amitis arasteh

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about amitis.

https://t.me/rougefoncei

The Idiot
amitis arasteh is currently reading
bookshelves: currently-reading
Rate this book
Clear rating

progress: 
 
  (41%)
Feb 15, 2026 04:14AM

 
Eugénie Grandet
Rate this book
Clear rating

progress: 
 
  (page 75 of 240)
Dec 29, 2025 01:04AM

 
تاریخ مختصر زبانش...
Rate this book
Clear rating

progress: 
 
  (page 300 of 593)
Feb 14, 2026 02:41AM

 
See all 7 books that amitis is reading…
Loading...
نزار قباني
“Your departure is not a tragedy:
I am like a willow tree
That always dies
While standing.”
Nizar Qabbani, Arabian Love Poems: Full Arabic and English Texts

Sadegh Hedayat
“ولی هیچ وقت نه مسجد و نه صدای اذان و نه وضو و اخ و تف انداختن و دولا راست شدن در مقابل یک قادر متعال و صاحب اختیار مطلق که باید به زبان عربی با او اختلاط کرد، در من تأثیری نداشته است. اگر چه سابق بر این وقتی که سلامت بودم، چند بار اجباراً به مسجد رفته ام و سعی می کردم که قلب خودم را با سایر مردم جور و هم آهنگ بکنم، ولی چشمم روی کاشی های لعابی و نقش و نگار دیوار مسجد که مرا در خواب های گوارا می برد و بی اختیار با این وسیله راه گریزی برای خودم پیدا می کردم، خیره می شد. در موقع دعا کردن چشم های خودم را می بستم و کف دستم را جلو صورتم می گرفتم. درآن شبی که برای خودم ایجاد می کردم، مثل لغاتی که بدون مسئولیت فکری در خواب تکرار من کنند، من دعا می خواندم، ولی تلفظ این کلمات از ته دل نبود، چون من بیش تر خوشم می آمد با یک نفر دوست و آشنا حرف بزنم تا با خدا، یا قادر متعال! چون خدا از سرمن زیاد بود.
زمانی که در یک رخت خواب گرم و نم ناک خوابیده بودم همه ی این مسائل برایم به اندازه ی جوی، ارزش نداشت و در این موقع نمی خواستم بدانم که حقیقتاً خدایی وجود دارد یا این که فقط مظهر فرمان روایان روی زمین است که برای استحکام مقام الوهیت و چاپیدن رعایای خود تصور کرده اند. تصویر روی زمین را به آسمان منعکس کرده اند. فقط می خواستم بدانم که شب را به صبح می رسانم یا نه. حس می کردم که در مقابل مرگ، مذهب و ایمان و اعتقاد چه قدر سست و بچه گانه و تقریباً یک جور تفریح برای اشخاص تن درست و خوش بخت بود. در مقابل حقیقت وحشت ناک مرگ و حالات جان گذاری که طی می کردم، آن چه راجع به کیفر و پاداش روح و روز رستاخیز به من تلقین کرده بودند، یک فریب بی مزه شده بود و دعا هایی که به من یاد داده شده بودند، در مقابل ترس از مرگ هیچ تأثیری نداشت.
نه، ترس از مرگ گریبان مرا ول نمی کرد. کسانی که درد نکشیده اند، این کلمات را نمی فهمند. به قدری حس زنده گی در من زیاد شده بود که کوچک ترین لحظه ی خوشی جبران ساعت های دراز خفقان و اضطراب را می کرد.
می دیدم که درد و رنج وجود دارد، ولی خالی از هر گونه مفهوم و معنی بود. من میان رجاله ها یک نژاد مجهول و ناشناس شده بودم، به طوری که فراموش کرده بودند که سابق برین جزو دنیای آن ها بوده ام. چیزی که وحشت ناک بود، حس می کردم که نه زنده ی زنده هستم و نه مرده ی مرده، فقط یک مرده ی متحرک بودم که نه رابطه یی با دنیای زنده ها داشتم و نه از فراموشی و آسایش مرگ استفاده می کردم.”
صادق هدایت

Fyodor Dostoevsky
“I exist.’ In thousands of agonies — I exist. I’m tormented on the rack — but I exist! Though I sit alone in a pillar — I exist! I see the sun, and if I don’t see the sun, I know it’s there. And there’s a whole life in that, in knowing that the sun is there.”
Fyodor Dostoyevsky, The Brothers Karamazov

Sadegh Hedayat
“وای به حال مملكتی كه من بزرگ‌ترین نویسنده‌اش باشم.”
Sadegh Hedayat

Agnès Varda
“It seems to me that this dialectic, this ambiguity, this contradiction of the clichés of our mental life and the images of lived life is really the subject of all my films.”
Agnes Varda, Agnes Varda: Interviews

year in books
Shiva
453 books | 41 friends

Elina S...
35 books | 5 friends

Eli Grady
425 books | 29 friends

vieuxal
638 books | 19 friends

Milad R...
290 books | 84 friends

Younes ...
263 books | 564 friends

Maedeh ...
1,363 books | 172 friends

Helena ...
289 books | 5 friends

More friends…



Polls voted on by amitis

Lists liked by amitis