Peyman
https://www.goodreads.com/peymanoa
“چو ايران نباشد تن من مباد
بدين بوم و بر زنده يک تن مباد
بيا تا همه تن به کشتن دهيم
مبادا که کشور به دشمن دهيم
دريغ است ايران که ويران شود
کنام پلنگان و شيران شود”
―
بدين بوم و بر زنده يک تن مباد
بيا تا همه تن به کشتن دهيم
مبادا که کشور به دشمن دهيم
دريغ است ايران که ويران شود
کنام پلنگان و شيران شود”
―
“آری, انسان زندگانی دشواری دارد. من تصور می کنم بهترین تعریفی که می توان ز انسان کرد این است:"انسان عبارتست از موجودی که به همه چیز عادت می کند.”
―
―
“ای همه کار تو مطبوع و همه جای تو خوش
دلم از عشوه شرین شکرخای تو خوش
همچو گلبرگ طری هست وجود تو لطیف
همچو سرو چمنی هست سراپای تو خوش
هم گلستان خیالم ز تو پرنقش و نگار
هم مشام دلم از زلف سمنسای تو خوش
شیوه ناز تو شیرین خط و خال تو ملیح
چشم وابروی توزیبا قدوبالای تو خوش
پیش چشم تو بمیرم که بدان بیماری
میکند درد مرا از رخ زیبای تو خوش
در ره عشق که از سیل فنا نیست گذار
میکنم خاطر خودرا به تمنای تو خوش
در بیابان طلب گرچه ز هرسو خطر است
میرود حافظ بیدل به تولای تو خوش”
―
دلم از عشوه شرین شکرخای تو خوش
همچو گلبرگ طری هست وجود تو لطیف
همچو سرو چمنی هست سراپای تو خوش
هم گلستان خیالم ز تو پرنقش و نگار
هم مشام دلم از زلف سمنسای تو خوش
شیوه ناز تو شیرین خط و خال تو ملیح
چشم وابروی توزیبا قدوبالای تو خوش
پیش چشم تو بمیرم که بدان بیماری
میکند درد مرا از رخ زیبای تو خوش
در ره عشق که از سیل فنا نیست گذار
میکنم خاطر خودرا به تمنای تو خوش
در بیابان طلب گرچه ز هرسو خطر است
میرود حافظ بیدل به تولای تو خوش”
―
“سرمايهی تمامِ اين سالهای من،
همين دو سه ترانهی سادهایست
که در بیخيالیِ بعضی فرصتها،
از حضرتِ حافظ ربودهام.
فروغ میداند
من وصيتِ کوتاهم را
پيشِ کدام کلماتِ گُنگِ بیمعنی،
به امانت گذاشتهام.
ديگر چيزی برای گفتن باقی نمانده است.
ديگر مزاحمِ اوقاتِ صبح و غروبِ پنجشنبهها نخواهم شد.
دلم میخواهد سرم را بگذارم
بروم يک جای دور،
بگيرم يادم برود اسمم چيست،
اما شاعرم،
چه کنم؟!
امروز يکشنبه است،
امروز يکشنبه، بيست و هفتم آبان است.
مقابل کندویِ کلماتِ بیمعنیِ خودم نشستهام،
لبريزِ شيرم،
پستانِ رسيدهی نورم،
رازدارِ مَردمام.
زود است که بميرم.
فروغ رفته وصيتِ واژههايم را
از پردهدارِ دريا پس گرفته است. ”
― يوما آنادا : فاخته بايد بخواند، مهم نيست كه نصف شب است
همين دو سه ترانهی سادهایست
که در بیخيالیِ بعضی فرصتها،
از حضرتِ حافظ ربودهام.
فروغ میداند
من وصيتِ کوتاهم را
پيشِ کدام کلماتِ گُنگِ بیمعنی،
به امانت گذاشتهام.
ديگر چيزی برای گفتن باقی نمانده است.
ديگر مزاحمِ اوقاتِ صبح و غروبِ پنجشنبهها نخواهم شد.
دلم میخواهد سرم را بگذارم
بروم يک جای دور،
بگيرم يادم برود اسمم چيست،
اما شاعرم،
چه کنم؟!
امروز يکشنبه است،
امروز يکشنبه، بيست و هفتم آبان است.
مقابل کندویِ کلماتِ بیمعنیِ خودم نشستهام،
لبريزِ شيرم،
پستانِ رسيدهی نورم،
رازدارِ مَردمام.
زود است که بميرم.
فروغ رفته وصيتِ واژههايم را
از پردهدارِ دريا پس گرفته است. ”
― يوما آنادا : فاخته بايد بخواند، مهم نيست كه نصف شب است
انقلاب سبز
— 80 members
— last activity Aug 29, 2010 07:40AM
هر انقلاب با یک پشتوانه فکری و با یک سری اهداف ایجاد می شود و انقلاب ما با پشتوانه اعتقادی و فکری و هدف ایران آزاد و آباد و ... تشکیل شده است پس زند ...more
Anahita
— 135 members
— last activity Feb 03, 2015 11:14AM
Woman's traits and relations {Anahita "meaning unstained, clean and innocent" is Goddess of water,fertility, greens and plants.She is the deification ...more
اوریانا فالاچی
— 53 members
— last activity Jun 09, 2019 10:44PM
گروهی برای شناخت بیشتر آثار اوریا فالاچی روزنامه نگار بین المللي و نویسنده
دوستداران خاتمی طرفداران موسوی
— 99 members
— last activity Feb 13, 2010 05:34PM
خاتمی یه پابلیک فیگره (چهره، شخصیت) میشه دوسش داشت موسوی یه فعال سیاسیه میشه ساپورتش (طرفداری، حمایت) کرد :)
داستان هاي كوتاه طنز
— 298 members
— last activity Apr 11, 2018 12:24AM
براي علاقمندان داستان هاي طنز ايراني و خارجي طنز یعنی قاقاه گریستن و زار زار خندیدن
Peyman’s 2025 Year in Books
Take a look at Peyman’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Polls voted on by Peyman
Lists liked by Peyman































