Namey65 > Namey65's Quotes

Showing 1-5 of 5
sort by

  • #1
    “نمی‌دانم این "چیزی شدن" را چه کسی توی دهان ما انداخت؟ از کی فکر کردیم باید کسی شویم یا کاری کنیم. این همه آدم در دنیا دارند نباتی زندگی می‌کنند. بیدار می‌شوند و می‌خورند و می‌دوند و می‌خوابند، همین. مگر به کجای دنیا برخورده؟”
    نسیم مرعشی

  • #2
    “زندگی همه جورش سخت است، هر روز سخت‌تر از روز قبل. دارم توی ابرها زندگی میکنم. مالیخولیایی شده‌ام. همین کتاب‌ها مالیخولیایی‌ام کرده‌اند، می‌دانم. همین کتاب‌ها که پر از قهرمان هستند. قهرمان‌های سمی. قهرمان‌هایی که هی تو ذهنم به‌هم بافتم‌شان و بزرگ‌وکوچک‌شان کردم و بالاوپایین‌شان کردم و آخرش یک قهرمان برای خودم ساختم که هیچ‌جا پیدا نمی‌شود.”
    نسیم مرعشی, پاییز فصل آخر سال است

  • #3
    “زندگی آدم‌ها همه‌اش دست خودشان نیست. تو فقط می‌توانی سهم خودت را درست زندگی کنی. بقیه‌اش دست دیگران است.”
    نسیم مرعشی, پاییز فصل آخر سال است

  • #4
    “نگاهم می چرخد دور سالن که مثل هر روز دارد آرام‌آرام پُر می شود. دوست‌شان دارم. خوشحالم وقتی با هم کار می کنیم و با هم می خندیم. این‌جا منطقه ی امن من است. جای آرام دنیا. جایی که می توانم لا‌به‌لای آدم هایش قایم شوم و پناه بگیرم و هیچ‌کس نتواند آزارم دهد. آدم ها را نگاه می‌کنم و نفس عمیق شادی می‌کشم که تازه از لا‌به‌لای خرده ریزه‌های ته قلبم پیدایش کرده ام.”
    نسیم مرعشی, پاییز فصل آخر سال است

  • #5
    “دم در بر می‌گردد و نگاهم می‌کند. نگاهش هزار سال طول می‌کشد. بعد می‌گوید: فقط اینکه تنهایی خیلی سخت است شبانه. سخت‌تر از زندگی بی‌رویا است. آدم همیشه توی ابرها زندگی نمی‌کند. کم‌کم می‌آید پایین و آن وقت تنهایی از همه چیز سخت‌تر می‌شود. می فهمی؟”
    نسیم مرعشی, پاییز فصل آخر سال است



Rss