Discover new books on Goodreads
Meet your next favorite book

Everafter

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Everafter.


Midnight’s Children
Everafter is currently reading
bookshelves: currently-reading
Rate this book
Clear rating

 
Loading...
Dean F. Wilson
“And it was to the bottom that the vessel now plunged, into the waters that were blacker than any black on land, into a gloom that was more consuming than the deepest night. Were the crew not focused on their frenzied work to stop the steep descent, they might've glanced out one of the many round windows, and they might've thought that they were looking into the black iris of an evil creature—and they might've been right.”
― Dean F. Wilson, Lifemaker

Jean-Paul Sartre
“There are two ways to go to the gas chamber, free and not free.”
― Jean-Paul Sartre

“Pinch of pain gives you tear!
Repeat!
Pinch of pain gives you strength! Repeat!
A pinch of pain gives you strength to overcome the big pain.”
― Ar. Harpreet Singh

Jean-Paul Sartre
“Still, somewhere in the depths of ourselves we all harbor an ashamed, unsatisfied melancholy that quietly awaits a funeral.”
― Jean-Paul Sartre, The Reprieve

Forough Farrokhzad
“كدام قله، كدام اوج؟
مگر تمامي اين راه‌هاي پيچاپيچ
در آن دهان سرد مكنده
به نقطه تلاقي و پايان نمي‌رسند؟
به من چه داديد ‌اي واژه‌هاي ساده فريب؟
و اي رياضت اندام‌ها و خواهش‌ها
اگر گلي به گيسوي خود مي‌زدم
از اين تقلب، از اين تاج كاغذين
كه بر فراز سرم بو گرفته است فريبنده‌تر نبود؟
چگونه روح بيابان مرا گرفت
و سحر ماه زايمان گله دورم كرد
چگونه ناتمامي قلبم بزرگ شد
و هيچ نيمه‌اي اين نيمه را تمام نكرد؟
چگونه ايستادم و ديدم
زمين به زير دو پايم ز تكيه‌گاه تهي مي‌شود
و گرمي تن جفتم
به انتظار پوچ تنم ره نمي‌برد
كدام قله كدام اوج؟
مرا پناه دهيد‌ اي چراغ‌هاي مشوش
اي خانه‌هاي روشن شكاك
كه جامه‌هاي شسته در آغوش دودهاي معطر
بر بام‌هاي آفتابي‌تان تاب‌مي‌خورند
مرا پناه دهيد اي زنان ساده كامل
كه از وراي پوست سر انگشت‌هاي نازكتان
مسير جنبش كيف‌آور جنيني را
دنبال مي كند
و در شكاف گريبانتان هميشه هوا
به بوي شير تازه مي‌آميزد
كدام قله كدام اوج؟
مرا پناه دهيد اي اجاق‌هاي پر آتش اي نعل‌هاي خوشبختي
و اي سرود ظرف‌هاي مسين در سياهكاري مطبخ
و اي ترنم دلگير چرخ خياطي
و اي جدال روز و شب فرش‌ها و جاروها
مرا پناه دهيد اي تمام عشق‌هاي حريصي
كه ميل دردناك بقا بستر تصرف‌تان را
به آب جادو
و قطره‌هاي خون تازه مي‌آرايد
تمام روز، تمام روز
رها شده، رها شده چون لاشه‌اي بر آب
به سوي سهم‌ناك‌ترين صخره پيش مي‌رفتم
به سوي ژرف‌ترين غارهاي دريايي
و گوشت‌خوارترين ماهيان
و مهره‌هاي نازك پشتم
از حس مرگ تير كشيدند
نمي‌توانستم ديگر نمي‌توانستم
صداي پايم از انكار راه برمي‌خاست
و يأسم از صبوري روحم وسيع‌تر شده بود
و آن بهار و آن وهم سبز رنگ
كه بر دريچه گذر داشت با دلم مي‌گفت
نگاه كن
تو هي‌چگاه پيش نرفتي
تو فرو رفتي...”
― فروغ فرخزاد

year in books
Mona
91 books | 45 friends





Polls voted on by Everafter

Lists liked by Everafter