Discover new books on Goodreads
Meet your next favorite book

amitis arasteh

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about amitis.

https://t.me/rougefoncei

دستور زبان فارسی 2
amitis arasteh rated a book liked it
bookshelves: currently-reading
Reading for the 2nd time
read in August 2026
Rate this book
Clear rating

progress: 
 
  (page 37 of 384)
6 hours, 14 min ago

 
زمین سوخته
Rate this book
Clear rating

progress: 
 
  (page 154 of 329)
Aug 13, 2026 05:21AM

 
504 Absolutely Es...
Rate this book
Clear rating

progress: 
 
  (page 3 of 176)
Jul 25, 2026 12:32PM

 
See all 15 books that amitis is reading…
Loading...
Sadegh Hedayat
“ولی هیچ وقت نه مسجد و نه صدای اذان و نه وضو و اخ و تف انداختن و دولا راست شدن در مقابل یک قادر متعال و صاحب اختیار مطلق که باید به زبان عربی با او اختلاط کرد، در من تأثیری نداشته است. اگر چه سابق بر این وقتی که سلامت بودم، چند بار اجباراً به مسجد رفته ام و سعی می کردم که قلب خودم را با سایر مردم جور و هم آهنگ بکنم، ولی چشمم روی کاشی های لعابی و نقش و نگار دیوار مسجد که مرا در خواب های گوارا می برد و بی اختیار با این وسیله راه گریزی برای خودم پیدا می کردم، خیره می شد. در موقع دعا کردن چشم های خودم را می بستم و کف دستم را جلو صورتم می گرفتم. درآن شبی که برای خودم ایجاد می کردم، مثل لغاتی که بدون مسئولیت فکری در خواب تکرار من کنند، من دعا می خواندم، ولی تلفظ این کلمات از ته دل نبود، چون من بیش تر خوشم می آمد با یک نفر دوست و آشنا حرف بزنم تا با خدا، یا قادر متعال! چون خدا از سرمن زیاد بود.
زمانی که در یک رخت خواب گرم و نم ناک خوابیده بودم همه ی این مسائل برایم به اندازه ی جوی، ارزش نداشت و در این موقع نمی خواستم بدانم که حقیقتاً خدایی وجود دارد یا این که فقط مظهر فرمان روایان روی زمین است که برای استحکام مقام الوهیت و چاپیدن رعایای خود تصور کرده اند. تصویر روی زمین را به آسمان منعکس کرده اند. فقط می خواستم بدانم که شب را به صبح می رسانم یا نه. حس می کردم که در مقابل مرگ، مذهب و ایمان و اعتقاد چه قدر سست و بچه گانه و تقریباً یک جور تفریح برای اشخاص تن درست و خوش بخت بود. در مقابل حقیقت وحشت ناک مرگ و حالات جان گذاری که طی می کردم، آن چه راجع به کیفر و پاداش روح و روز رستاخیز به من تلقین کرده بودند، یک فریب بی مزه شده بود و دعا هایی که به من یاد داده شده بودند، در مقابل ترس از مرگ هیچ تأثیری نداشت.
نه، ترس از مرگ گریبان مرا ول نمی کرد. کسانی که درد نکشیده اند، این کلمات را نمی فهمند. به قدری حس زنده گی در من زیاد شده بود که کوچک ترین لحظه ی خوشی جبران ساعت های دراز خفقان و اضطراب را می کرد.
می دیدم که درد و رنج وجود دارد، ولی خالی از هر گونه مفهوم و معنی بود. من میان رجاله ها یک نژاد مجهول و ناشناس شده بودم، به طوری که فراموش کرده بودند که سابق برین جزو دنیای آن ها بوده ام. چیزی که وحشت ناک بود، حس می کردم که نه زنده ی زنده هستم و نه مرده ی مرده، فقط یک مرده ی متحرک بودم که نه رابطه یی با دنیای زنده ها داشتم و نه از فراموشی و آسایش مرگ استفاده می کردم.”
صادق هدایت

نزار قباني
“Your departure is not a tragedy:
I am like a willow tree
That always dies
While standing.”
Nizar Qabbani, Arabian Love Poems: Full Arabic and English Texts

Stendhal
“To write a book is to risk being shot at in public.”
Stendahl

عباس معروفی
“آدم عاشق باشد و نتواند به کسی بگوید، غم انگیز نیست؟”
عباس معروفی, سال بلوا

Fyodor Dostoevsky
“Because I'm a Karamazov. Because when I fall into the abyss, I go straight into it, head down and heels up, and I'm even pleased that I'm falling in just such a humiliating position, and for me I find it beautiful.”
Fyodor Dostoyevsky, The Brothers Karamazov

year in books
Shiva
458 books | 41 friends

Elina S...
37 books | 5 friends

Eli Grady
425 books | 29 friends

Vag
Vag
172 books | 22 friends

Parsa
552 books | 245 friends

Mostafa...
74 books | 785 friends

بـهـشــ...
676 books | 808 friends

Younes ...
3 books | 649 friends

More friends…



Polls voted on by amitis

Lists liked by amitis