafka on the Shore

  • #3
    “If you tell a big enough lie and tell it frequently enough, it will be believed.”
    Walter Langer

  • #4
    Friedrich Nietzsche
    “That which does not kill us makes us stronger.”
    Friedrich Nietzsche

  • #5
    Elbert Hubbard
    “We work to become, not to acquire.”
    Elbert Hubbard

  • #6
    Søren Kierkegaard
    “وحشتناک ترین جنگ ها زمانی رخ نمی دهد که دو طرف دیدگاه هایی مخالف داشته باشند؛ وحشتناک ترین جنگ ها زمانی رخ می دهد که دو طرف یک چیز می گویند، ولی تفسیرشان از آن متفاوت است.”
    Søren Kierkegaard

  • #7
    Søren Kierkegaard
    “آیا مضحک تر از این مردم یافت می شود، که هیچ وقت از آزادی ای که دارند استفاده نمی کنند، اما آزادی ای که ندارند را می طلبند؟
    آن ها آزادی اندیشه دارند، و آزادی بیان می طلبند. آزادی بیان می طلبند تا جبرانی باشد برای آزادی اندیشه ای که تقریباً هیچ وقت به کارش نمی برند.”
    Søren Kierkegaard, Either/Or: A Fragment of Life

  • #8
    هوشنگ ابتهاج
    “دردا و دریغا که در این بازی خونین
    بازیچه ی ایام دل آدمیان است”
    هوشنگ ابتهاج

  • #9
    “تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی
    اندوه بزرگی ست زمانی که نباشی

    آه از نفس پاک تو و صبح نشابور
    از چشم تو و حجره ی فیروزه تراشی

    پلکی بزن ای مخزن اسرار که هر بار
    فیروزه و الماس به آفاق بپاشی

    ای باد سبک سار مرا بگذر و بگذار
    هشدار که آرامش ما را نخراشی

    هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم
    اندوه بزرگی ست چه باشی، چه نباشی”
    علیرضا بدیع

  • #10
    Sohrab Sepehri
    “زندگی درک همین اکنون است
    زندگی شوق رسیدن به همان
    فردایی است، که نخواهد آمد
    تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
    ...ظرف امروز، پر از بودن توست”
    سهراب سپهری

  • #11
    Roberto Bolaño
    “آنان کە در این سال ھا ماندند و نمردند و نرفتند دو دستە شدند: یا فسیل و فرتوت و قحبە و پادو شدند یا دست بە خودکشی تدریجی زدند و در دق‌مرگی بە خود پیچیدند. دستەی سومی وجود ندارد یا اگر ھست دستەای است کە آن دو گروه را بە این روز انداختە”
    Roberto Bolaño

  • #12
    قیصر امین‌پور
    “حسرت همیشگی



    حرفهای ما هنوز ناتمام...

    تا نگاه می کنی:
    وقت رفتن است
    بازهم همان حکایت همیشگی !


    پیش از آنکه با خبر شوی

    لحظه ی عظیمت تو ناگزیر می شود



    آی... ای دریغ و حسرت همیشگی

    ناگهان
    چقدر زود
    دیر می شود!”
    قيصر امين پور

  • #13
    J.D. Salinger
    “یه چیزی که خیلی روم تاثیر گذاشت این خانومه بود که بغلم نشسته بود و همه ش گریه می کرد.هر چی فیلمه مزخرف تر می شد بیشتر گریه می کرد.
    آدم فکر می کرد چون آدم مهربونیه داره گریه می کنه ولی از این خبرا نبود. من بغلش نشسته بودم و خوب می دونم.یه بچه همراش بود که طفلک خیلی خسته شده بود و می خواست بره دستشویی ولی خانومه هی بهش می گفت آروم بگیره و مواظب رفتارش باشه.اندازه ی یک گرگ مهربون بود.بعضی ها این طوری ان. واسه یه فیلمِ چرت و پرت اشک می ریزن ولی تو بیش ترِ موارد حرومزاده های پستی ان!”
    J.D. Salinger, The Catcher in the Rye

  • #14
    Albert Camus
    “اندیشیدن، سرآغاز تحلیل رفتن است”
    آلبر کامو/Albert Camus

  • #15
    Sohrab Sepehri
    “من به آمار زمین مشکوکم اگر این سطح پر از آدمهاست پس چرا این همه آدم تنهاست.؟”
    سهراب سپهری

  • #16
    مرتضی مطهری
    “این نکته را هم عرض کنم که گاهی بعضی از افراد بی همت به دلیل اینکه عرضه ندارند، به دلیل اینکه همّ ندارند، به دلیل اینکه مرد نیستند، وقتی آدمی را میبینند که دنبال جمع کردن ثروت میرود، تحقیرش میکنند، به او میخندند، آیات زهد را میخوانند، دم از تقوا و زهد میزنند، میخواهند مغالطه کنند. نه آقا! او که دنبال جمع کردن ثروت میرود، با همان حرص و حالت دنیاپرستی هم میرود، از توی ضعیف‌همت و دون همت گداصفت بالاتر است، از تو با شخصیت تر است. او نسبت به آن مردی که همتش ازین بالاتر است، مضموم است.”
    مرتضی مطهری, آزادی معنوی

  • #17
    مهدی اخوان ثالث
    “هی فلانی! زندگی شاید همین باشد؟
    یک فریب ساده و کوچک
    آن هم از دست عزیزی که تو دنیا را
    جز برای او و جز با او نمی خواهی.
    من گمانم زندگی باید همین باشد.”
    اخوان ثالث

  • #18
    Forough Farrokhzad
    “من نمی خواهم
    سايه ام را لحظه ای از خود جدا سازم
    من نمی خواهم
    او بلغزد دور از من روی معبرها
    يا بيفتد خسته و سنگين
    زير پای رهگذرها”
    فروغ فرخزاد

  • #19
    Forough Farrokhzad
    “من از شب حرف می زنم
    من از نهایت تاریکی و از نهایت شب حرف می زنم
    اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم”
    فروغ فرخزاد

  • #20
    Mario Vargas Llosa
    “Its easy to know what you want to say, but not to say it”
    Mario Vargas Llosa

  • #21
    محمود دولت‌آبادی
    “...این است که آدمیزاد _دست کم _ دو گونه زندگانی می کند؛ یکی آنکه هست و دیگری آنکه می خواهد.”
    محمود دولت‌آبادی, کلیدر: دوره ۱۰ جلدی

  • #22
    احمد شاملو
    “روزی ما دوباره كبوترهایمان را پیدا خواهیم كرد
    و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت

    روزی كه كمترین سرود
    بوسه است
    و هر انسان
    برای هر انسان
    برادری ست
    روزی كه دیگر درهای خانه شان را نمی بندند
    قفل افسانه ایست
    و قلب
    برای زندگی بس است

    روزی كه معنای هر سخن دوست داشتن است
    تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی
    روزی كه آهنگ هر حرف، زندگی ست
    تا من به خاطر آخرین شعر، رنج جستجوی قافیه نبرم
    روزی كه هر حرف ترانه ایست
    تا كمترین سرود بوسه باشد

    روزی كه تو بیایی، برای همیشه بیایی
    و مهربانی با زیبایی یكسان شود
    روزی كه ما دوباره برای كبوترهایمان دانه بریزیم ...

    و من آنروز را انتظار می كشم
    حتی روزی
    كه دیگر
    نباشم”
    احمد شاملو

  • #23
    Sadegh Hedayat
    “زندگی من مثل یک شمع آب می شود، نه اشتباه می کنم-مثل یک کنده ی هیزم تر است که گوشه ی دیگدان افتاده و به آتش هیزم های دیگر برشته و زغال شده، ولی نه سوخته و نه تر و تازه مانده، فقط از دود و دم دیگران خفه شده”
    صادق هدایت / Sadegh Hedayat, The Blind Owl

  • #24
    فریدون مشیری
    “مگر نه این که غمی سهمگین به دل داریم
    مگر نه این که به رنجی گران گرفتاریم
    نشاطمان را باید همیشه چون خورشید
    بلند و گرم در اعماق جان نگه داریم”
    فریدون مشیری

  • #25
    Oriana Fallaci
    “عادت بدترین بیماریه. کاری می کنه که آدم به هر بدبختی و هر دردی سر خم کنه و بتونه کنار آدمای نفرت انگیز دووم بیاره”
    Oriana Fallaci, A Man

  • #26
    Aziz Nesin
    “صداها

    وقتي كه شب
    به خانه برمي گردي
    و صداي كليد را در قفل مي شنوي
    .بدان كه تنهايي

    وقتي كليد برق را مي زني
    صداي تيك را ميشنوي
    .بدان كه تنهايي

    وقتي در تخت خواب
    از صداي قلب خودت نمي تواني بخوابي
    .بدان كه تنهايي

    وقتي كه زمان
    كتاب ها و كاغذ ها را در خانه مي جود
    و تو صدايش را مي شنوي
    .بدان كه تنهايي

    اگر صدايي از گذشته
    تو را به روزهاي قديمي دعوت كند
    .بدان كه تنهايي

    و تو بي آن كه قدر تنهايي را بداني
    دوست داري
    خودت را خلاص كني
    اگر اين كار هم بكني
    باز تك و تنهايي”
    Aziz Nesin

  • #27
    Ahmet Kaya
    “من اگر كُرد هم نبودم، بخاطر اين نابرابری و ظلم بزرگ به صدا در می آمدم؛ بچه های كُرد با كاغذهای سفيد روزها سر جاده ها می آمدند و كاغذهای سفيد خود را با خونشان قرمز مي كردند و تنها رويش مي نوشتند: «از كشتن ما دست برداريد، ما هم انسان هستيم.» دولت آنهايی را هم كه نمی مردند، روانه ی زندان مي كرد

    !مگر غير از شما، چه وجدانی اين را تحمل مي كند”
    Ahmet Kaya

  • #28
    علی‌محمد مودب
    “گمان مبر که منِ سوخته ز مریخم
    خلاصه‌ی همه‌ی بغض‌های تاریخم!”
    علی‌محمد مودب

  • #29
    Samuel Beckett
    “We are all born mad. Some remain so.”
    Samuel Beckett

  • #30
    Franz Kafka
    “I am free and that is why I am lost.”
    Franz Kafka



Rss
« previous 1 3