Mohammad Hanifeh
529 ratings (3.35 avg)
336 reviews
more photos (3)

#30 best reviewers
#79 top reviewers

Mohammad Hanifeh

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Mohammad.

https://www.instagram.com/mohanifeh
https://www.goodreads.com/mohanifeh

تابستان آن سال
Mohammad Hanifeh is currently reading
by David Baldacci (Goodreads Author)
bookshelves: currently-reading
Rate this book
Clear rating

 
ماه نیمروز
Rate this book
Clear rating

 
برف و سمفونی ابری
Rate this book
Clear rating

 
See all 18 books that Mohammad is reading…
Loading...
رضا براهنی
“شتاب کردم که آفتاب بیاید
نیامد
دویدم از پیِ دیوانه‌ای که گیسوانِ بلوطش را به سِحرِ گرمِ مرمرِ لُمبرهایش می‌ریخت
که آفتاب بیاید
نیامد
به روی کاغذ و دیوار و سنگ و خاک نوشتم که تا نوشته بخوانند
که آفتاب بیاید
نیامد
چو گرگ زوزه کشیدم، چو پوزه در شکمِ روزگارِ خویش دویدم
شبانه روز دریدم، دریدم
که آفتاب بیاید
نیامد
چه عهدِ شومِ غریبی! زمانه صاحبِ سگ؛ من سگش
چو راندم از درِ خانه ز پشت بامِ وفاداری درون خانه پریدم که آفتاب بیاید
نیامد
کشیده‌ها به رُخانم زدم به خلوتِ پستو
چو آمدم به خیابان
دو گونه را چُنان گدازه‌ی پولاد سوی خلق گرفتم که آفتاب بیاید
نیامد
اگرچه هق هقم از خواب، خوابِ تلخ برآشفت خوابِ خسته و شیرین بچه‌های جهان را
ولی گریستن نتوانستم
نه پیشِ دوست نه در حضور غریبه نه کنجِ خلوتِ خود گریستن نتوانستم
که آفتاب بیاید
نیامد”
رضا براهنی, خطاب به پروانه‌ها و چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم

Heinrich Böll
“وقتي به اين مسئله فكر مي كنم كه بعضي از دلقك ها سي سال تمام نمايش هايي يكسان را اجرا مي كنند، حيرت زده مي شوم. چنين كاري براي من مانند اين است كه به خوردن يك كيسه آرد با يك قاشق محكوم شده باشم. اگر كاري را كه انجام مي دهم لذت بخش نباشد، مريض مي شوم، و حالتي بيمارگونه پيدا مي كنم”
Heinrich Böll, The Clown

Heinrich Böll
“وقتی توی حمام , در گنجه کوچک سفید دیواری را باز کردم , دیگر دیر شده بود. باید فکرش را قبلا میکردم چه چیزهای احساساتی مرگ آوری توی آن است. لوله ها و قوطی ها و شیشه ها و ماتیک های ماری ؛ هیچ چیز از آنها دیگر توی گنجه نبود , و اینکه به طور آشکار هیچ چیز از آنها آنجا نبود , همانقدر ناراحت کننده بود که من یک لوله یا یک قوطی از او می یافتم.”
Heinrich Böll, The Clown

Heinrich Böll
“بعضی کورها، با این که واقعا کور هستند، ولی نقش یک نابینا را بازی می کنند.”
Heinrich Böll, The Clown

Heinrich Böll
“یک وسیلۀ درمان موقتی وجود دارد، آن اَلکُل است، و یک وسیلۀ درمان قطعی و همیشگی می‌تواند وجود داشته باشد، و آن ماری است. ماری مرا ترک کرده است. دلقکی که به مِی‌خوارگی بیُفتد زودتر از یک شیروانی‌ساز مست سقوط می‌کند.”
Heinrich Böll, The Clown

1264928 گروهی برای انتشار رایگان نسخه دانلودی کتاب ها از سوی خود نویسندگان — 667 members — last activity Feb 15, 2026 12:32PM
در روزهایی به سر می بریم که بسیاری از نویسندگان با توجه به محدودیت های نشر و توزیع کتاب در داخل و خارج از کشور با انبوهی از کتاب های خاک خورده خود در ...more
year in books
فؤاد
2,059 books | 3,667 friends

Sahar K...
406 books | 276 friends

Dream.M
1,350 books | 909 friends

Saba Kh
175 books | 8 friends

Zsa Zsa
1,504 books | 298 friends

Sina Sh...
220 books | 17 friends

Saeedeh...
716 books | 42 friends

Shakiba...
1,859 books | 214 friends

More friends…



Polls voted on by Mohammad

Lists liked by Mohammad