War And Survival Quotes

Quotes tagged as "war-and-survival" Showing 1-6 of 6
Elsa Morante
“روی بستر اندکی جا به جا شد و یک نفس ادامه داد:(( تو و برادرت آنقدر با هم فرق دارید که آدم شماها را برادر نمی شناسد. اما از یک نظر به هم رفته اید و آن هم نشاط و خونگرمی است. نشاط او از شور زندگانی است، نشاط تو از سرزندگی است تو بانشاط ترین موجود دنیا هستی، این را از همان روز اول که تو را دیدم فهمیدم آنجا در اتاق بزرگ... من همیشه می کوشیدم به تو فکر کنم چون دلم برایت می سوخت! و از همان هنگام باور کن، همیشه به یاد تو هستم...))”
Elsa Morante, History

Elsa Morante
“((من همواره دلباخته ش شادکامی بوده ام. وقتی بچه بودم، بعضی روزها چنان لبریز می شدم که بی اختیار بازوان را از هم می گشودم و پا به دویدن می گذاشتم و دلم می خواست نعره بزنم، بس است: بس است! بس است! نمی توانم این همه شادی را برای خودم نگاه دارم. باید آن را با دیگری قسمت کنم!))”
Elsa Morante, History

Elsa Morante
“به همرزمان
رفقا، انقلاب را برای رساله ها ننوشته اند
برای فلاسفه که برده ها بساط سورچرانی شان را تدارک می بینند
یا پروفسورهایی که جان کندن های دیگران را
سر میز مذاکرات وجه المصالحه قرار می دهند.
انقلاب کبیر را باد هوا به ما می آموزد
که خود را به همه ارزانی می دارد و نفس همه را تازه می سازد.
دریا آواز خون بی دریغ ما را سر می دهد
که در هر قطره ی خود خورشیدی پنهان دارد!
از این رو هر نی نی چشم انسانی بازتاب تمام نور است.
همرزمان، آدمیان کره ی ارض!
واژه ی انقلاب را با هم بخوانیم
در چشمان من- تو- او که همه به یمن نور اندیشه و ستاره ها پذیرفته اند در این واژه نوشته است:
انسان: آگاه و آزاد...!”
Elsa Morante, History

Elsa Morante
“تو همان غنچه ی فرو بسته ای
که به نخستین تابش آفتاب مارس برخواهی شکفت...
غشق من، شکوفا شو!
برخیز! من ماه مارس ام!
ای ضدف چمزار، غنچه ی دریایی،
اینجا بهار بردمیده، وتو
از آن منی...”
Elsa Morante, History

Elsa Morante
“فقط یک انسان پاک ناد می تواند دست رد بر سینه ی سوداگران نهاده و به آنان بگوید: زمین، معبد وجدان تام را، شما راهزنان مبدل به کنام دزدها کرده اید!.”
Elsa Morante, History

“در گیراگیر آن موقعیت پرآشوب خانه ی مرتب و تمیز و زندگی در آن خانه کانونی است که به او نیروی خلاق می بخشد. در این وقت او مانند سربازی است که برای گذراندن مرخصی از جبهه ی جنگ به خانه باز می گردد.”
Jean Laffitte, ب‍رم‍ی‌گ‍ردی‍م‌ گ‍ل‌ ن‍س‍ری‍ن‌ ب‍چ‍ی‍ن‍ی‍م‌